کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: بنامیـن بهادری

  1. #1
    کاربر ویژه

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۱۰ تیر ۹۳ [ ۲۱:۵۷]
    محل سکونت
    ye jaye in koreye khakiiiii
    نوشته ها
    1,026
    امتیاز
    11,602
    سطح
    1
    Points: 11,602, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    Three FriendsOverdriveCreated Blog entry1 year registered10000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    61
    سپاس ها
    971
    سپاس شده 820 در 493 پست
    حالت من
    Ashegh

    New بنامیـن بهادری

    ◆ مصاحبه بنامیـن بهادری ◆


    بنیامین: اسم اصلی من وحید است ولی بنیامین صدایم می کنند


    قرار ما با علی ضیا و بنیامین بهادری در حیاط باصفای امام زاده صالح (ع) تجریش بود. وقتی داشتیم از زیارت برمی گشتیم، بنیامین دقایقی پشت پیشخوان کفشداری رفت و کار کفش دارها را انجام داد...





    زمانی که بنیامین بهادری را از نزدیک نمی شناختم فکر می کردم هیچ وقت امکان دوستی ما وجود ندارد. حسم این بود که بنیامین دچار نوعی غرور شده اما وقتی که برای اولین بار با هم گپ زدیم این احساس کاملا از بین رفت و به سمتم سرازیر شد.

    بنیامین در این گفت و گو به مسائلی اشاره کرده که تا به حال در مورد آن حرف نزده و این شاید نکته قابل توجه این مصاحبه است. او می گوید ریشه ایمانی دارد، ریشه ای که اساسا به خانواده او برمی گردد. قرار ما با علی ضیا و بنیامین بهادری در حیاط باصفای امام زاده صالح (ع) تجریش بود. وقتی داشتیم از زیارت برمی گشتیم، بنیامین دقایقی پشت پیشخوان کفشداری رفت و کار کفش دارها را انجام داد، نمی دانم نیتش چه بود. هر چه بود نشان می داد که او هیچ نسبتی با غرور و تکبر ندارد و هنوز هم همان پسر خوب و باصفایی است که روزگاری برای مداحان معروف کشورمان تصنیف می ساخت.

    چرا اینقدر کم کاری؟
    - بیشتر به این دلیل که هر کاری که از انسان منتشر می شود باید حاوی طعمی جدید باشد و این طعم جدید هم فقط با انجام و پایان کار به وجود نمی آید. گاهی برای کار باید فرایندهای تحقیقاتی را طی کرد تا به یک نتیجه خوب و ایده آل رسید. شما وقتی به مردم قول می دهید که برای آنها طلا پیدا می کنید و با تجهیزات زیاد و نقشه به سمت معدن طلا می روید تا طلاها را پیدا کنید، به یک مرحله پیش بینی نشده می رسید. مثلا سطح سختی که برای مدتی برنامه ریزی های زمانی تان را جابجا می کند و انرژی بیشتری می طلبد اما در نهایت با توجه به نقشه راه، امکانات و تکنیک به روز به نتیجه دلخواه خود می رسیم به امید خدا!

    پس ماجرا این نیست که می خواهی مخاطب را تشنه موسیقی ات نگه داری؟ درست مثل آن چند سال اول که کنسرت نمی گذاشتی...

    - خب آن چند سالی که من کنسرت نداشتم تقریبا شرایط برای حضورم روی استیج فراهم نبود. به هر حال آن روزها آنقدر حساسیت وجود داشت و فضای ایجاد شده برای ما شکننده بود که ترجیح می دادیم یک مقدار چراغ خاموش کار کنیم.

    شکننده یعنی چی؟
    - فکر می کنم محسن رجب پور بهتر می تواند در این مورد اظهار نظر کند اما همین اندازه می دانم که «بنیامین 85» تا کمیسیون فرهنگی مجلس هم رفت و در موردش بحث شد که این آهنگ ها به چه دلیلی منتشر شده و اصلا بنیامین به چه دلیلی می خواند؟ به قول محسن رجب پور سال 85 صفتی به نام کارهای بنیامینی راه افتاده بود که اصولا روی آن دید مثبتی هم وجود نداشت. به همین دلیل هم تصمیم گرفتیم چراغ خاموش کار کنیم و در اجرای کنسرت کمی صبر به خرج دادیم.


    پس ماجرای ایجاد عطش بین مخاطب را قبول نداری؟
    - نه هیچ وقت دوست ندارم دوستانم (مخاطبانم) را در هیچ زمینه ای تشنه نگه دارم. هر چیزی که فکر می کنم به دردشان می خورد را در اختیارشان قرار می دهم.

    با این همه تاخیر نمی ترسی که از بازار موسیقی عقب بمانی؟
    - فکر می کنم بازار را مردم تعیین می کنند. خوشبختانه ما مردم باهوشی داریم و بین کار باعجله و کم دقت با یک کار اصولی و با کیفیت تفاوت قائل می شوند.

    نام آلبوم جدیدت را انتخاب کرده ای؟
    - ما معمولا دو هفته مانده به انتشار آلبوم اسم آن را انتخاب می کنیم چون معتقدیم نام آلبوم خیلی به شرایط روز وابسته است. هیچ وقت دوست نداشته و نداریم اسمی را پیشاپیش اعلام کنیم که نسبتی با شرایط روز نداشته باشد.

    پس احتمال دارد اسمی شبیه به دو آلبوم قبلی انتخاب نشود ...

    - نمی دانم ...


    فکر می کنم موفق ترین خواننده ای هستی که در خارج از ایران کنسرت برگزار می کنی، شنیده ام کسانی که در کنسرت هایت حضور داشتند، آهنگ هایت را حفظ بودند و با تو همخوانی می کردند. در مورد این کنسرت ها بگو.

    - به هر حال این آهنگ ها هیت شده و بین مردم جا افتاده بود. شاید جالب باشد بدانی که کنسرت هایم را از کنسرت های خارجی آغاز کردم و اولین باری که روی سن قرار گرفتم، در جشنواره موسیقی که در شهر استکهلم برگزار می شد شرکت کردم. آنجا متوجه شدم که مردمی که فرسنگ ها دورتر از من زندگی می کنند هم آهنگ هایم را شنیده اند و حفظ هستند.

    تو کارت را با آهنگ های مذهبی مثل «آقام آقام ...» شروع کردی، در مورد آن کارها برایمان بگو.
    - من آن کارها را در مقام آهنگساز برای ارائه به بازار ساخته بودم و از ابتدا قرار نبود که آنها را خودم بخوانم اما به هر حال این آهنگ ها بعد از انتشار ناگهانی «دنیا دیگه مث تو نداره...» بین مردم پخش شد و خوشبختانه مورد استقبال هم واقع شد.

    کارها سفارشی بود یا دلی؟
    - هم سفارشی بود و هم دلی! من هیچ وقت کار سفارشی را بدون رضایت قلبی انجام نداده و نخواهم داد. یک وقتی هست قلبت یک کار را در ذهنت طرح می کند و تو می روی دنبالش و انجامش می دهی. موقعی هم هست که خواسته قلبی ات در قالب یک سفارش به تو می رسد و سراغش می روی.

    زمانی به عنوان یکی از خواننده های یاغی مطرح بودی و درگیری های رسانه ای زیادی با آدم های مختلف داشتی، از حامد بهداد بگیر تا محسن یگانه و سیروان! اما امروز هیچ حاشیه ای نداری و خیلی آرام تر از گذشته شده ای...

    - آن وقت ها شاید برخی علاقه داشتند که تمرکز مخاطب را از آثار من به سمت حواشی سوق دهند. البته به محض مشاهده نشانه هایی از این دست به سرعت فاصله می گرفتم و تن به حاشیه نمی دادم. وقتی به اکثر این مسائل توجه کنی و به اسناد آن مراجعه کنی، متوجه می شوی که اگر هم حرفی بوده، در قالب پاسخ به یک سوال مطرح شده و معمولا هم خیلی نرم و لطیف بیان شده اما نمی دانم چرا دوستانم را ناراحت می کرد و دوستان واکنش های عجیبی نشان می دادند. ریشه جنجال، جذاب و مهربان نیست و اساسا در جنجال روشنفکری و حرکت رو به رشد کم دیده می شود.

    مثلا چه حرفی زدی که حامد بیانیه داد و سیروان واکنش تندی نشان داد؟
    - من معمولا بیشتر از دو یا سه خط راجع به اشخاص صحبت نکرده ام. و فقط وقتی در مصاحبه ها با این دست سوال ها مواجه می شدم نظرم را بیان می کردم. صادقانه می گویم که در این اظهار نظرها نه توهینی وجود داشت و نقد غیرمنصفانه! سند صحبت هایم وجود دارد و وقتی آنها را مرور می کنی می بینی که واقعا موضوع خاصی نبوده اما خب دوستان لطف می کردند و جوابیه می نوشتند.تند.

    بعد از این جنجال ها بود که خودت برای آشتی پیش قدم شدی و در گام اول به کنسرت یگانه آمدی...

    - من، محسن یگانه و رضا صادقی بدون هماهنگی با هم برای حضور در یک امر خیر دعوت شدیم. این خیلی جذاب بود که اتفاقی از این جنس قرار بود بیفتد. شب اول محسن یگانه کنسرت داشت و من وظیفه خود دیدم در کنسرت او شرکت کنم. شاید شب اول کنسرت بنیامین بهادری برگزار می شد. محسن در کنسرتم شرکت می کرد و او برای این ماجرا پیش قدم می شد.


    شب بعدی که تو کنسرت داشتی، محسن را روی استیج بردی و با هم همخوانی کردید، این موضوع را در ذهنت پیش بینی کرده بودی؟

    - محسن شب بعد از کنسرت خودش، در کنسرت من شرکت کرد و به اصطلاح لطف کرد و بازدید من را پس داد. در بخشی از اجرا که به آهنگ «الهه ناز» رسیدیم، از آنجایی که این آهنگ را یک تصنیف ملی می دانم، احساس کردم فضا برای دعوت محسن روی استیج مناسب است. من این کار را انجام دادم و محسن هم از این موضوع استقبال کرد و در نهایت «الهه ناز» را با هم اجرا کردیم. بعد از این آهنگ هم از محسن خواهش کردم آهنگ «سکوت» را اجرا کند که با استقبال خوبی هم مواجه شد.

    شب سوم، رضا صادقی در اجرا گفت دوست دارم بعد از مرگم، بنیامین «وایسا دنیا» را بخواند. در این مورد چه نظری داری؟
    - بله، آن شب هم در سالن بود که رضا صادقی عزیز این موضوع را عنوان کرد. فکر می کنم این از لطف و مهربانی رضا ناشی می شود. به شخصه بین آهنگ های رضا صادقی، «وایسا دنیا» را خیلی دوست دارم و فکر می کنم یک سر و گردن از بقیه آهنگ هایش بالاتر است. این صحبت رضا برایم خوشحال کننده بود. البته خدا نکند که برای رضا هیچ وقت اتفاقی بیفتد. حتی فکرش را هم نمی شود تصور کرد.

    خیلی ها معتقد بودند عواید آن سه شب کنسرت به طور کامل در اختیار مجید بهرامی قرار نگرفته...

    - امروز که داریم با هم صحبت می کنیم مجید بهرامی بهبود یافته و دوباره روی صحنه تئاتر هنرنمایی می کند. فکر می کنم این حرف ها شایعه است.

    چرا تا به حال تیتراژهای تلویزیونی نخوانده ای؟
    - من دو بار در قالب برنامه های سال تحویل به تلویزیون آمده ام. این موضوع هم بیشتر به این خاطر بوده که دوست دارم با عامه مردم صحبت کنم. اینطور نیست که علاقه داشته باشم مخاطبانم را دسته بندی کنم. همه مخاطبانم را یک پارچه می بینم و هر جا که این یکپارچگی برایم عینیت پیدا کند از آن استقبال می کنم. مثلا حضور در برنامه های سال تحویل همیشه برایم جذاب است چون مردم همه دارای روحیه یکپارچه ای هستند و این برایم جذاب است. در مورد تیتراژ هم باید بگویم که هنوز پیشنهادی نداشته ام که ذهنم را تحریک کند تا آن را انجام دهم.

    اینکه به طور خاص با یک ترانه سرا کار می کنی باعث محدود شدنت در چهارچوب خاصی نمی شود؟
    - روش های دیگر هم معایب خاص خودش را دارد. مثل عدم انسجام و چندگانگی گفتمان. وقتی تو می توانی در یک گروه به طور منسجم و منظم کار کنی و به نتایج خوبی هم دست پیدا کنی چه نیازی هست که به صورت پراکنده کار کنی؟ این عدم انسجام فکر می کنم مشکل ایجاد می کند. باید ببینیم در کار دنبال چه چیزی هستیم. فکر می کنم ما برای ارئه حرف های مان، که حرف های مهمی هم هست شیوه مدرنی را انتخاب کرده ایم.

    از همکاری ات با نیما وارسته بگو.
    - بعد از بنیامین 85 چند سال با نیما وارسته همکاری نداشتیم اما همیشه با هم دوست بودیم و این پلی شده تا برگردیم به دوران طلایی که با فرید احمدی مثلث طلایی تشکیل داده بودیم. کارها با حضور نیما با کیفیت و دقت بیشتری پیش می رود و به قول فرید احمدی نیما وارسته، نابغه، موسیقی پاپ نمیشه که با ما نباشد.


    بنیامین نام هنری توست، این اسم هنری از کجا آمد؟
    - این اسم هنری نامی است که خانواده برایم انتخاب کرده است. در واقع قرار بر این بوده که این نام به عنوان اسم شناسنامه ای ام ثبت شود اما به هر دلیلی این اسم توسط ثبت احوال به ثبت نرسید. پدرم اسم وحید را برایم انتخاب کرده اما از همان دوران کودکی بنیامین صدایم می کردند. البته در مدرسه و دانشگاه من را با نام وحید می شناختند.

    آرزوی این روزهایت چیست؟

    - وقتی آدم ها از نظر قلبی به هم متصل می شوند و یکدیگر را دعا می کنند اگر دعای یک نفر بگیرد، بقیه هم سیراب می شوند. امیدوارم همه آدم ها به آرزوهای شان برسند. یکی از این آدما یه شب دعاش می گیره ...

    چند اسم می خواهم بگویم که نظرت را در مورد آنها بشنوم...

    - امیدوارم این بار اظهار نظرهایم منجر به نامه نگاری نشود!

    سیروان خسروی:

    سیروان سبکی را در موسیقی پیگیری می کند که به شخصه مخاطب آن نیستم اما می دانم کسانی که این سبک را می پسندند سیروان را دوست دارند، ضمن اینکه فکر می کنم ایشان تنظیم کننده خوبی هم هستند.

    محسن چاوشی:

    به نظرم تلفیق شعر و موسیقی را خیلی خوب درک می کند و از آن مهمتر این است که این توانایی را دارد که مردم را با آهنگ هایش خیلی خوب درگیر کند.

    محسن رجب پور:

    بهترین مدیر موسیقی الان ایران که هم در سطح داخلی و هم در سطح بین المللی در موسیقی فارسی مثالی برایش نداریم و واقعا مدیوم هایش، جهانی است.

    تو با محسن رجب پور قرارداد مادام العمر داری؟

    - جالب است بدانی که من و آقای رجب پور هیچ قراردادی با هم نداریم و رابطه ما وابسته به یک تفاهم حرفه ای است که هر لحظه و هر روز در حال تمدید شدن است. فکر می کنم این خیلی زیباتر و با دوام تر از قراردادهایی است که آدم ها بین خودشان می بندند. ما با هم صحبت می کنیم و همیشه تفاهم های مان به روز پیش می رود.

    وقتی خواننده های دیگر با رجب پور وارد همکاری می شوند نگران نمی شوی تمرکز او روی تو کاهش یابد؟ مثل اتفاقی که برای آریان افتاد و امروز خیلی ها معتقدند تمرکز محسن رجب پور بیشتر روی بنیامین است تا گروه آریان...

    - فکر می کنم تو به عنوان هنرمند فقط باید کار خودت را انجام دهی. باید کارت آنقدر جذاب باشد که انتخاب اول هر تهیه کننده ای باشی.

    با گرانی چه می کنی؟
    - حتما یک چیزی هست که اینقدر در موردش صحبت می شود. ببین این روزها می آید و می رود، دوره خوشی و ناخوشی و گرونی و ارزونی یک روز می آیند و روز دیگر تمام می شوند. در جامعه چیزهای دیگری مهم هستند که فکر می کنم اگر پایه و اساس اندیشه و روابط خودمان را روی این موضوعات معطوف کنیم می تواند دیگر مسائل و مشکلات را حل کند. مثلا موضوع عشق و مهربانی که همیشه روی آن تاکید می کنم خیلی از مشکلات را روان تر حل می کند چون وقتی روابط بین آدم ها نرم می شود، لجبازی ها کم می شود و تخصص وارد می شود و کار بهبود می یابد. تنها توصیه ای که می توانم به دوستان خوبم داشته باشم، مهربانی است.


    تحصیل برای خانواده ام جذاب تر است

    بنیامین بهادری ریشه مذهبی دارد؟
    - شاید بهتر است بگوییم بنیامین ریشه ایمانی دارد. این موضوع اساسا به خانواده ام برمی گردد، پدر و مخصوصا مادرم انسان های بسیار مومن و معتقدی هستند که طبیعتا روی من هم اثر گذاشته است.

    این مسئله روی حضورت در عرصه موسیقی تاثیر منفی نگذاشت؟
    - نه چون جنس هنری که از من در خانواده دیده می شد، شکل پرمحتوا و اصیلی داشت، هنری از جنس درجه یک ایمانی که هیچ تناقضی با روحیات آنها نداشت. البته بیشتر از اینکه به هنر سفارش شویم، به تحصیل تشویقمان کردند اما در مورد پرداختن به هنر هم مانعی برای مان وجود نداشت.

    خانواده ات هم کارهایت را دنبال می کنند؟
    - مثل همه آدم های دیگر! برای آنها هنوز هم تحصیل خیلی جذاب تر است.

    یعنی اینکه بنیامین امروز تبدیل به یک ستاره شده برای شان جذاب نیست؟
    - بنیامینی که کتاب می خواند و درگیر مسائل علمی است، هنوز خیلی برای شان جذاب تر است. البته این بدان معنا نیست که موضوع موسیقی برای شان مهم نیست و کارهایم را مثل همه مردم پیگیری می کنند.

    شنیده ام که دوستانی از مداحان معروف داری، این موضوع صحت دارد؟
    - من بیشتر با این دوستان در ساخت تصنیف هایشان همکاری می کردم و همینطورر در آلبوم «ماه مهربان» هم از آنها مشاوره گرفتم تا بتوانم در مسیر درست گام بردارم. به هر حال مفاهیم مذهبی توسط این دوستان بین مردم جا می افتد و وقتی تو می خواهی کاری از این دست انجام بدهی، آنها بهترین مشاوران تو می توانند باشند. فکر می کنم آدم های دوست داشتنی زیادی در این گروه از دوستان وجود دارد.

    هنوز هم ارتباطت را با آنها حفظ کرده ای یا نه؟
    - دوستانی که قبلا با هم کار می کردیم امروز با شاعرها و ملودی سازهای قوی تری در حال همکاری هستند. من هم به صورت پراکنده کارهایی در این زمینه انجام می دهم.



    تو که شعرهای مذهبی می سرودی چرا در کارهایت از ترانه های خودت استفاده نمی کنی؟
    - خب فرید احمدی در ترانه سرایی و شعر یک سر و گردن بالاتر است. معتقدم در هر زمینه ای باید از بهترین ها استفاده کرد. وقتی فرید احمدی هست و می تواند با حسی نزدیک به من ترانه بگوید، دیگر چه نیازی است که از ترانه های خودم استفاده کنم؟

    پس ترجیح می دهی فعلا از ترانه های خودت استفاده نکنی؟

    - اینطور نیست که بگویم ترانه های فرید ترانه های من نیست. فرید چیزی جز تفکر بنیامین نمی گوید و من هم تا به حال چیزی خارج از فکر فرید نساخته ام. فرید احمدی از تکنیک و حس بالایی برخوردار است و بعضی اوقات ترانه هایش به الهام نزدیک می شود.



    Khandeye Talkhe Man Az Gerye GhamAngiZ tAr aStTtTtT

  2. 2 کاربر از پست مفید **4hoo** سپاس کرده اند .

    nasim.h (سه شنبه ۰۷ شهریور ۹۱),دنیای خاموش من (دوشنبه ۰۶ شهریور ۹۱)

  3. #2
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۲۹ شهریور ۹۶ [ ۰۲:۲۳]
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,302
    امتیاز
    42,397
    سطح
    1
    Points: 42,397, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 57.0%
    دستاوردها:
    Three FriendsYour first GroupCreated Album picturesCreated Blog entryTagger First Class
    نوشته های وبلاگ
    134
    سپاس ها
    1,362
    سپاس شده 1,584 در 1,016 پست
    حالت من
    Zodranj
    بنیامین: تا ابد عاشقانه خواهم خواند / رجب*پور: سه سال روی بنیامین چادر کشیدم / مشروح کافه خبر بنیامین بهادری و محسن رجب*پور

    بنیامین می*گوید در آلبوم سوم او که به زودی منتشر خواهد شد، بی*آنکه بخواهد به 6 سال پیش بازگردد و خودش را تکرار کند، از نظر روش کار و نوآوری، رویکردی شبیه به آلبوم 85 خواهد داشت.

    مهدی یاورمنش: بنیامین که 20 روز دیگر، تولد 30 سالگیش*اش را جشن خواهد گرفت، سال 1384 با نخستین کارهایی که خواند، یک شبه راه صد ساله را پیمود و به چهره*ای شناخته شده در موسیقی پاپ کشور تبدیل شد.

    قطعات نخستین آلبوم او زود ورد زبان مردم به ویژه جوانان شد و تا امروز نیز همچنان محبوب مانده*اند. «یادم می*اد»، «من امشب می*میرم»، «لکنت»، «خاطره*ها»، «اینم بمونه»، «بی*اعتنا»، «عاشق شدم» و «آدم آهنی» از نظر زبان به کار گرفته شده در ترانه*ها و ملودی آهنگ*ها، راهی متفاوت را در موسیقی پاپ ایران گشودند.

    آلبوم 88 بنیامین با قطعاتی از جمله «عاشقی با تو»، «ای وای دلم»، «پرسه» و «لیلی در پاییز» اگر چه موفقیت هنری مجموعه اول او را تکرار نکرد، اما بازهم در بازار موسیقی پاپ کشور، فروش خوبی را رقم زد.

    کنسرت*های بنیامین از سال 1388 تا امروز، در داخل و خارج کشور با استقبال روبرو شده*اند و او توانسته علاوه بر مخاطبان داخل ایران، علاقمندان زیادی در دیگر کشور*ها را نیز به خود جذب سازد.

    ماه رمضان امسال، بنیامین سنت شکنی کرد و تیتراژ برنامه تلویزیونی «ماه عسل» را خواند که بازخوردهای مثبتی از سوی تماشاگران تلویزیون پیدا کرد.

    سومین آلبوم این خواننده جوان، به زودی منتشر خواهد شد که در آن بار دیگر مثلث هنری بنیامین بهادری، فرید احمدی (ترانه سرا) و نیما وارسته (تنظیم کننده آهنگ*ها) مثل کار سال 85 دور هم گرده آمده*اند.

    چندی پیش بنیامین بهادری همراه با محسن رجب*پور، مدیر شرکت ترانه شرقی در کافه خبر حضور پیدا کردند و پاسخ گوی پرسش*هایی در ارتباط با کارنامه گذشته و برنامه*های آینده خود شدند.


    بنیامین بهادری و محسن رجب پور از حسادت ها و حساسیت های پیش آمده در سال 85 می گویند

    بهتر است گفتگو را با آلبوم سومتان شروع کنیم که نزدیک به یک سال است علاقمندان شما منتظر انتشار آن هستند و هنوز این اتفاق رخ نداده است. چرا؟
    محسن رچب*پور: آلبوم بنیامین تقریباً آماده است و این بار قول می*دهم که به زودی شاهد انتشارش باشید.

    بنیامین بهادری: یک دلیل طول کشیدن آلبوم، وسواس ما بوده است. من به همراه دیگر هنرمندان گروه، خیلی دقت و تلاش کرده*ایم تا این مجموعه بتواند ضمن جلب رضایت مخاطبان، کاری نو و متفاوت هم باشد.
    کار ما شبیه کشف و استخراج طلاست. با برنامه ریزی، تجهیزات مناسب، هدف گذاری درست و... وارد معدن می*شویم و یک باره و به صورت غیر منتظره با یک دیواره سنگی سخت یا مانع و مشکلی دیگر روبرو می*شویم که کار را به تعویق می*اندازد. تاخیر در انتشار آلبوم سوم، ریشه در همین وسواس*ها و دقت*های ما دارد تا کاری متفاوت و ارزنده را به مخاطبان عرضه کنیم.

    به ویژه که مثلث هنری آلبوم سال 85 را یک بار دیگر شکل داده*اید.
    بنیامین: چند سال با نیما وارسته همکاری نداشتیم اما همیشه با هم دوست بودیم و این پلی شده تا برگردیم به زمانی که با فرید احمدی مثلث طلایی تشکیل داده بودیم. با همکاری فرید و نیما، فکر می*کنم این آلبوم سوم بتواند همه را راضی کند.

    مثل آلبوم 85 که هنوز علاقمندانتان، آن را به آلبوم دوم شما ترجیح می*دهند؟
    بنیامین:
    اعتراف می*کنم که خودم نیز آن کار را به نسبت آلبوم 88 بیشتر دوست دارم.

    چرا؟
    بنیامین: کار اول همیشه این جوری است. رویش خیلی فکر و کار می*شود و آدم روی نوآوری*ها آن بیشتر تاکید می*کند.
    تو آلبوم جدیدمان هم رویکردی شبیه به کار 85 داریم. البته نه به این معنی که به شش سال پیش باز می*گردیم، بلکه از نظر روش کاری و گروه هنری به آن نزدیک*تر هستیم.

    رجب*پور: اگر نگاه کرده باشید به عمر هنری یک خواننده موسیقی پاپ، به جز آلبوم اول که مبتکرانه است، شاخص*های متفاوتی دارد و او را مطرح می*سازد، کارهای بعدی به تکرار می*رسد. ما می*خواهیم آلبوم سوم در عین پختگی، آن طراوت و سرزندگی قطعات آلبوم 85 را هم داشته باشد.

    آلبوم 85 که البته 15 اسفند 84 منتشر شد، تو فضای آن روزهای موسیقی پاپ ایران خیلی متفاوت و تازه بود. روی این متفاوت بودن از قبل فکر کرده و تصمیم گرفته بودی یا کارت را انجام دادی و این قدر متفاوت و تازه شد؟
    بنیامین: وقتی آدم صبح بیدار می*شود، دوست دارد روزی متفاوت را آغاز کند، این حس تو ذات انسان است. خب برای یک نفر که تو عرصه موسیقی کار می*کند، این روحیه همیشه وجود دارد و دوست دارد آثاری متفاوت ارائه دهد.
    من و فرید احمدی و نیما وارسته روی آن کار خیلی زحمت کشیدیم. من و فرید فقط دو سال کار کردیم تا بتوانیم یک زبان گفتاری جدید خلق کنیم. بعدش هم با نیما یک تیم سه نفره شدیم که دو سه سال کنار هم روی کار متمرکز شدیم. یعنی پشت آلبوم 85، پنج سال فکر و کار خوابیده بود که تازه من ابتدا نمی*دانستم خودم می*خواهم آن را بخوانم.

    خود این ماجرا هم خیلی جالب است. اگر یکی از قطعات آن آلبوم با صدای تو لو نمی*رفت و مردم آن استقبال را نشان نمی*دادند، آیا خواننده می*شدی؟
    بنیامین: ما آن قطعات را با تعدادی زیاد خواننده کار کرده و البته خودم هم برای اتود خوانده بودم. من تنها در مقام آهنگساز آن را خواندم و دنبال خواننده می*گشتیم تا آن را بخواند، اما چند تا تست زدیم و به نتیجه نرسیدیم. تا آنکه قطعه*ای را که خوانده بودم، لو رفت و بسیار هم مورد استقبال قرار گرفت. تا پیش از آن فکرش را هم نمی*کردم من بخوانم.

    رجب*پور: سال 84 هرکسی آن قطعات را می*خواند، باز می*دیدیم بنیامین نمی*شود. در واقع قبل از لو رفتن و منتشر شدن آن قطعه، من خودم به این نتیجه رسیده بودم که خود بنیامین باید بخواند.

    چگونه آن قطعه لو رفت؟
    بنیامین: آن قطعه در اختیار چند نفر بود و خیلی دوست ندارم حالا به حدس و گمانه زنی بپردازم که چگونه لو رفت. اگر چه آن زمان خیلی از این اتفاق ناراحت شدم، اما امروز که به آن نگاه می*کنم، برایم یک اتفاق است که راه زندگی*ام را عوض کرد.

    رجب*پور: بنیامین قبل از آنکه به عنوان خواننده مطرح شد، در مقام آهنگساز در حوزه*های گوناگون کار کرده بود. تو شاخه مذهبی هم چند کار را برای نمونه خوانده بود که آن*ها هم بدون اجازه منتشر شدند. آن زمان عده*ای می*خواستند کارشکنی کنند و بنیامین را بزنند که برعکس شد و ابزار کمک به بنیامین شد.

    یادم هست به ویژه آن آهنگ مذهبی «آقام آقام...» خیلی گل کرد که یک نوآوری در نوحه خوانی بود.
    بنیامین: سال 82، هشت قطعه مذهبی را برای یک شرکت نیمه دولتی ساختم و مثل همیشه آن*ها را با صدای خودم اتود زدم. این کار*ها منتشر نشد تا اینکه بعد از دوسال تو فضای اینترنت آمد.
    من آن کار*ها را در مقام آهنگساز برای ارائه به بازار ساخته بودم و از ابتدا قرار نبود که آن*ها را خودم بخوانم. اما به هر حال این آهنگ*ها بعد از انتشار ناگهانی «دنیا دیگه مث تو نداره...» بین مردم پخش شد و خوشبختانه مورد استقبال هم قرار گرفت.

    البته عده*ای هم انتقاد داشتند که نباید نوحه را این جوری خواند.
    بنیامین: بله. عده*ای انتقاد کردند که چرا این قدر ریتم دارد.

    رجب*پور: تا آن زمان نوحه*ها یک ضرب و سه ضرب بود که کارهای بنیامین یک موج تازه بود که فضایی متفاوت داشت. آن نفر که این کارهای مذهبی را منتشر کرده بود، فکر می*کرد دارد زیر آب بنیامین را می*زند که برعکس شد.

    بنیامین: آن زمان هر اتفاقی تو این عرصه می*افتاد، اولش ناراحت می*شدم که چرا آمادگی مقابله با آن را ندارم، اما می*دیدم که برعکس چقدر به من کمک می*کند.

    با وجود آنکه اواخر سال 84 یک باره به اوج موسیقی پاپ ایران رسیدی، اما مدتی طولانی ناپدید شدی و نه آلبومی منتشکر کردی و نه کنسرتی دادی. چرا؟
    بنیامین: آن آلبوم با اینکه حس و هیجان بسیار خوبی در جامعه ایجاد کرد، اما حساسیت*هایی هم به وجود آورد. به همین دلیل آقای رجب*پور گفت که بهتر است مدتی با چراغ خاموش حرکت کنم. برای درگیر نشدن با آن حساسیت ها که می*توانست فضا را شکننده کند و اصل کار من را زیر سایه حاشیه*ها ببرد، تصمیم گرفتیم سه سال که زمان کمی هم برای یک هنرمند نیست، کم کار شوم.

    سخت نبود؟
    بنیامین: خیلی سخت گذشت، اما فکر می*کنم از نظر منطقی کار درستی بود. آن سال*ها با اینکه خیلی تقاضا به دستمان می*رسید، کنسرت ندادم و بین انتشار آلبوم اول و دوم هم سه سال فاصله انداختیم. آن دوره فرصت خوبی تا آدم خودش را پیدا کند.

    این حساسیت*ها که به آن*ها اشاره کردید، چه بودند؟

    رجب*پور: من به عمر یک فعالیت هنری و تداوم آن اهمیت بیشتری می*دهم تا درخشش لحظه*ای و اوج یک باره آن. با سروصدایی که انتشار آلبوم 85 به پا کرد و نام بنیامین را هم سر زبان*ها انداخت، تعدادی از مسوولان فکر کردند یک اتفاقی خارج از دایره تصمیم گیری*های آن رخ داده است. آن استقبال همه را شگفت زده کرد و بعضی از مدیران و مراکز تصمیم گیری را بدون دلیل ترساند.
    کار به جایی رسید که حتی پرونده مجوز گرفتن ما را دوباره بررسی کردند ودیدند همه چیز بر اساس قاعده و قانون است.



    بنیامین امیدوار است تا آلبوم سوم او، موفقیت نخستین کارش را تکرار کند

    یعنی موفقیت غیر منتظره آلبوم این حساسیت*ها را خود بخود برانگیخت؟
    رجب*پور: خوشحالی و هیجان زدگی مردم با حسادت بعضی*ها همراه شد. این حسادت*ها تبدیل به گزارش*هایی می*شدند و می*رسیدند دست مسوولانی که با موسیقی زیاد آشنا نبودند و حساسیت آنان را بر می*انگیخت.
    سال 85، توانایی*های هنری بنیامین به علاوه روش کار ما، یک پدیده و سوپر استار را به عالم موسیقی ما معرفی کرد که همه داشتند در باره*اش حرف می*زدند. این موفقیت و فرصت، خودش تبدیل به یک خطر هم شد، چرا که یک هدف شده بود که همه داشتند با تیر می*زدندش.

    آن سه سال کناره گیری و به قول خودتان با چراغ خاموش حرکت کردن، خود خواسته بود؟

    رجب*پور: تو اوج آن حساسیت*ها بسیار فکر کردم و عاقبت بهش گفتم که باید روی این پدیده چادر بکشیم و ازش خواستم تا به خانه برود و فعلاً کار بیرونی انجام ندهد. آن دوره خیلی*ها می*پرسیدند چرا کار نمی*کنید که من سربسته می*گفتم شرایط اجازه نمی*دهد. در واقع این اولین بار است که این ماجرا را دارم تشریح می*کنم.

    شعر و آهنگ آلبوم که مجوز گرفته بود و چیزی خارج از عرف و ضوابط در آن وجود نداشت. پس این حساسیت*ها به آلبوم در چه چیزی بود؟
    رجب*پور: آلبوم 85 از زمانش جلو*تر بود. آلبوم که 15 اسفند 84 منتشر شد، اگر دو سال بعد بیرون می*آمد، این حساسیت*ها و حسادت*ها کمتر بروز پیدا می*کرد.

    بنیامین: تا حالا شده شما زود*تر از موعد سرقرار برسید یا صبح زود جایی برسید که هنوز در را باز نکرده*اند و هنوز کسی نیست.

    رجب*پور: دقیقاً همین است، آن آهنگ*ها زود رسیده بودند. جامعه دو سه سال بعد رسید به نقطه*ای که می*توانست کارهای شبیه به آن را هضم کند.
    آن زمان، بنیامین از یک اسم به یک صفت تبدیل شده بود. خیلی*ها با نگاه مثبت آن را به کار می*بردند وبعضی*ها برای تخریب. برای مثال یک مدیر نظارت آن زمان سرکار بود که هر آلبومی را رد می*کرد، می*گفت بنیامینه. یک روز بهش گفتم یعنی چه اینکه تو هرچی رو رد می*کنی، می*گی بنیامینیه، مگر بنیامین مجوز نگرفته است. او پاسخ داد فکر می*کنی آلبوم بعدی*اش مجوز بگیرد، یا فکر می*کنی یک روز او برود تلویزیون بخواند. من هم گفتم اگر چه تا حالا همکاری با تلویزیون تو برنامه*هایم نبوده، تنها به خاطر تو و فقط به خاطر تو در رفتارم هنجار شکنی می*کنم و می*بینی که می*رود. نوروز سال 86 بنیامین رفت تلویزیون و من به آن مقام مسوول زنگ زدم و گفتم برنامه سال تحویل را ببین.


    رجب پور از سختی های مدیریت هنری در ایران می گوید

    اما آن سه سال می*توانستید از نظر اقتصادی و مالی بهره*های زیادی ببرید.
    رجب*پور: بله در آن شرایط می*توانستیم 200 اجرا برویم که از خیرش گذشتیم. به بنیامین گفتم برای مدت کوتاهی نباش تا برای همیشه بمانی.

    اما** همان زمان خیلی*ها می*گفتند که بنیامین نمی*تواند روی صحنه برود و تنها یک خواننده استودیویی است.

    رجب*پور: این اتهام که نمی*تواند بخواند، بهتر از این بود که بگویند اجازه ندارد بخواند. البته این زمان سه ساله باعث شد که پایه و اساس کارهای بعدی بنیامین را بهتر بریزیم و نقشه راه بلند مدت فعالیت*های هنری*اش را بهتر ترسیم کنیم.

    شما کارتان را با ترانه سرایی شروع کردید، با نوازندگی و آهنگسازی ادامه داید و بعدش خواندید. این روندی که طی کردید، چه تاثیری بر کار بنیامین خواننده گذاشت. غیر این بود، آیا با بنیامین امروز روبرو بودیم؟
    بنیامین: روندی که به آن اشاره کردید، مرا به طور عمیق با بدنه کار آشنا کرد، چرا که هرچه به تولید موسیقایی ربط دارد، من تجربه کرده*ام.
    من از گروه سرود مدرسه شروع کردم. از 14 سالگی به طور جدی با شعر آشنا شدم. 17 ساله بودم که در کنار فرید احمدی تو کارگاه ترانه سرایی حضور پیدا کردم.** همان زمان گیتار هم به دست گرفتم که با آن ملودی سازی را روی شعرهای خودم و فرید آغاز کردم. وقتی همه عرصه*های ساخت، تولید و آفرینش در عرصه موسیقی را تجربه کرده باشی، آن وقت مسلط*تر کار می*کنی و خوانندگی برایت راحت*تر می*شود.

    آهنگسازی در حوزه موسیقی کودک هم تو کار امروزت تاثیر گذاشته است؟

    بنیامین: همه چیز رو همه چیز تاثیر می*گذارد و برای همین آهنگسازی در آلبوم*هایی از جمله «رنگین کمان» در زمانی که 20 ساله بودم، تو کار امروزم ناخودآگاه تاثیر گذاشته است.

    شعر و ترانه*هایت بیشتر عاشقانه است. چرا تا کنون به سمت شعرهای اجتماعی یا سیاسی نرفته ای؟ فکر کردی مخاطب این*ها را دوست ندارد یا خودت تو این حال و هوا نبودی؟

    بنیامین: ترانه*های عاشقانه یک فضای عمومی هستند که همه آدم*ها فارغ از زبان، عقیده و جغرافیایی که در آن زندگی می*کنند، دوستش دارند. این کار*ها می*توانند جنبه*های مختلف زندگی آنان را هم بپوشانند. برای مثال می*خواهم بپرسم ترانه «آدم آهنی» مگر اجتماعی نیست. در واقع خیلی از این ترانه*های عاشقانه، در عمق، لایه*های اجتماعی و سیاسی هم دارند و برای همین من تا ابد عاشقانه خواهم خواند.

    برای همین همه کار*هایت یک جورهایی رمانتیک هستند؟

    بنیامین: چه ایرادی دارد آدم*ها رمانتیک زندگی کنند.
    رجب*پور: من فکر می*کنم موسیقی و هنرمندان آن به اندازه کافی تو این کشور مورد استفاده ابزاری قرار می*گیرند. حالا چه دلیلی دارد خودمان هم دست به استفاده ابزاری از خودمان بزنیم.

    اما خیلی*ها هستند که بیشتر دوست دارند در موسیقی شاهد گرایش*های اجتماعی پر رنگ*تر باشند. با کارهای عاشقانه، بخشی از مخاطبانتان را از دست نمی*دهید؟
    بنیامین: این نگرش شما به مخاطب عمومی غیر واقعی و غیر منصفانه است. شما همه این موضوعات را بگذارید تو کفه ترازو و عشق را هم آن کفه قرار دهید. وزن همه آن*ها با این مفهوم فراگیر و ازلی و ابدی برابری نمی*کند. به شما قول می*دهم تنها یک درصد مخاطبان دوست دارند وقتی قطعه*ای را گوش می*دهند، شنونده موضوعات و مضامین سیاسی و اجتماعی باشند.

    خب این یک درصد مخاطب خاص را نمی*خواهید دریابید؟
    بنیامین: من با کارهای عاشقانه هم این کار را می*کنم. چرا فکر می*کنید این آدم*ها دوست ندارند شنونده ترانه*های عاشقانه باشند. از سوی دیگر، واکنش نشان دادن به مناسبت*های سیاسی یا اجتماعی یا حتی ورزشی، به نظر من بعد از مدتی نخ نما می*شود. برای مثال برای جام جهانی که تیم ایران حضور داشت، روی قطعه*ای داشتم کار می*کردم که آن قدر آهنگ در آن ارتباط منتشر شد که از خیرش گذشتم. واقعاً چند تای آن کار*ها ماندگار شده*اند و امروز هم شنیده می*شوند.

    رجب*پور: من فکر نمی*کنم نیاز باشد تا یک هنرمند نسبت به همه اتفاقات اطرافش، واکنش فوری نشان دهد. برای مثال زلزله می*آید و خیلی*ها برایش آهنگ می*سازند، اما من فکر می*کنم بهتر است در چنین زمانی آستین بالا بزنیم و به کمک زلزله زدگان برویم.



    بنیامین علاوه بر خوانندگی، در عرصه های ترانه سرایی، نوازندگی و آهنگسازی نیز فعال است

    چرا برای کار*هایتان کلیپ*های تصویری نمی*سازید؟
    رجب*پور: برای قطعه «دنیا دیگه مثل تو نداره» یک کلیپ تصویری پرخرج ساختیم، اما منتشر نکردیم. چرا که می*دانستیم هر مخاطب در ذهنش یک نماهنگ برای این کار ساخته و ما با پخش کلیپ تصویری خودمان، هزاران کلیپ ذهنی و شخصی مخاطبان را خراب می*کنیم.

    بنیامین از معدود خوانندگان ایرانی است که در دیگر کشور*ها هم کنسرت*های زیادی را روی صحنه برده و موفقیت*های زیادی در این عرصه به دست آورده است. اولین کنسرتتان را تو سوئد (سال 85) برگزار کردید. بعدش به آمریکا و تاجیکستان رفتید و.... تعداد کنسرت*های بنیامین در خارج کشور خیلی بیشتر از ایران است، چرا؟
    رجب*پور: بنیامین اولین خواننده داخلی بود که پا به آمریکا گذاشت. چرا که او می*توانست بهترین نمونه و پدیده موسیقی پاپ ایرانی برای معرفی در آمریکا باشد. بعدش البته گروه آریان و احسان خواجه امیری هم کنسرت دادند که آن*ها هم کار ترانه شرقی بود. ما با بنیامین می*خواستیم اولین قدم را محکم برداریم.

    یعنی او را بهترین نماینده برای معرفی موسیقی پاپ داخل کشور می*دانید؟
    رجب*پور: آمریکا بیشترین ایرانیان غیر ساکن در کشور را دارد و از سوی دیگر رقبای بسیار بی*انصاف هم آنجا بودند. ما باید با خواننده*ای می*رفتیم تا ستون*های خود را آنجا محکم بکاریم.
    کنسرت*های آمریکا اگر با خواننده*های خوبی مثل بنیامین یا آن چند هنرمند دیگر که اسم بردم شروع نمی*شد، این فرصت را به خواننده*های لس آنجلسی و رقیبان داده بودیم تا درجا ما را له کنند.

    کنسرت*های خارج از کشورتان را چگونه دیدید؟
    بنیامین: همه*اش تجربه*های نو بود. به طور مشخص کنسرتمان در لس آنجلس هم خودمان و هم مخاطب و روزنامه نگاران را شگفت زده کرد. سالنی که کنسرت دادیم، بیش از 6 هزار صندلی داشت که بعد از پایان کنسرت، با دیدن بازخورد مخاطبان و رسانه*ها تازه فهمیدیم چقدر موفق بود*ه ایم.

    رجب*پور: یک ساعت بعد از کنسرت، تمام نگاه*ها مثبت بود. حتی تعدادی از منتقدان هم که قبل از کنسرت موضع گرفته بودند، نگاه*شان مثبت شد.

    بنیامین: آن روز دیر به لس آنجلس رسیدیم، خسته بودیم و خوابمان می*آمد. با تمام این*ها، بعد از پایان کنسرت، چنان موفقیتی داشتیم که با دیگر اعضای گروه تو خیابان کنار هتل قدم می*زدیم و خوابمان نمی*آمد.

    در کنسرت تاجیکستان ترانه*های شما را تماشاگران می*خواندند. آنجا یاد گرفتند یا قبلش شنیده بودند.
    بنیامین: نه قبلش شنیده بودند و از بر کرده بودند.

    رجب*پور: خوراک شنیداری موسیقی پاپ تاجیکستان از ایران تامین می*شود و برای همین بیشتر آهنگ*ها و ترانه*های پاپ ما را می*شناسند و زمزمه می*کنند.

    کارهای دیگر خوانندگان موسیقی پاپ ایران را هم دنبال می*کنید؟
    بنیامین: به طور مداوم و مستمر گوش می*کنم و هیچ کار تازه*ای را از دست نمی*دهم.

    وضعیت موسیقی پاپ ایران را چگونه می*بینید؟

    بنیامین: خیلی متنوع شده و خوب پیشرفت کرده است. روز به روز داریم فاصله*مان را با موسیقی پاپ غربی کم می*کنیم.

    با موسیقی اصیل ایرانی هم آشنا هستید؟
    بنیامین:
    خیلی گوش می*کنم و کمتر کاری است که در این حوزه نشنیده باشم.

    کار کدام هنرمندان این عرصه را بیشتر می*پسندید؟
    بنیامین: حسین علیزاده به عنوان آهنگساز و نوازنده، همیشه مرا شگفت زده می*کند. بین خوانندگان هم صدای شجریان*ها را هم خیلی دوست دارم.

    هم پدر و هم پسر؟
    بنیامین: یک جورهایی صدای همایون را بیشتر دوست دارم. هر چند فرق نمی*کند و اگر از همایون تعریف کنیم انگار داریم پدرش را تجلیل می*کنیم.





    هر جمعه برایت نامه ای می نویسم و خود خوب میدانم که چرا نمی آیی!!!
    چون می دانم که خوب میدانی که خط همه نامه هایم کوفی است!



  4. #3
    کاربر سایت

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۰۳ شهریور ۹۲ [ ۱۴:۴۶]
    محل سکونت
    بندرانزلی
    سن
    25
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    221
    سطح
    1
    Points: 221, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Created Album picturesCreated Blog entry100 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    8
    سپاس ها
    83
    سپاس شده 9 در 7 پست

    "خدایا"
    گاهی از این پهلو به اون پهلو بشو بدونم هنوز بیداری
    این تنها بغض من نیست
    فقط برداشتهایِ ما ادمهااز "غرق شدن" و " نجات یافتن" متفاوت است
    کاش میشد "زندگی" را ... حتی یک بار " تجربه" میکردی

    "خدایا"

  5. #4
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۰۹ اردیبهشت ۹۳ [ ۱۲:۱۵]
    محل سکونت
    خرم اباد
    نوشته ها
    148
    امتیاز
    2,097
    سطح
    1
    Points: 2,097, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three Friends1000 Experience PointsCreated Blog entry3 months registered
    نوشته های وبلاگ
    1
    سپاس ها
    242
    سپاس شده 495 در 253 پست

    هر جای دنیایی دلم اونجاست

    من کعبه مو دور تو میسازم

    من پشت کردم به همه دنیا

    تا رو به تو سجاده بندازم

  6. #5
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۰۹ اردیبهشت ۹۳ [ ۱۲:۱۵]
    محل سکونت
    خرم اباد
    نوشته ها
    148
    امتیاز
    2,097
    سطح
    1
    Points: 2,097, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three Friends1000 Experience PointsCreated Blog entry3 months registered
    نوشته های وبلاگ
    1
    سپاس ها
    242
    سپاس شده 495 در 253 پست

    هر جای دنیایی دلم اونجاست

    من کعبه مو دور تو میسازم

    من پشت کردم به همه دنیا

    تا رو به تو سجاده بندازم

  7. #6
    کاربر سایت

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۰ خرداد ۹۳ [ ۰۹:۱۰]
    محل سکونت
    کرج-چهاراه طالقانی-برج طالقانی-طبقه چهارم
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    90
    سطح
    1
    Points: 90, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    خواننده ی خوبیه ولی بهتره یکم متفاوت تر بخونه

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •