آشپزی و روانکاوی

یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۷ مطالب ارسال شده به آفتاب بازدید: ۲۳۷
آشپزی کد l119340

عباس کاظمی
فروید در تفسیر رؤیا این سنت رمزگشایی را که هر نشانه بایستی بتواند بر اساس کلیدهایی ثابت در درون نشانهای که معنای شناخته شدهای دارد قابل ترجمه باشد را رد میکند( فروید ۱۹۷۶

فروید در تفسیر رؤیا این سنت رمزگشایی را که هر نشانه بایستی بتواند بر اساس کلیدهایی ثابت در درون نشانهای که معنای شناخته شدهای دارد قابل ترجمه باشد را رد میکند( فروید ۱۹۷۶ : ۱۷۱) از نظر او همه موادی که در ساختن رؤیا نقش دارند از تجربه ناشی می شوند.تجربه هایی که اینک در رؤیا بازتولید شدهاند یا بهخاطر آورده شدهاند. در اینجا فروید تاکید میکند که رؤیا تنها با توجه به تاریخ و تجربه خاص فرد رؤیابین است که رمزگشایی می شود. فروید تفسیر عمومی و عام از رؤیا را رد میکند.نظریه فروید از رؤیا نظریهای تفسیری است که به واسطه ویژگیهای خاص شرایط رؤیابین محدود و مشخص می شود.

گیآرد برمبنای همین درک تحقیقی در باب عمل آشپزی انجام دادهاست او در این تحقیق از تعدادی از زنان مصاحبه کرده است. از نظر او آشپزی، خوردن و نوشیدن هریک فعالیتهایی چندگانه هستند که واجد معناهای گوناگونند.آشپزی دارای معنای واحد نیست و ما نمیتوانیم تفسیر یکدست از آن ارائه دهیم . دانش عملی زن در آشپزخانه همواره به واسطه خاطرات شبه زده میشود هر ژست، هر بو و طعمی از غذا و هر فوت و فن آشپزخانهای به واسطه خاطرات و تراکم آن سخت و ضخیم می شود. آشپزی کردن صرفا پاسخی ابداعی به محدودیت های موجود در موقعیتها نیست بلکه آشپزی همواره طعم زمان گذشته میدهد. آشپزی مانند روانکاوی، گذشته را در زمان حال حاضر میسازد. از نظر گیآرد آشپزی و پخت و پز درون حماسهای خانوادگی اشباع شده است از این رو یادآور و طنین انداز خاطرات کودکی و جوانی میشود. در اینجا آشپزی به عملی لذت بخش بدل میشود. چنین لذتی شیوهای از بودن در جهان را به ما عرضه میکند. این امر خودسری خاطرات را به ما نشان میدهد(هایمور، ۲۰۰۲، ۱۵۲).

گیآرد به دنبال این نبود که فراوانی دیدگاههای زنان را بدست بیاورد یا اینکه پی ببرد که میانگین دیدگاههای زنان چیست. او فقط به دنبال این بود که صدای زنان را بشنود. زنان تحقیق ممکن است راجع به شیوههای آشپزی شان، نظم دادن به کارهایشان و تجربههایشان صحبت کنند. این امر به گیآرد ربطی نداشت او این مصاحبه را انجام داد تا فرصتی فراهم شود که با صدای زنان ، لحن سخن گفتن و استفاده از نوع کلماتشان آگاهی یابیم. جالب آنکه آنچه در متن این مصاحبه اهمیت دارد نه موشکافی صرف صدای مصاحبه شوندگان بلکه تعامل صداها بایکدیگر است(هایمور، ۲۰۰۲، ۱۶۸).

« این صداها، یعنی صدای کسانی که میخواهند برای ما ناشناخته بمانند، چندصدایی موزونی را می سازند. آنها متعدد و متنوعاند، صداهای زندهای که خودشان را تایید میکنند و به خاطر میآورند ، صداهایی که نادمند، پاسخ میدهند و خودشان را تکذیب میکنند ، آنها صداهایی هستند که صرفا درباره کردارهای معمولی با الفاظ روزمره صحبت میکنند، صدای زنانی که در باب زندگی افراد و اشیاء صحبت میکنند . صداها»( دوسرتو وهمکاران، ۱۹۹۸، ۱۶۱ ).
_________________
سونات