ازدواج هدف است یا.....


چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ موسسۀ روانشناختی کاریزما مشاور, شبکه آفتاب بازدید: ۳۸۴
ازدواج ازدواج کد l150898

ازدواج، هدف است یا راهی برای رسیدن به آرامش؟
ازدواج همانند پول، قدرت و موقعیت اجتماعی بالا، وسیله و راهی است به*منظور رسیدن به هدف*های بزرگ*تر و مهم*تر و به*عبارت دیگر،
ازدواج، هدف است یا راهی برای رسیدن به آرامش؟

ازدواج همانند پول، قدرت و موقعیت اجتماعی بالا، وسیله و راهی است به*منظور رسیدن به هدف*های بزرگ*تر و مهم*تر و به*عبارت دیگر، زن و مرد به این علت با هم ازدواج می*کنند که علاوه*بر تداوم نسل، نیازهای احساسی، عاطفی، جنسی، مالی، حمایتی و استقلالی*شان به**درستی برطرف شود.

با رفع نیازهاست که طرفین به آرامش و تعادل رسیده و در مسیر پویایی و تکامل قرارمی*گیرند و با ارائه*ی مهر، محبت و همبستگی عمیق نسبت به یکدیگر، علاوه*بر شکوفایی استعدادها و دست*یابی به آرامش درونی، از بسیاری فسادها، انحراف*ها، سردرگمی*ها، بی*بندوباری*ها، خلاف*ها، تجاوزهای جنسی، جنایت*ها و... جلوگیری می*کنند.

ازدواج*هایی که با معیارهای درست و از روی آگاهی صورت*گیرد، باعث تکامل شده و منجر به سلامتی، آرامش و امنیت فکری و سعادت زوجین که هدف نهایی هر ازدواجی می*تواند باشد، می*گردد. متأسفانه بسیاری از ازدواج*ها چون با معیارهای نادرست، غیرمنطقی و ناآگاهانه و با توجه به سنت*های اشتباه صورت*می*گیرد، مسأله*ساز می*شوند چراکه این گروه از ازدواج*ها علاوه*بر این*که به رشد و تکامل زوج*ها کمک نمی*کنند، باعث می*شوند بخش بزرگی از انرژی و عمر آنان، صرف حل*وفصل مشکلات ناشی از ازدواج*شان گردد.

در این*جا ازدواج به*جای ایجاد آرامش و شکوفایی استعدادها، انرژی*های آنان را بلعیده و مشکل و چالش بزرگی در زندگی مشترک به*وجود می*آورد. به علت عدم آگاهی و شکل*گیری ازدواج*های غلط است که طرفین، خود را اسیر مشکلات ازدواج می*بینند. در چنین شرایطی، زن یا مرد و یا هر دو، دچار بحران شده و همواره از اضطراب*ها و تشویش**ها، بیماری*ها و ناراحتی*های متعدد ناشی از ازدواج اشتباه رنج می*برند.
به*طور خلاصه:

وقتی ازدواجی با معیارهای درست صورت*بگیرد و زن و مرد هر دو آگاهانه نیازهای همدیگر را به*درستی بشناسند و برطرف سازند، آرامش و خوشبختی واقعی نصیب*شان می*گردد. برعکس، ازدواج با معیارهای نادرست، طرفین را دچار انواع مشکلات و بحران*ها خواهد نمود.

فرض کنید برای رفاه خود، اتومبیلی تهیه کرده*اید تا با *سرعت بیش*تری به مقصد برسید، اما این ماشین مدام نیاز به تعمیر و تعویض لوازم دارد و با صرف پول، وقت و انرژی فراوان، شما را دچار انواع گرفتاری*ها می*کند. درواقع این وسیله به*جای این*که به رفاه و آسایش*تان کمک کند، شما را در مسیر انواع گرفتاری*های ناخواسته و غیرقابل پیش*بینی قرارمی*دهد. به*عبارت دیگر، وسیله*ای که می*بایست کارتان را آسان *سازد و به حل مشکلات*تان کمک *کند، خود مشکل*زا و مشکل*ساز شده و انواع مشکلات، بحران*ها و گرفتاری*های ناخواسته*ی جدیدی را فراهم می*سازد.

در مورد ازدواج*های ناموفق، این ضرب*المثل فارسی مصداق پیدا می*کند: «به*جای این*که قاتق نان بشود، قاتل جان می*گردد

در بسیاری از ازدواج*ها، زن و مرد و یا هر دو، چنان گرفتار مسائل زندگی مشترک می*شوند که تحت شرایطی سخت و طاقت*فرسا قرارمی*گیرند و بقیه*ی عمر خویش را صرف حل مسائلی می*کنند که ناشی از عدم آگاهی*های آنان در امر ازدواج و زندگی مشترک است. درنتیجه بسیاری از زوج*ها به این باور اشتباه می*رسند که عمر خویش را صرف حل گرفتاری*ها و مشکلات ناشی از زندگی مشترک نمودن، امری عادی و طبیعی است!!!

به*عبارت دیگر، زن و شوهر همه*ی زندگی مشترک را به*دنبال یافتن راه*حل*هایی می*کنند که صورت*مسأله*ی آن غلط است.

تکرار می*کنم: ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، به*منظور رفع نیازها و حل مسائل طرفین می*باشد؛ وقتی ازدواج با معیارهای اشتباه و از روی ناآگاهی صورت*پذیرد، طرفین ناخواسته دچار انواع مسائل و مشکلات شده و ناچار می*شوند زمان و انرژی و امکانات خود را صرف رفع مشکلات کنند. به*عبارت ساده، وقتی بین باورها، اولویت*ها و اندیشه*ها، هدف*ها و عقاید زن و مرد، هماهنگی وجود نداشته و درک و فهم مشترک بین آنان نباشد، زندگی مشترک در مسیر برخوردها، تعارض*ها، تهاجم*ها، سوءتفاهم*ها، بی*تفاوتی*ها و... قرارمی*گیرد و هر دو طرف، دچار عواقب و نتایج منفی فراوان شده و زندگی*شان، به صحنه*ی کارزار تبدیل می*شود و آنان را در اضطراب، تشویش و نگرانی دائمی قرارداده و روحیه*ا*ی منفی و مأیوس را بر آنان حاکم می*گرداند.

در زندگی، هدف*ها به موازات باورها حرکت می*کنند. به این*معنی که وقتی باور یا هدفی در ذهن*مان فعال می*شود، رفتارهای هیجانی متفاوتی را از خود بروز می*دهیم. به*عنوان نمونه، در برابر یک موضوع، اگر آن را بپذیریم یا تحمل کنیم، واکنش احساسی و رفتاری متفاوت از خود نشان می*دهیم. به این معنی که وقتی وضعی را پذیرا می*شویم، یک یا چند ویژگی همسرمان هرچند برخلاف میل*مان باشد را پذیرفته، با موضوع مسؤولانه روبه*رو شده و محترمانه و با انصاف، با همسرمان برخورد می*کنیم. از عملکرد او نمی*رنجیم و در صدد انتقام برنمی*آییم چراکه آن شرایط را پذیرفته*ایم.

در حالی*که وقتی موضوعی را تحمل می*کنیم، از عملکرد همسرمان دلگیر شده و احساس دل*سردی، ضعف، درماندگی و فشار کرده و دچار تشویش و اضطراب می*شویم و تصور می*کنیم در حق ما، ظلم می*شود. در این شرایط، حالت دفاعی به*خود می*گیریم و برای این*که ثابت کنیم حق با ماست، آگاهانه یا ناآگاهانه در صدد انتقام برمی*آییم و خود را در مسیر زندگی مشترک تلخی قرارمی*دهیم.

باید بدانیم کسانی که اعتمادبه*نفس بالایی دارند، انعطاف*پذیر بوده و به*راحتی شرایط بیرونی را پذیرا می*شوند و مسؤولانه با آن برخورد می*کنند اما افرادی که از کمبود اعتمادبه*نفس رنج می*برند، انعطاف*پذیری کم*تری دارند و هرگونه نرمش در برابر شرایط نامساعد را به*منزله*ی شکست برای خود تصور می*کنند و برای نشان*دادن اعتمادبه*نفس کاذب خویش، با قاطعیت و یک*دندگی در جایی *که می*بایست کوتاه بیایند، می*ایستند و شکست خود را با تصمیم*های اشتباه فراهم می*آورند.

وقتی آگاهی*های زن و شوهر بالا باشد، هریک با همدلی و انعطاف*پذیری بیش*تر، سعی*می*کنند احساس بهتری نسبت به دیگری پیدا کنند و هر دو، احساس برنده شدن داشته باشند. در چنین شرایطی، زن یا شوهر سعی*نمی*کند با کنترل دیگری، قدرت خود را به رخ او بکشد و او را در حالت تدافعی قرار داده و احساس بازندگی را به همسرش تحمیل کند.

هر زن و شوهر برای این*که زندگی مشترک خود را در مسیر مثبت و درست قرار دهد، می*بایست از خود بپرسد:
برای بهتر ساختن رابطه*ی بین خود و همسرم، چه کارهایی می*توانم انجام دهم؟
در رابطه با همسرم چه هدف*هایی را دنبال می*کنم؟ این طرز اندیشه و نحوه*ی عملکرد، مرا به هدف*هایم که داشتن زندگی مشترک شاد و آرام است، رهنمون می*کند یا مرا از آن*ها دور می*سازد؟ به عبارت دیگر، آیا رفتار و ابراز احساسات و اندیشه*هایم، در مسیر هدف*هایم قراردارند یا بر ضد آن*ها هستند؟
روش زندگی*ام تحت تأثیر عوامل مثبت و سازنده است یا منفی و مخرب؟
در مسیر دست*یابی به هدف*ها، عوامل منفی که می*بایست آن*ها را کنار گذاشت و هم*چنین نقاط قوت و عوامل مثبت که باید بیش*تر به آن*ها تکیه کرد، کدام*اند؟
سبک زندگی من با معیار و ارزش*هایم، به*صورت واقعی هماهنگی دارد یا نه؟
در زندگی مشترک، چه*قدر تلاش می*کنم که باورها، اولویت*ها، اندیشه*ها و عملکرد و به*طور کلی هویت خود و همسرم را بشناسم؟ به تفاوت*ها، تضادها و تفاهم*ها، چه*قدر توجه می*کنم؟ برای تفاهم و نزدیکی بیش*تر، چه شیوه*هایی را به*کار می*گیرم؟
در زندگی مشترک، به هدف*های مشخص* خود بیش*تر توجه دارم یا داشتن رابطه*ی بهتر با دیگران را ترجیح می*دهم؟
کدام رفتارها به من کمک می*کند تا با اتکاء به آن*ها، رابطه*ی زناشویی خوبی را با همسرم تجربه کنم؟

به چه طریقی می*توانم حس احترام خود را به همسرم نشان دهم؟
آیا شما جزو آن گروه از زن و شوهرهایی هستید که بیان اندیشه*ها و احساس*های واقعی*تان به همسرتان، برای*تان مشکل است؟

باید دانست که مبادله*ی اندیشه*ها و احساسات صادقانه بین زن و شوهر، بسیار مفید بوده و باعث صمیمیت بیش*تر آنان می*گردد.

یافتن پاسخ*های مثبت و مناسب به پرسش*های بالا، آگاهی شما را نسبت به شناخت نیازها و چگونگی رفع نیازهای خود و همسرتان افزایش داده و شما را در مسیر ساخت زندگی زناشویی موفق و پربار قرارمی*دهد.!

سونات