گروه تاریخ / حوزه تاریخ تمدن
خبر فارسی :شماره: 13931206000812

نسخه چاپيارسال به دوستان

برگی از تاریخ

آخرین امپراتور دوران طلایی اسلامی چه کسی بود؟



ظهیرالدین محمد بابُر یا محمد بابر گورکانی بنیان*گذار سلسله گورکانیان (امپراتوری مغولی) هند بود که آخرین امپراتوری از دوران طلایی اسلامی به*حساب می*آید.

خبرگزاری فارس: آخرین امپراتور دوران طلایی اسلامی چه کسی بود؟

Tweet

به گزارش خبرگزاری فارس، ظهیرالدین محمد بابُر فرزند میرزا عمر شیخ* فرزند سلطان ابوسعید فرزند میرزا محمد فرزند میرانشاه فرزند تیمور لنگ، در چهاردهم فوریه 1483 میلادی مطابق با ششم محرم 888 ه*.ق. در ناحیه فرغانه (حوالی مرزهای شمالی افغانستان امروزی) زاده شد.[٢] نسبش از جانب پدر به*واسطه پنج امیر به تیمور و از سوی مادر، قتلغ*نگار خانم، به پانزده واسطه به چنگیز خان می‏*رسد.

وى در سال 899 ه*.ق. در یازده سالگی پس از فوت پدرش عمر شیخ وارث حکومت فرغانه شد. او در اندجان حکومت می*کرد و بر سر حکومت سمرقند با سلطان*علی میرزا پسرعمش که در آن*جا جلوس کرده بود اختلاف داشت.[٣] قسمت اول عمر بابر در ناحیه کوچک فرغانه به*سر آمد. تا پس از آن به*واسطه هجوم شیبانی خان اوزبک، در سال 1504 میلادی، از آن*جا بیرون رانده شد.

محمد بابر مدت 11 سال با فرمانروایان ازبک و تاتار جنگید و چون ضعف خود را احساس کرد و به کابل و قندهار آورد و پس از تسخیر خراسان 22 سال در آن*جا فرمانفرمایی کرد. به این ترتیب، دوره دوم عمرش را از 1504 میلادی تا 1525 میلادی، در افغانستان و بدخشان حکومت کرد و به فکر تسخیر هندوستان افتاد.[4]

ظهیرالدین محمد بابُر با لشکری جرار متشکل از ترک و تاتار و افغان به هندوستان حمله برد. در سال 1526 میلادی مطابق با 932 ه*.ق. ابراهیم لودی آخرین پادشاه طایفه لودیه (افغان) را که در دهلی سلطنت می*کرد مغلوب ساخت و بدین طریق امپراتوری بزرگ گورکانیان هند معروف به «امپراتوری مغولی هند» را تأسیس کرد و اعقاب او حدود 350 سال بر سراسر یا بخش*هایی از شبه قاره هند فرمانروائى داشتند.[5]او پس از فتح پانی پات که در آن سلطان ابراهیم لودی پادشاه دهلی را شکست داد در 20 آوریل 1526 میلادی، اگرا و دهلی و شمال هندوستان را از رود سند تا بنگال به*تصرف درآورد. این قسمت سوم که کوتاه*ترین بخش زندگی اوست. او پنج سال در دهلى حکمرانی کرد تا مرگش فرا رسید.[٦]واژهٔ بابر در زبان ترکی همان ببر حیوان مشهور است که بعضی از پادشاهان ترک این لقب به*عنوان ببر یا پلنگ برای خود برگزیده*اند.[٧]ظهیرالدین محمد بابر خدمات برجسته*ای به*علم و ادب نمود.[٨] مجموعه کاملی از یادداشت*های بابر به*دست ما رسیده که به «بابرنامه» معروف است و در آن به*زبان ترکی جغتائی شرح*حال زندگی خود، فتوحات و رسم جهانداری را آورده* است.[9] این کتاب بعدها توسط عبدالرحیم خان جانان و به فرمان اکبر شاه بزرگترین امپراتور هند و از نوادگان بابر به*فارسی برگردانده شد که به «توزوک بابری» معروف است.[1٠]بابر به فارسی و ترکی شعر می*گفته* است. این ابیات زیبا از اوست:[11]
نوروز و بهار و می و دلبری خوشست
بابر به عیش کوش که عالم دوباره نیست
همچنین

بازآی ای همای که بی طوطی خطت
نزدیک شد که زاغ برد استخوان ما

بابر در هندوستان و خراسان راه*ها و کاروانسراهاى بی*شمار به*وجود آورده و به*عمران و آبادى بسیار خدمت کرد.[1٢]

مجموع سال*های سلطنت محمد بابُر به 38 سال بالغ شد. وی در 26 دسامبر 1530 / 937 ه*.ق. در سن 49 سالگى در اگرا*ی هندوستان درگذشت. او را در ابتدا در شهر جمنه در باغچه*ای موسوم به «نورافشان» به*خاک سپرده بودند، در زمان شاه جهان استخوان*هاى او را به*کابل منتقل ساخته براى او در خارج شهر آرامگاه مجللى ساختند. پس از او پسر بزرگش همایون جانشینش شد.[1٣]
سونات