فراغت های سردرگم

بخش اجتماعی تبیان

تامین رفاه اجتماعی از حقوق شناخته شدهء شهروندان است که اشکال مختلفی را دربرمی گیرد. یکی از مهم ترین اشکال آن، برنامه ریزی برای اوقات فراغت است.

اوقات فراغت یا لحظه های نگرانی؟

اوقات فراغت به معنی بیکاری، اوقات غیرموظف، ساعت های بدون برنامه، اوقات غیررسمی و ... تلقی شده است. بنابراین اوقات فراغت، فرصتی است که در آن، انسان عهده دار هیچ نوع کاری نیست. یعنی فرد فارغ از قید زمان و تعهدات حرفه ای به آن چه دلخواهش است، می پردازد. بنابراین فراغت مساوی آزادی از اضطرار، فرصتی برای انتخاب و زمانی فراتر از اوقات کار است. به این دلیل بسیاری از اندیشمندان اوقات فراغت را منشا خلاقیت ها، باروری افکار، شکل دهی شخصیت، تامین انرژی و بازیابی قوای حیات، کشف و اختراع، نوآوری و ابتکار، بازاندیشی و اصلاح افکار می دانند. زیرا ذهن، هنگامی به جوشش و خلاقیت می افتد که منشا تحریک آن، تمایلات درونی و خودانگیخته باشد و فرد فارغ از انتظارات بیرونی، فعالانه در شکل دادن افکار، اندیشه ها و اعمال خود دخالت کند. از سوی دیگر در اوقات فراغت از آنجا که نظارت اجتماعی کاهش می یابد امکان بروز ناهنجاری نیز فراهم می شود به این ترتیب می توان گفت اوقات فراغت مانند شمشیر دولبه هم می تواند مفید باشد و هم مضر. یعنی به راحتی نمی توان با خوب یا بد نامیدن آن به ارزیابی اش پرداخت.

در اوقات فراغت از آنجا که نظارت اجتماعی کاهش می یابد امکان بروز ناهنجاری نیز فراهم می شود به این ترتیب می توان گفت اوقات فراغت مانند شمشیر دولبه هم می تواند مفید باشد و هم مضر



ارزیابی اوقات فراغت، بستگی به کیفیت گذران آن دارد. به این شکل که اگر اوقات فراغت با برنامه ریزی در جهت علایق فرد باشد، موجب رشد و اگر بدون برنامه و هدف و فقط به منظور سپری شدن وقت به آن نگاه شود، موجب انحطاط فرد خواهد شد. اما آیا می توان در جوامع توسعه نیافته که هنوز بسیاری از شاخص های رفاه اجتماعی را فراهم نکرده اند، از اوقات فراغت سخن گفت؟!اوقات فراغت در پی مکانیزه شدن زندگی و کاهش ساعات کار و افزایش درآمدها مطرح شد. در جوامع پیشرفته، افراد به دلیل نیاز درونی و پیامدهای منفی دوران مدرن به فکر تفریح و ساعات فراغت افتادند. بنابراین برای داشتن ساعت فراغت، باید وقت و درآمدی برای گذران آن باشد. در ایران به قول دکتر ادیب، انگیزهء اصلی روی آوردن به تفریح گریز از واقعیت و خسته شدن از آن است. جدی بودن زندگی روزمره باعث می شود که افراد از هر چیزی که آن ها را از واقعیت غیرمنعطف زندگی روزمره دور کند، استقبال کنند. به این دلیل، نمی توان بر سازنده و مفید بودن اوقات فراغت تاکید کرد.
فراغت

از سویی هزینه های بالای زندگی و نبود درآمد کافی باعث شده، افراد در چند نوبت و کارهای مختلف شرکت کنند تا بتوانند آیندهء خود و خانواده شان را تامین کنند. در خانواده ها دیگر خبری از جمع شدن افراد و صحبت های خانوادگی نیست. زیرا تقریبا بیش تر اعضای خانواده، بیش تر اوقات روز را بیرون از خانه برای کار یا آموختن حرفه ای برای داشتن شغل سپری می کنند. داشتن شغل آن قدر اهمیت پیدا کرده که افراد هر کاری با هر نوع ساعت کاری را می پذیرند. بنابراین نمی توان مانند جوامع پیشرفته از اوقات فراغت سخن گفت البته ممکن است، عده ای تعطیلات تابستانی و تعطیلات رسمی کشور را نشانه گرفته و از وقت فراغت زیاد در کشور انتقاد کنند. اما همان طور که می دانیم این تعطیلات برای کسانی است که شغل دولتی دارند یا مشغول تحصیل اند. هر چند برای این دسته از افراد هم، نه تنها فراغت فرصتی برای رشد فراهم نکرده، بلکه گاه موجب انحراف آن ها نیز شده است. هنگام بیان کارکردهای اوقات فراغت، کارکرد متعالی و اصلاحی، شکوفایی خلاقیت، بهداشت روانی و پیشگیری از آسیب های اجتماعی عنوان می شود.

از طرف دیگر، در بررسی پیامدهای اوقات فراغت نیز به پرخاشگری و ستیزه جویی تزریق خشونت، استرس، انزوا، جدایی از حقیقت و آسیب های اجتماعی آن اشاره می شود. یعنی اوقات فراغت هم زمینه ساز جرم است و هم بازدارنده از آن.

اگر برای آن دسته از افراد که هنوز از نظر عقلی، به رشد کاملی دست نیافته اند نوجوانان و جوانان نتوان فلسفه اوقات فراغت را به خوبی تشریح کرد و امکانات لازم را برای استفاده بهینه آن ها فراهم کرد، نمی توان به سازنده بودن این اوقات امیدوار بود.در حال حاضر غالب جوان ها، اوقات فراغت خود را پای برنامه های تلویزیونی، ماهواره ای و رایانه ای می گذرانند که خود این مساله، غیر از انزوا و فردگرایی افراد، می تواند منجر به انواع انحراف ها شود.

داشتن شغل آن قدر اهمیت پیدا کرده که افراد هر کاری با هر نوع ساعت کاری را می پذیرند. بنابراین نمی توان مانند جوامع پیشرفته از اوقات فراغت سخن گفت البته ممکن است، عده ای تعطیلات تابستانی و تعطیلات رسمی کشور را نشانه گرفته و از وقت فراغت زیاد در کشور انتقاد کنند. اما همان طور که می دانیم این تعطیلات برای کسانی است که شغل دولتی دارند یا مشغول تحصیل اند

خشونت های رایج در بازی های کامپیوتری، استفاده غیراخلاقی از اینترنت و چت، بر ذهن و روان جوانان تاثیرگذاشته و نه تنها فراغت مفیدی را برای آن ها به ارمغان نخواهد آورد، بلکه بر فعالیت های بعد از تعطیلات آن ها، یعنی آموزش و تحصیلاتشان نیز اثر منفی خواهد گذاشت.در مقابل نباید در اوقات فراغت جوانان را مجبور به انجام کار یا شرکت در کلاس کرد زیرا در صورت نبود علاقه، نمی توان امیدی به مفید بودن این ساعات داشت. بنابراین جهت دهی جوانان به سمت استفادهء سازنده از اوقات فراغت، کار بسیار ظریفی است که فقط با چند فرهنگسرا و برنامه ریزی مدارس، نمی توان امیدی به نتیجهء آن داشت.

اوقات فراغت باید برحسب تفاوت های ارزشی، فرهنگی، نگرش ها، تجربیات، شرایط و موقعیت های مادی و معنوی هر فرد تعریف شود. به طوری که همه اقشار جامعه بتوانند به بهترین شکل، از آن برخوردار شوند.

برای خانواده های کم درآمد، حداقل می توان برنامه های تلویزیونی جذابی فراهم کرد تا آن ها نیز بدون پرداخت هزینه، بتوانند اوقات خوبی را سپری کنند. دور شدن فیزیکی اعضا از یکدیگر، دور شدن عاطفی و احساسی آن ها را به همراه خواهد داشت که خود این کمبود عاطفه، آسیب های جدی در پی خواهد داشت. با افزایش میزان دستمزد قشرهای محروم و جلوگیری از داشتن چند شغل، آن هایی که فرصتی برای پرداختن به خود ندارند، نیز می توانند در زمره کسانی که دارای اوقات فراغت هستند قرار بگیرند.در این صورت، این خانواده ها که نمی توانند برای اوقات فرزندان خود، هزینه های کلانی را صرف کلاس های آموزشی و تفریحی کنند با نظارت بر دوستان فرزندان خود و برقراری رابطه های خانوادگی با آن ها، علاوه بر گذران وقت با دیگران و یادگیری بسیاری از مسایل از آن ها، می توانند فرزندان خود را نیز زیرنظر داشته باشند تا آن ها سراغ موادمخدر و مزاحمت برای دیگران نروند.
اوقات فراغت

شهرداری ها با گسترش مراکز تفریحی و فرهنگی ارزان قیمت، می توانند از تجمع جوانان در خیابان ها و ایجاد دردسر برای نیروی انتظامی جلوگیری کنند. برنامه های جذاب و متنوع فرهنگسراها در کنار تبلیغات وسیع و هزینه های کم، نه تنها از انحراف و بطالت وقت نسل آینده کشور جلوگیری می کند بلکه می تواند با آموزش حرفه و هنر، جوانان را در جهت علایق شان سوق دهد به طوری که آن ها خیلی سریع به استعداد خود پی برده تا بتوانند برای آیندهء خود برنامه ریزی بهتری داشته باشند.مدارس و دانشگاه ها هنگام تعطیلات می توانند اهرم مناسبی برای نظارت بر اوقات فراغت دانش آموزان و دانشجویان باشند به طوری که دانش آموزان و دانشجویان، بتوانند در اوقات فراغت هم از امکانات محیط های آموزشی استفاده کنند و با همکاری استادان و معلمان خود در حرفه های تخصصی شان، محصول کارآیی، خلاقیت و اثرگذاری خود را احساس کنند.

معلمان و استادان همچنین می توانند زمینه ای را فراهم کنند تا شاگردانشان، فرصت کاوش، تفکر و تامل دربارهء خود، طبیعت و حرفه و رشتهء خود را داشته باشند.

در نهایت خانواده ها از بدو تولد، باید فرزندان خود را طوری پرورش دهند که آن ها از هدر رفتن وقت و به بطالت گذراندن اوقات، بیزار شوند به طوری که در سنین بالاتر، خودشان در پی داشتن اوقات فراغت سازنده حرکت کنند


سونات