مشکل جای دیگر است
تسلیم نشوید، شما موفق خواهید شد


مجله اینترنتی برترین ها
حق تان را می خورند، زندگی تان ایده آل نیست، در رویا هستید و ... چرا شکایت و سرزنش!

مجله خانواده سبز - علیرضا فرازمند، کارشناس مدیریت: شاید گاهی به فکر بیفتید که چرا کارها سریع تر پیش نمی رود؟ یا چرا تا به حال به هدف تان نرسیده اید؟ چرا به اندازه کافی ثروتمند نیستید؟ چرا هنوز همسر دلخواه خود را پیدا نکرده اید؟ یا چه زمانی به وزن ایده آل تان خواهید رسید؟

موفقیت به زمان، تلاش، پشتکار و صبر نیاز دارد. در راه دستیابی به هر هدفی، طبیعی است که با مانع روبرو خواهید شد و موقتا احساس درجا زدن می کنید. این کاملا طبیعی است. هر کسی که تا به حال ساز زده، ورزش کرده یا مشغول هنرهای رزمی بوده، می داند که بعضی وقت ها به جایی می رسد که دیگر نمی شود پیشرفت کرد؛ همینجاست که افراد ناوارد، اغلب دست از تلاش می کشند یا سراغ ساز و ورزش دیگری می روند اما دانایان می دانند که اگر به تمرین ساز، ورزش یا هنر رزمی خود ادامه دهند، بالاخره به جایی می رسند که انگار ناگهان به سطح بالاتری از مهارت دست یافته اند. پس صبور باشید و استقامت به خرج دهید. تسلیم نشوید. سرانجام موفق خواهید شد.
آنچه می خواهم برای شما در ادامه بنویسم مربوط به اصولی است که همیشه کارسازند، با دقت مطالعه و مشاهده کنید که کجای زندگی اشتباه کردید که به ایده آل هایتان نرسیدید.

فقط خودتان مسئولید

امروزه یکی از فراگیرترین باورها این است که زندگی عالی، حق ماست و شخص دیگری، غیر از خود ما به نحوی مسئول تامین شادی دائم، امکانات شغلی هیجان انگیز، حمایت از خانواده و روابط شخصی ایده آل در زندگی است، آن هم صرفا به این دلیل ساده که: «حق حیات، یعنی همین
اما واقعیت این است که تنها یک نفر مسئول کیفیت زندگی شماست.

آن شخص، خود شمایید.

اگر می خواهید موفق شوید، باید مسئولیت یک تا صد تمام تجارب زندگی تان را بپذیرید. سطح موفقیت و نتایجی که می گیرید به کیفیت روابط، وضعیت سلامت و آمادگی جسمانی، درآمد، دیون، احساسات و خلاصه همه چیز به «مسئولیت شما» بستگی دارد.

و این اصلا ساده نیست!

در واقع اکثر ما یاد گرفته ایم که برای آنچه در زندگی خوش مان نمی آید، دیگران را سرزنش کنیم. والدین، رییس، دوستان، رسانه ها، همکاران، ارباب رجوع، همسر، آب و هوا، اقتصاد، صور فلکی، بی پولی و خلاصه هر کس و هر چیزی را ملامت می کنیم و هیچ وقت مشکل واقعی، یعنی خودمان را نمی بینیم.

«شبی یک رهگذر، مردی را می بیند که زیر نور چراغ خیابان دنبال چیزی می گردد از او می پرسددنبال چیست؟ و او پاسخ می دهد که دنبال کلید گمشده اش است. رهگذر هم کمک می کند و روی زمین به دنبال کلید می گردد. بعد از یک ساعت جستجوی بیهوده، رهگذر می پرسد: «همه جا را گشتیم و چیزی پیدا نشد، مطمئنی که کلید را اینجا گم کرده ای؟»

و مرد پاسخ می دهد: نه! کلید را در خانه گم کرده ام اما اینجا زیر چراغ خیابان، نور بیشتر است!
داستان فوق العاده ای است. شما هم باید از جستجو در بیرون، برای اینکه چرا تا به حال به نتایجی که می خواستید نرسیده اید، دست بردارید. چون این خود شمایید که زندگی را می سازید و نتایج دلخواه را به دست می آورید.

«خود شما»، و نه هیچ کس دیگر!

پس برای دستیابی به موفقیت های بزرگ و آنچه که برایتان اهمیت حیاتی دارد، باید مسئولیت صددرصد زندگی را بپذیرید.

تقصیر را گردن دیگری نیندازید

اگر می خواهید یک زندگی رویایی بسازید، باید مسئولیت صددرصد آن را بپذیرید. یعنی بهانه نگیرید، خود را قربانی این و آن ندانید، برای نتوانستن ها و نشدن ها دلیل نتراشید و تقصیر را گردن شرایط بیرونی نیندازید. همه این تفکرات را برای همیشه باید کنار بگذارید.
باید خود را در موقعیتی ببینید که انگار همیشه توان تغییر را داشته اید، یعنی اینکه همه چیز را درست کنید و به نتیجه دلخواه برسید اما به دلایل مختلف از جمله جهل، عدم آگاهی، ترس، نیاز به درستی و احساس امنیت، این نیرو را به اختیار خود، به کار نگرفته اید. چرا؟ مهم نیست. گذشته ها گذشته. آنچه که اهمیت دارد این است که از این لحظه تصمیم بگیرید. بله، این یک انتخاب است. تصمیم بگیرید جوری عمل کنید که مسئولیت صددرصد آنچه را که برایتان اتفاق می افتد یا نمی افتد، به عهده بگیرید.

اگر چیزی برخلاف نقشه شما پیش رفت، باید از خودتان بپرسید: «چگونه این موقعیت را پیش آوردم؟ به چه فکر می کردم؟ باورهایم چه بود؟ چه گفتم و چه نگفتم؟ چه کار کردم یا نکردم که به این نتیجه رسیدم؟ چه کار کردم که باعث شد طرف مقابل آنطور عمل کند؟ دفعه بعد باید چطور عمل کنم که به نتیجه دلخواه برسم؟»

فرمول ساده اما بسیار مهمی که درک ایده مسئولیت صددرصد را بیش از پیش برایتان آشکار می سازد، آن فرمول این است:

رخداد + واکنش = نتیجه

اصل داستان این است که تجربه ای در زندگی (موفقیت یا شکست، فقر و ثروت، سلامتی یا بیماری، صمیمیت یا بیگانگی، شادی یا سرخوردگی) نتیجه واکنش شما به رخدادهای قبلی زندگی تان است.

اگر از نتایج فعلی خوش تان نمی آید، دو راه حل پیش رو دارید:

1- سرزنش کردن رخدادها به خاطر نتیجه نگرفتن

به عبارت دیگر شما می توانید اقتصاد، آب و هوا، بی پولی، نداشتن تحصیلات، مسئولین، همسر، طرز برخورد رئیس، عدم حمایت، سیستم یا نبود سیستم و خیلی چیزهای دیگر را مقصر بدانید و همچنان دق و دلی تان را بر سر این واژه ها خالی کنید. اگر گلف باز هستید، شاید حتی چوب گلف و زمین بازی را سرزنش کنید! شکی نیست که تمام این عوامل وجود دارند اما اگر این عوامل تعیین کننده بودند، هیچ کس هرگز به مقصود نمی رسید.

پس چرا بعضی ها با وجود تاممی این شرایط که شما از آن نام می برید، به خواسته های شان از زندگی می رسند؟

بسیاری هستند که بر این عوامل محدودکننده غلبه می کنند، پس عوامل محدودکننده عامل محدودیت شما نیستند. شرایط بیرونی باعث توقف شما نمی شوند، بلکه خودش ما جلوی خودتان را می گیرید.

ما با افکار محدودکننده، خودرا درگیر رفتارهایی می کنیم که منجر به شکست مان می شود. ما با منطق غیرقابل دفاع، به دفاع از رفتارهای مخرب خود (مانند سیگار کشیدن و ...) می پردازیم. بازخوردهای مفید را نادیده می گیریم، علم آموزی و فراگیری مهارت های جدید را دست کم می گیریم، وقت مان را سر جنبه های بی اهمیت زندگی تلف می کنیم، غیبت می کنیم، غذای ناسالم می خوریم، ورزش نمی کنیم، خرج مان بیشتر از دخل مان می شود، برای آینده سرمایه گذاری نمی کنیم، از درگیری های واجب پرهیز می کنیم، حقیقت را نمی گوییم، دنبال چیزی که می خواهیم نمی رویم و بعد مخی مانیم که چرا زندگی مان جفت و جور نمی شود! جالب آنکه خیلی ها اینطورند. آنها برای تمام چیزهایی که دلخواه شان نیست، شرایط و رخدادهای بیرونی را مقصر می دانند و برای هر چیزی بهانه ای دارند.

2- واکنش خود را نسبت به رخدادها تغییر دهید

تفکر خود را تغییر دهید. شیوه ارتباط و تصویرهای ذهین تان را (آنچه که در مورد خود و جهان اطراف مجسم می کنید) عوض کنید. آن وقت می توانید رفتارتان را تغییر دهید. این کار در اختیار خود شماست.

متاسفانه بیشتر ما چنان اسیر عادات خود هستیم که هرگز رفتارمان را عوض نمی کنیم. در بند واکنش های مشروط، اسیر می شویم. واکنش به همسر و فرزندان، همکاران، مشتری ها و ارباب رجوع، دانشجویان و خلاصه کل دنیا. ما مجموعه ای از واکنش های مشروطیم که بدون اختیار خودمان عمل می کنیم. اما باید این اختیار را بازپس بگیرید. اختیار افکار، تصاویر ذهنی، آرزوها و رویاها و رفتار خود. در واقع هر چه که بدان فکر می کنید، می گویید یا انجام می دهید، باید هدفمند و همسو با مقصود، ارزش ها و اهداف شما باشد.

خودتان! خودتان!

خودتان گفتید «بله». خودتان این شغل را انتخاب کردید. خودتان نخواستید کارتان را عوض کنید. خودتان خواستید حرف دیگران را باور کنید. خودتان به حرف دل تان گوش نکردید. خودتان رویاهای تان را فراموش کردید. خودتان فلان چیز و بهمان چیز را خریدید. خودتان ازش مراقبت نکردید. خودتان خواستید که تنهایی این کار را بکنید. خودتان به این و آن اعتماد کردید.

شما اختیار سه چیز را دارید

به یاد داشته باشید که شما در زندگی تنها اختیار سه چیز را دارید: «افکارتان، تصورات ذهنی تان و اعمال و رفتارتان». نحوه به کار گرفتن این سه چیز، تجربه های شما را تعیین می کند.

اگر آنچه را که تولید یا تجربه می کنید دوست ندارید، باید واکنش هایتان را تغییر دهید. افکار منفی تان را کنار بگذارید و مثبت فکر کنید. رویاهای تان را عوض کنید. عادات خود را تغییر دهید. مطالبی را که می خوانید عوض کنید. دوستان تان یا شیوه صحبت کردن تان را تغییر دهید.

در برنامه های دوازده مرحله ای مثل برنامه ترک اعتیاد، «دیوانگی» اینگونه تعریف می شود: «تکرار همان رفتار همیشگی و انتظار نتیجه متفاوت داشتن!» این کار شدنی نیست. اگر معتاد به سیگار باشید و همچنان ادامه دهید، اوضاع بهتر نخواهد شد. در مورد رفتارهای دیگر هم عینا همینطور است.

روزی که واکنش های خود را تغییر دهید، زندگی تان هم آرام آرام، بهتر خواهد شد. اگر آنچه که اکنون مشغولش هستید، نتایج بیشتر و بهتری را که در زندگی می خواستید ارائه می کرد، تاکنون باید این نتایج را می دیدید. پس اگر دنبال چیز متفاوتی هستید، باید کار متفاوتی بکنید.

سرزنش کردن دیگران را ترک کنید

تا وقتی که کسی یا چیز دیگری را به خاطر عدم موفقیت خودتان سرزنش کنید، موفق نخواهید شد. اگر می خواهید پیروز شوید باید واقعیت را قبول کنید. این شمایید که عمل کردید، فکر کردید، احساس کردید و در نهایت انتخاب کردید تا به این مرحله که الان هستید گام بگذارید. همه اش کار خودتان بوده.

شکایت کردن را کنار بگذارید

بگذارید فلسفه شکایت کردن را با هم بررسی کنیم. برای اینکه از کسی یا چیزی شکایت کنید، باید باور داشته باشید که چیز بهتری وجود دارد. چیزی هست که آن را ترجیح می دهید اما برای به دست آوردنش حاضر نیستید مسئولیت قبول کنید. حالا کمی عمیق تر نگاه کنیم.

اگر باور نداشتید که چیز بهتری وجود دارد مثل پول بیشتر، خانه بزرگتر، خودروی بهتر، شغل مناسب تر، تفریح بیشتر یا همسر بهتر، دلیلی هم برای شکایت وجود نداشت. بنابراین شما یک تصویر ذهنی از چیزی بهتر سراغ دارید که ترجیحش می دهید اما مایل نیستید برای به دست آوردنش ریسک کنید. فکرش را بکنید...

مردم فقط از چیزهایی شکایت می کنند که می شود کاری برایش کرد. اگر قدرت تغییر چیزی را نداشته باشیم، شکایتی هم نداریم. آیا تا به حال شنیده اید که کسی از دست جاذبه زمین شکایت کند؟ یا مثلا سالمندی که تا کمر خم شده و به زور راه می رود، از دست جاذبه شاکی باشد؟ هرگز. اما چرا نه؟ اگر جاذبه نبود کسی از پله ها پایین نمی افتاد، هواپیماها سقوط نمی کردند و هیچ ظرفی زمین نمی خورد و نمی شکست.

پس چرا هیچ کس از این بابت شکایت نمی کند؟ در حالی که دلیل تمام این اتفاقات نیروی جاذبه است! علتش آن است که نمی توانیم جاذبه را تغییر دهیم، پس قبولش می کنیم. می دانیم که شکایت کردن هم چیزی را عوض نمی کند. پس از دستش شکایت نمی کنیم. در واقع سعی می کنیم از جاذبه به نفع خودمان استفاده کنیم. مثلا در کوه، راه آب درست می کنیم تا آب را به دامنه کوه برسانیم یا برای دفاع فاضلاب چاه می زنیم.

تازه با جاذبه، بازی و تفریح هم می کنیم. تقریبا در تمام ورزش ها از جاذبه استفاده می شود؛ اسکی، سقوط آزاد، پرش ارتفاع، پرتاب دیسک و نیزه، بسکتبال، بیسبال و گلف، همه و همه به جاذبه نیاز دارند.

نکته: شرایطی که از آن شکایت می کنیم ذاتا تغییرپذیرند اما خودمان تصمیم می گیریم که تغییرشان ندهیم. هر کسی می تواند شغل بهتری داشته باشد، شریک دلخواهش را برای زندگی انتخاب کند، پول بیشتری دربیاورد، در خانه و محله بهتری زندگی کند و غذای سالم تری بخورد اما تمام اینها نیازمند تغییر دادن خودمان است.

بنابراین خواهید دید که خودتان می توانید: پختن غذاهای سالم تر را یاد بگیرید. در برابر فشار دوستان بگویید «نه». شغل تان را رها کنید و دنبال کار بهتری بگردید. وقت بگذارید و پشتکار به خرج دهید. به غریزه تان اعتماد کنید. ادامه تحصیل دهید و دنبال آرزوهایتان بروید. از اموال تان بهتر مراقبت کنید. کمک بگیرید. از دیگران بخواهید که کمک تان کنند. در کلاس های رشد شخصیت شرکت کنید.

اما چرا هیچ کدام از این کارها را نمی کنید؟ چون ریسک دارد. ریسک بی کار شدن، تنها ماندن، مسخره شدن یا مورد قضاوت دیگران قرار گرفتن. خطر شکست، رو در رویی یا اشتباه کردن هم هست. شاید مادر، همسایه ها یا همسرتان شما را تایید نکنند. تغییر، مستلزم تلاش، پول و وقت گذاشتن است. راحت نیست. سختی و آشفتگی همراه دارد. بنابراین اجتناب کردن از این خطرات و احساسات و تجربیات ناخوشایند، موجب درجا زدن و شکایت کردن می شود.

همانطور که قبلا گفتم، معنای شکایت این است که شما چیز بهتری را ترجیح می دهید اما مایل نیستید برای به دست آوردنش ریسک کنید. پس یا بپذیرید که خودتان خواسته اید در همین وضعیت بمانید و مسئولیتش را قبول کنید و از شکایت کردن دست بردارید یا اینکه خطر کنید و زندگی تان را به همان شکلی که می خواهید بسازید.

اگر واقعا می خواهید از جایی که هستید به جایی که می خواهید برسید، باید خطر کنید.

تصمیم بگیرید که شکایت کردن را کنار بگذارید، با افراد شاکی نشست و برخاست نکنید و برای ساختن زندگی رویایی تان دست به کار شوید. باز هم در ادامه برایتان خواهم نوشت، در مورد این مطالب، فعلا تفکر کنید تا بعد...«اگر کاری را که همیشه می کرده اید ادامه دهید، همان نتیجه همیشگی را به دست خواهید آورد.»


سونات