فلسفه اول و اصلی تحلیل رفتار متقابل = من خوبم، تو خوبی؛ فلسفه دوم = همه می توانند فکر کنند؛ فلسفه سوم = پس سرنوشت در دست خودمان است. اولین گام آزادی پذیرش محدودیت است و سپس فشار آوردن به دیواره های محدودکننده. اولین گام تغییر این است که فرد در سطح خودآگاه درک کند چه چیزی در او نامطلوب است و سپس پذیرش آن و بعد فشار آوردن برای تغییر. دیدن راههای مختلف وجودی خودم و تجربه آنها در سطح خودآگاه و سپس تعادل بین این دو و حرکت به سمت خودشکوفایی و بهبودی، چیزهایی هستند که خود شناسی را با ارزش میکنند
پیش چشمت داشتی شئ ای کبود لاجرم دنیا کبودت می نمود (مولانا)
مطلق گرایی، تعصب، تعمیم افراطی، ترس از شکست، رتبه بندی آدم ها و داشتن پیش فرض ها مانع برخورد با واقعیت می شوند. قدرت فکر کردن یعنی اینکه بتوانم با واقعیت اکنون و اینجای خودم، درونم، روابطم و دنیایی که در آن زندگی می کنم ارتباط مستقیم تری برقرار کنم. اجازه فکر کردن یعنی اعتماد به اندیشه خودمان (بدون تعصب و پیش فرض) تا بتوانیم روند تجزیه و تحلیل و فرآیند بدست آوردن اطلاعات را از راه سالم تجربه کنیم و به نتیجه گیری های درست برسیم که آن نتیجه گیری ها توسط آزمون واقعیت رخ داده است. منظور از پیش فرض این است که من نه به دنیای بیرونی، بلکه به ترس ها، خیالات، نتیجه گیری های خودم به دنیای بیرون، پیش فرض نشان می دهم؛ یعنی چیزی شبیه به پدیده انتقال و تعصب یعنی فرافکنی مسائلم روی دیگران. مهار فکر نکن در فرد پیش فرض ایجاد می کند و بجای اینکه فکر کنیم از پیام های قدیمی استفاده می کنیم. فکر کردن برای والد حاصل از درون اندازی پدر و مادر و جانشین روانی است که هزاران پیام در مورد زندگی دارند؛ با کودک درونمان دنیا را با مغز هیجانی تجربه می کنیم و میلیون ها نتیجه گیری داریم. و بالغ است که باید دریابد که پیام های والد و نتیجه گیری های کودک برای پاسخ به اکنون و اینجا مناسب است یا خیر. اجازه فکر کردن یعنی تماس با واقعیت => آزمون واقعیت => تجربه های خالص => نیتجه گیری و تمیزگذاری => تشخیص ما بعنوان کودک اولین باری که شروع به فکر کردن می کنیم بالغ رشدیافته فرد بزرگسال را نداریم. چون بالغ نتیجه عملکرد و رشد مغز است. کودک طبیعی درون ما کنجکاو است و میل به شناخت و کشف دارد و می خواهد راز هر چیز را بداند اما از طریق مغز هیجانی. اینکه محیط چقدر به سوالات کودک پاسخ مثبت دهد و به آن احترام بگذارد همان اجازه فکر کردن است. مشورت کردن، کتاب خواندن، گفتگوی سالم هنگامی که مشکل پیش می آید، احترام به سوالات کودک و پاسخ صحیح به آنها و اجازه سوال پرسیدن به کودک و داشتن دید بالغانه و منطقی و تحلیلی به زندگی، اجازه فکر کردن به کودک می بخشد.