درباره قرون وسطا بدانید

ایران ناز
قرون وسطا یا سده*های میانه، نام یکی از چهار دوره*ای است که برای تقسیم*بندی تاریخ اروپا به کار می رود. این چهار دوره عبارت بودند از دوران کلاسیک باستان، قرون وسطی، عصر نوزائی (رنسانس) و دوران جدید یا مدرن که از ۱۶۰۰ میلادی آغاز می*شود. معمولاً قرون وسطی را از پایان امپراتوری روم در قرن پنجم میلادی تا سقوط قسطنطنیه توسط دولت عثمانی و پایان امپراتوری روم شرقی (یا بیزانس) در ۱۴۵۳در نظر می*گیرند.

اهمیت سده*های میانه در تاریخ اروپا

قرون وسطی در تاریخ اروپای غربی یکی از مهم*ترین مراحل تاریخی است که از ۴۰۰ میلادی تا ۱۴۰۰ میلادی را در بر می*گیرد. در بعضی از موارد از روزگار تاریک یا Dark age یاد می*شود که از ویژگی*های آن تاریک اندیشی، اختناق و حاکمیّت اولیاء و اصحاب دین در مناصب مختلف است.



در این دوران دین به عنوان یک مکتب کلی بر تمام جامعه سیطره انداخته و هیچ حرکتی خارج از این مساله قابل تبیین نیست. دین نوعی اقتدار همه گیر دارد و حوزه سیاست، اقتصاد، جامعه و فرهنگ و افراد را تحت نظارت و کنترل دقیق خود دارد.



تقسیم بندی برهه*های زمانی در سده*های میانه

به*طور معمول در تاریخ مغرب زمین سده*های میانه را به سه دوره اساسی تقسیم می*کنند.

۱- سده*های میانه اولیه یا ماتقدم (سه سده نخست از ۳۵۰ م تا سده ششم یعنی ۵۵۰ میلادی)

۲- سده*های میانه ثانویه یا میانه (از قرن ۶-۷ م تا ۱۲ و ۱۳ میلادی)

۳- سده*های میانه متاخر یا عالی (از قرن ۱۴ تا ۱۶)

سده*های میانه اولیه

در قرون وسطی اولیه که بعد از فروپاشی امپراتوری روم و یونان و یا تغییر کیش این نظام*ها به مسیحیت آرام آرام شاهد تحول در ساختار اجتماعی و اقتصادی هستیم. عمده*ترین تحول در زیر بنای اقتصادی این جوامع صورت می*گیرد؛ یعنی نظام تولیدی مبتنی بر برده*داری جای خود را به نظام تولید مبتنی بر ارباب و رعیتی یا فئودالیته می*سپارد.
در نظام فئودالیته همانند نظام برده*داری دو طبقه اجتماعی اصلی در ارتباط با مناسبات تولید نقش تعیین کننده دارند.

۱- طبقه فئودال یا زمین*داران، صاحبان املاک و اراضی، کشتزارها، مزارع، چمنزارها، مرغزارها، شکارگاه*ها و حتی بیابان*ها و کوه*ها که در قالب قلعه*ها، ده*ها و قصبه*های اربابی به عنوان اراضی تحت مالکیت این اشخاص محسوب می*شوند.

۲- طبقه عظیم و گسترده دهقانان و کشاورزان و همراه با طبقات میانی و واسط دیگر.

در این دوران یک نوع تمایز بین نظام فئودالیته به عنوان نظام سیاسی با نظام کلیسا به عنوان نظام فکری- فرهنگی به چشم می*خورد. کلیسا و دولت در موازات هم حرکت می*کنند. گه*گاه تضادها و همکاری*هایی بین آنها دیده می*شود. نظام فئودالیته برای تداوم خود نیازمند نوعی عقاید رسمی است تا بتواند به کمک آن ایدئولوژی به توجیه اعمال و رفتار خود پرداخته و اقدامات خود را مشروع سازد.


بنابراین در این دوران ارباب دولت، مقامات و اولیاء سیاست متوجه کمک گرفتن از اصحاب کلیسا و روحانیون می*شوند. یعنی نیاز دارند که پایه*های فقهی و شرعی این ساختمان فراهم شود. کلیسا نظام سیاسی فئودالیته را تقدیس کرده، پس توده*ها سر تعظیم فرود می*آورند.

قرون وسطی ثانویه

در قرون وسطی ثانویه این مرزبندی (تفکیک دین و سیاست) از میان برداشته می*شود. تا پیش از این، این دو طبقه جداگانه بودند و با هم کاری نداشتند. اما با ورود به قرون وسطی میانه کلیسا داعیه سیطره یافتن بر عالم سیاسی را در سر می*پروراند. به عبارتی دیگر بین دین و سیاست نوعی وحدت ایجاد می*شود. پاپ*ها هستند که پادشاهان را تعیین می*کنند و بر آنها نظارت کامل دارند.
قرون وسطی پایانی

مراحل پایانی قرون وسطی متأخر همراه با ظهور و برآمدن جنبش*های اجتماعی و سیاسی مختلف همراه است. زمینه*ها برای پیدایش نهضت*های فکری و علمی و در نهایت سر بر آوردن دو سده ۱۴ و ۱۵ میلادی که از آن تحت عنوان دوران نوزایی یاد می*شود.

در این دوران دستگاه و نظام فلسفی کلیسا که از قرن ۱۱ شروع شده بود و همچنان تا قرن ۱۷ هم ادامه پیدا کرد یعنی نظام موسوم به اسکولاستیسم که به آیین مدرسی موسوم است مبنای اصلی توجیه و دفاع از حاکمیت و دستگاه دین و دولت محسوب می*شد. این آیین مبتنی بر آموزه*های مسیحیت، همراه با گرایش*های فلسفی افلاطونی، فیثاغورث، آراء رواقیون و نقطه نظرات فلوطین یا نحله نو افلاطونی و دیدگاه*های سن آگوستین است

سونات