مردم ایران دارای چه نژادهایی دارند

بخش تاریخ ایران و جهان تبیان

مردمان ایرانی با قدمت ۱۰٬۰۰۰ سال یکی از کهن*ترین ملت*های دنیا می*باشند

زمانی اقوام ایرانی*زبان را می*شد در سرتاسر اوراسیا از بالکان تا غرب چین پیدا کرد. بخش عمدهٔ اقوام ایرانی*زبان کنونی و اقوام ایرانی*تبار با هم مشترک است ولی تفاوت*هایی نیز وجود دارد. همانگونه که مشخص است اقوام ایرانی*تبار محدود به مرزهای کنونی کشور ایران نیستند.
زنان قدیم

بسیاری از اقوام ایرانی*تبار خود ریشه در شاخه*ای از آریاییهای هندواروپایی شناخته شده به ایرانی*ها دارند. یافته*های باستان شناسی در مکان*هایی مانند:روسیه٫ آسیای میانه و خاورمیانه اطلاعات کمی را درباره این که این اقوام چگونه می*زیسته*اند ارائه کرده*اند.
اقوام ایرانی نقش بسیار مهمی را در تاریخ بازی کرده*اند. مادها یکی از نخستین کشورها و امپراتوری*های چند ملیتی را تشکیل دادند و قبایل کوچ*رو سکاها-سرمتی بر زمین*های گسترده*ای از روسیه و بالکان حکم فرما بوده*اند و احتمالاً یک قبیله زنان جنگاور سرمتی الهام بخش اسطوره یونانی آمازون*ها بوده*اند..
اقوام ایرانی باستان نیای مردمان بسیاری مانند:پارسها، آذری ها، لکها، تالشها، گیلکها، کردها، پشتون*ها، لرها، تاجیکها، بلوچها و... هستند.
مردمان ایرانی با قدمت ۱۰٬۰۰۰ سال یکی از کهن*ترین ملت*های دنیا می*باشند.
در ایران اگر چه فارسی‏ زبانان با بیش از 60 درصد جمعیت، اکثریت دارند، لیکن وجود شش قومیت عمده در درون این واحد ملی و تأثیرات شگرف آنها بر سیر تحولات تاریخی واقعیتی انکار ناپذیر است و می‏تواند مبنای پیش ‏بینی وضعیت آینده امنیتی کشور باشد.
قوم ترک
ترک‏ها بزرگ‏ترین اقلیت قومی در ایران هستند، چهار استان اردبیل، آذربایجان شرقی و غربی و زنجان حوزه اصلی سکونت آنها است که در مقایسه با منطقه محل سکونت قوم بلوچ و کرد منطقه بزرگی است. اما این قوم در مناطقی چون همدان، قزوین، شمال خراسان، مرکزی، فارس و گیلان نیز پراکنده‏اند. با توجه به وضعیت نسبتاً خوب اقتصادی منطقه، عوامل مادی عامل مسائل قومی در این منطقه نیست. ترک‏ها از حس ناسیونالیستی بالایی در قبال ایران برخوردارند که آن را در قیام شیخ محمد خیابانی در سال 1298 می‏بینیم که هیچ خواسته قومی نداشتند. ترک‏ها احساس تعلق به آرمان‏های ملی مذهبی مثل مشروطه نیز از خود نشان داده‏اند و همدوش سایر شهروندان تا مرحله درگیری با دولت مرکزی پیش رفته‏اند. البته جریاناتی مثل فرقه دموکرات پیشه‏وری در سال 1324 تابع ملاحظات بین المللی و اتحاد شوروی بود و نیز تشکیل حزب خلق مسلمان در سال‏های اولیه پس از انقلاب اسلامی در مقابل حزب جمهوری اسلامی موجب تنش‏هایی گردید، اما مسئله به سرعت خاتمه یافت.[1] امروزه 133 نشریه به زبان ترکی در چهار استان یاد شده و سیزده نشریه ترکی در خارج از این استان‏ها و 73 نشریه نیز به زبان فارسی و آذری منتشر می‏شود. حدود یازده هزار کتاب نیز به زبان آذری چاپ شده است.
اقوام ایرانی نقش بسیار مهمی را در تاریخ بازی کرده*اند

قومیت کرد
جمعیت کردها بیشتر در آذربایجان غربی، کرمانشاه، همدان، کردستان و شمال خراسان ساکن است و ضریب پراکندگی کمتری نسبت به ترک‏ها دارند. این قوم زمینه مناسب‏تری برای فعال شدن گسست کرد - فارس دارد؛ از جمله این زمینه‏ها: اول، تمرکز جمعیتی در یک منطقه کوچک و مشخص ؛ دوم ، امکانات اندک اقتصادی ، بهداشتی و آموزشی؛ سوم، موقعیت جغرافیایی در کنار مرز دو کشور با تشابه قومی و محلی و اختفای مخالفان نظام و وضعیت کوه‏ها و راه‏ها؛ چهارم، انزوای سیاسی و حضور کمتر یا کم‏رنگ نخبگان سیاسی اجتماعی در داخل نظام؛ پنجم، ملاحظات مذهبی که اکثراً سنی مذهب می‏باشند، در مقایسه کردهای شمال خراسان که شیعه مذهب هستند و از این حیث مشکلی نداشته‏اند؛ ششم، ملاحظات منطقه‏ای جمعیت کرد در شمال عراق، جنوب شرق ترکیه، شرق سوریه ، که در نتیجه کردستان ایران از تنش‏ها و گرایش‏های سیاسی این قومیت در منطقه تأثیر می‏پذیرد، در حالی که کردهای شمال خراسان به دلیل دوری از این منطقه زندگی آرام‏تری دارند؛ هفتم، زبان کردی گرچه از شاخه‏های زبان ایرانی است و با پارسی باستان همانندی‏های زیادی دارد، لکن برای فارسی زبان امروز مفهوم نیست و گویش‏های کردی مختلف مانع یک زبان سراسری واحد است. امروزه زبان کردی محور جنبش‏های کردی است هر چند از لحاظ نژادی نمی‏توانند اصل آریایی و ایرانی بودن کردها را منکر شوند. تجربه شورش شیخ عبیداللَّه در 1297 در مقابل عثمانی با محوریت قبایل کرد و شورش شیخ سعید در 1304 در مقابل ناسیونالیسم افراطی آتاتورک که هویت کردی را انکار می‏کرد در پاسخ به تحرکات خارجی بود. جنبش اسماعیل آقا سمیتقو که یکپارچگی ایران را تهدید می‏کرد و ارتش رضاخان آن را سرکوب کرد و نیز تأسیس کومله در دهه 1320 که به دستور مقامات شوروی به حزب دمکرات کردستان تبدیل شد و طرح کردستان خودمختار و تأسیس جمهوری مهاباد در سال 1324، اقدام کردها به رهبری عبدالرحمان قاسملو برای تجزیه ایران و بیانیه هشت ماده‏ای آنها بعد از انقلاب اسلامی که خواستار خودمختاری کردستان بودند و اقدامات ملا مصطفی بارزانی و درگیری‏های منطقه‏ای که نتیجه آن گسست قومی کرد - فارس بود، در این راستا قابل توجه و بررسی است.[2] امروزه حدود سیزده نشریه و پنجاه سایت کردی وجود دارد.
قوم لر
لرهای ایران تا حدود قرن ششم به علت نداشتن اتحاد و انسجام تحت سلطه سلجوقیان یا خلفای عباسی بودند و با ضعف قدرت مرکزی خودمختاری یافتند و به تأسیس «لر بزرگ» (بختیاری و کهکیلویه و بویر احمد) و «لر کوچک» (لرستان فعلی و ایلام) دست زدند. این قوم از توان حکومتی خوبی برخوردارند و از آل خورشید کارنامه درخشانی بر جای مانده است و حملات تیمور لنگ و ترکمانان را پشت سر گذاشتند. فرمان¬روایان لر در زمان مراوده با دولت عثمانی خود را شاه و ملک می‏خواندند و سیاست‏های دوره صفویه در نزدیکی به لرها و سرکوب شورش‏های آنان در زمان قاجاریه و سیاست‏های متمرکزگرایانه رضا شاه موجب وضع فعلی لرها و اسکان در استان‏های لرستان ، چهارمحال و بختیاری ، ایلام و کهکیلویه و بویر احمد شده است.

اقوام ایرانی باستان نیای مردمان بسیاری مانند:پارسها، آذری ها، لکها، تالشها، گیلکها، کردها، پشتون*ها، لرها، تاجیکها، بلوچها و... هستند

تلاش‏های این قوم در برابر حکومت مرکزی را می‏توان به شرح ذیل دید:
اول، شورش‏های پیوسته عشایر سگوند، حنوند، بیرانوند، و دیرک‏وند در مقابل حکام قاجار به ویژه تا روی کار آمدن ناصر الدین شاه قاجار؛
دوم، خیزش عمومی لرها بر ضد ناصرالدین شاه - که با زور اسلحه همه را تحت فرمان خود آورده بود - بعد از مرگ حاکم مستبد منطقه ظل السلطان حسینقلی ابو قدار ؛
سوم، خودمختاری و مقابله با جنبش مشروطه‏خواهان تا زمان رضاخان؛
چهارم، برخوردهای لرهای پیشکوه و پشتکوه با نیروهای دولت مرکزی در دوره رضاخان.[3] سیاست‏های رضاخان در منطقه از جمله تخته قاپو کردن عشایر موجب بر هم خوردن اقتصاد سنتی و عدم جایگزینی اقتصاد نوین و به تبع مشکلات و شکاف‏های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی عدیده‏ای در این قوم گردید. [4]
قوم بلوچ
بلوچ‏ها عمدتاً در استان سیستان و بلوچستان، ساکن هستند. اکثریت این قوم سنی مذهب‏اند. شکاف‏های مذهبی و اقتصادی و همجواری با بلوچ‏های پاکستان و افغانستان تأثیر بسزایی در ظهور گرایش‏های سیاسی گریز از مرکز دارد. از جمله این حوادث و گرایش‏های سیاسی می‏توان به موارد زیر اشاره کرد:
اول، سرکوب اقوام بلوچ به دست رضاشاه در سال 1306؛
دوم، شورش‏های محلی طوایف مختلف بلوچ در سال‏های 1310 تا 1313؛
سوم، تأسیس جبهه آزادی ‏بخش بلوچستان در سال 1343 به رهبری جمعه‏خان در پاکستان و تأثیر در ایجاد نارضایتی بلوچ‏های ایران از حکومت مرکزی به ریاست عبدی‏خان که پس از انقلاب اسلامی با درگیری‏های مسلحانه از هم پاشیده شد؛
چهارم، ظهور حزب دموکراتیک بلوچستان در سال 1354 تحت عنوان جبهه ملی خلق ایران که پرونده آن با درگیری و خونریزی بسته شد؛
پنجم، تأسیس سازمان دموکراتیک مردم بلوچستان به رهبری مهندس رحمت حسین‏پور در سال 1358 با آرمان‏های قومی که موجب واکنش شدید دولت بدان شد؛
ششم، تأسیس کانون سیاسی - فرهنگی خلق بلوچ در سال 1358 در زاهدان در حوزه دانشگاهی متأثر از پاکستان؛
هفتم، درگیری گروه پیشمرگ بلوچ به رهبری امان اللَّه برکزایی با حکومت انقلابی و فروپاشی آن؛
هشتم، درگیری‏های سال‏های 1371 تا 1374. همجواری این استان با پاکستان و مشکلات اقتصادی می‏تواند در فعال‏سازی شکاف موثر باشد، هر چند از لحاظ نژادی و زبانی، فرهنگ آنان ایرانی است.[5]
پی نوشت :

1. اصغر افتخاری، پیشین.
2. همان.
3. روح اللَّه بهرامی، «سیاست قومی پهلوی اول در قبال قوم لر»، فصلنامه مطالعات راهبردی، پیش شماره، اول (1377).
4. اصغر افتخاری، پیشین.
5. همان، جهت مطالعه بیشتر، ر.ک: نور اللَّه قیصری، «قومیت عرب و هویت ملی در جمهوری اسلامی ایران»، فصلنامه مطالعات راهبردی، پیش شماره اول (1377).
سونات