کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: شعر زمستان

  1. #1
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۹۴ [ ۱۹:۱۰]
    نوشته ها
    3,967
    امتیاز
    113,580
    سطح
    1
    Points: 113,580, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryThree FriendsYour first GroupCreated Album picturesTagger First Class
    نوشته های وبلاگ
    168
    سپاس ها
    32
    سپاس شده 342 در 299 پست
    حالت من
    Sepasgozar

    شعر زمستان



    شعر زمستان

    زنده یاد مهدی اخوان ثالث

    اشعار سبز
    سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
    سرها در گريبان است
    كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
    نگه جز پيش پا را ديد ، نتواند
    كه ره تاريك و لغزان است
    وگر دست محبت سوي كسي يازي
    به اكراه آورد دست از بغل بيرون
    كه سرما سخت سوزان است
    نفس ، كز گرمگاه سينه مي آيد برون ، ابري شود تاريك
    چو ديدار ايستد در پيش چشمانت
    نفس كاين است ، پس ديگر چه داري چشم
    ز چشم دوستان دور يا نزديك ؟
    مسيحاي جوانمرد من ! اي ترساي پير پيرهن چركين
    هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آي
    دمت گرم و سرت خوش باد
    سلامم را تو پاسخ گوي ، در بگشاي

    منم من، ميهمان هر شبت، لولي وش مغموم
    منم من، سنگ تيپاخورده ي رنجور
    منم ، دشنام پس آفرينش ، نغمه ي ناجور
    نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم
    بيا بگشاي در، بگشاي ، دلتنگم
    حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد

    تگرگي نيست، مرگي نيست
    صدايي گر شنيدي، صحبت سرما و دندان است

    من امشب آمدستم وام بگزارم
    حسابت را كنار جام بگذارم
    چه مي گويي كه بيگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
    فريبت مي دهد ، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست

    حريفا ! گوش سرما برده است اين ، يادگار سيلي سرد زمستان است
    و قنديل سپهر تنگ ميدان ، مرده يا زنده
    به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود ، پنهان است
    حريفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز يكسان است

    سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
    هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان
    نفسها ابر ، دلها خسته و غمگين
    درختان اسكلتهاي بلور آجين
    زمين دلمرده ، سقف آسمان كوتاه
    غبار آلوده مهر و ماه
    زمستان است


    سونات
    دانوب آبی

  2. کاربر روبرو از پست مفید sonat سپاس کرده است .

    Dorhato (چهارشنبه ۱۹ تیر ۹۸)

  3. #2
    کاربر سایت

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۶ مرداد ۹۸ [ ۱۶:۴۵]
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    457
    سطح
    1
    Points: 457, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points31 days registered
    سپاس ها
    173
    سپاس شده 0 در 0 پست
    شعری از اخوان ثالث درباره پاییزباغ بی برگیآسمانش را گرفته تنگ در آغوشابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکشباغ بی برگی،روز و شب تنهاست،با سکوت پاکِ غمناکشسازِ او باران، سرودش بادجامه اش شولای عریانی*ستورجز،اینش جامه ای بایدبافته بس شعله زرتار پودش بادگو بروید، هرچه در هر جا که خواهد، یا نمی*خواهدباغبان و رهگذران نیستباغ نومیدانچشم در راه بهاری نیستگر ز چشمش پرتو گرمی نمی*تابد،ور برویش برگ لبخندی نمی*روید؛باغ بی برگی که می*گوید که زیبا نیست؟داستان از میوه*های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می*گویدباغ بی برگیخنده اش خونیست اشک آمیزجاودان بر اسب یال افشان زردش می*چمد در آن پادشاه فصل*ها، پاییز

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •