نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: مصاحبه مفصل با مازيار فلاحي

  1. #1
    کاربر سایت

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۱۵ تیر ۹۵ [ ۱۸:۴۲]
    سن
    26
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    2,053
    سطح
    1
    Points: 2,053, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 27.0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    نوشته های وبلاگ
    45
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    مصاحبه مفصل با مازيار فلاحي

    موسیقی ایرانیان – مصطفی امامی: مازيار فلاحی يكي از خوانندگاني است كه پله هاي ترقي را يكي يكي طي كرد و حالا در مرز ستاره شدن قرار دارد، هنرمندی كه با انتشار يك [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید | عضویت] مي تواند به طور مرتب در يكي از بزرگترين سالن هاي پايتخت كنسرت داشته باشد و همه سانس ها هم سالن مملو از جمعيت باشد، خواننده موفقي است. اين را هيچ كس نمي تواند انكار كند، مازيار فلاحي يكي از خوانندگان موفق موسيقي پاپ در يكي دو سال گذشته است.

    به بهانه كنسرت موفقي كه او همين چند روز پيش در برج ميلاد برگزار كرد به سراغش رفتيم و گفت و گوي مفصلي با او انجام داديم كه در ادامه آن را باهم مي خوانيم.



    شما دير به شهرت رسيديد يا كلاً موسيقي را دير شروع كرديد؟

    من موسيقي را از سال ها قبل دنبال مي كردم و قبل از اينكه وارد عرصه خوانندگي شوم، موسيقي فيلم مي ساختم و در آن روزها به عنوان آهنگساز فعاليت مي كردم. علاقه اصلي من به نوعي تلفيق سينما و موسيقي بود كه آن را با ساخت موسيقي فيلم جست و جو مي كردم. شايد برايتان جالب باشد بدانيد كه بين سال 73 تا 75 در دوره هاي كارگرداني هم شركت كردم و خوشبختانه با رتبه عالي هم فارغ التحصيل شدم. مدتي هم خدمت آقاي حميدرضا ديبازر بودم و آنجا موسيقي را به صورت علمي آموختم، همان جا بود كه مسائل مربوط به موسيقي فيلم را ياد گرفتم.

    مجنون ليلي را مي توان نقطه عطفي كارنامه كاري شما دانست، نه؟

    من قبل از اين فيلم سال ها بود كه هم ترانه مي گفتم، هم آهنگسازي مي كردم و هم موسيقي مي آموختم! اما در همه اين سال ها هيچ وقت به صورت جدي كار نمي كردم و ترانه هايم را براي خودم يادداشت مي كردم تا اينكه با پيشنهاد « مجنون ليلي» مواجه شدم. من هم ترانه هايم را با توجه به شرايط فيلمنامه ساختم و به آقاي جعفري سپردم كه نتيجه كار چيزي است كه اكران شد و مردم ديدند.

    چرا همان دوران زياد روي خودتون مانور نداديد؟

    من همان زمان هم كار خاصي براي انتشار آهنگ هاي فيلم انجام ندادم و آهنگ ها به صورت خودجوش بين مردم پخش شد. بعد از مجنون ليلي هم بيش از پانزده موسيقي فيلم ساختم و خواندم كه همه آن ها به اين شكل بين مردم پخش مي شد.

    كسي كه با خواندن در يك فيلم سينمايي اينطور بين مردم محبوب مي شود، قطعاً با پيشنهادات زيادي براي جمع كردن آلبوم مواجه مي شود، براي شما هم اين شرايط وجود داشت؟

    من هم طبيعتاً در اين زمينه پيشنهاداتي داشتم اما آن زمان دوست داشتم به عنوان يك آهنگساز شناخته شوم تا خواننده!

    يعني صبر كرديد كه به عنوان آهنگساز شناخته شويد و بعد خوانندگي را به صورت حرفه اي آغاز كنيد؟

    نه، صبري در كار نبود! تمام اتفاقاتي كه در زمينه حرفه اي براي من افتاده است مسير طبيعي خودش را طي كرده است و من كار خاصي انجام ندادم. بعد از مجنون ليلي موسيقي فيلم « نبش قبر» را ساختم بعد از آن هم يك فيلم براي يونيسف ساختم و… در واقع همانطور كه گفتم علاقه اصلي ام موسيقي فيلم بود و طبيعتاً در همين مسير هم قدم برمي داشتم.

    دليل اينكه اينقدر تيتراژهاي مختلف به شما سپرده مي شد چه بود؟

    تنها دليلش اين بود كه روي ساخت موسيقي متن تسلط نسبي داشتم و خب چون ترانه هم مي گفتم و دستي هم برآتش خوانندگي داشتم، همه كارها را باهم انجام مي دادم. كار من تيتراژ خواني نبود! من موسيقي متن را مي ساختم و بعد از آن به پيشنهاد دوستان تيتراژ را هم مي خواندم.

    سبك آرام و توام با آرامشي كه در موسيقي شما وجود دارد فكر مي كنم حلقه گمشده موسيقي پاپ ايران بود، چطور به اين سبك رسيديد؟

    من هيچ تلاشي براي رسيدن به اين نوع از موسيقي انجام ندادم و واقعاً همين شكلي بودم. اگر به رزومه كاري من در زمينه آهنگسازي فيلم نگاهي بيندازيد مي بينيد كه اكثر اين فيلم، آثاري هستند كه اين نوع كاركتر از موسيقي را نياز داشتند و اصلاً به همين دليل هم من را براي همكاري انتخاب مي كردند.

    «قلب يخي» را هم مي توان يكي از اتفاقات خوب زندگي هنري شما دانست كه خيلي جاها اگر ترانه هاي شما نبود، داستان جلو نمي رفت، اين يعني ترانه هاي مازيار هم جزوي از فيلمنامه بود؟

    ببين همه اين ها بود! من تمام سعي ام را مي كنم كه از نظر موسيقايي نزديكترين و بهترين اتفاق را نسبت به فيلم رقم بزنم و موسيقي بسازم كه به فضاي داستان نزديك باشد. براي ساخت موسيقي فيلم، بعضي اوقات فيلمنامه را مي خوانم، بعضي مواقع هم قسمت هايي از كار را تماشا مي كنم! با كارگردان، تهيه كننده و نويسنده قطعاً در مورد كار گپ مي زنم، سر تدوين هميشه حضور پيدا مي كنم و در كل وقت و انرژي زيادي براي كارم خرج مي كنم و اينطور نيست كه صرفاً يك ترانه براي فيلم بسازم و به چيز ديگري فكر نكنم! من حتي روي تنظيم هاي كار هم وسواس زيادي دارم چون معتقدم تنظيم ها بايد بر حسب فيلم اتفاق بيفتد مثلاً ما نمي توانيم از هر نوع صداي الكترونيك را روي يك صحنه دلگير استفاده كنيم….

    اصلاً چطور به قلب يخي پيوستيد؟

    چند خواننده كانديد شده بودند كه كار آهنگسازي و خوانندگي اين سريال را برعهده بگيرند. براي يكي از صحنه هاي سريال، هر كدام از دوستان يك تراك آماده كردند كه من هم از اين قاعده مستثني نبودم. تراك را خيلي سخته ساختم و به آقاي لطيفي سپردم. بعد از چند هفته با من تماس گرفتند و گفتند كه جنس كار را دوست دارند و در نهايت كه قرار داد كل سريال را بستيم.

    مدتي بعد از انتشار سريال قلب يخي، شما اولين آلبوم مستقل موسيقي خودتان را هم با اين نام منتشر كرديد، چرا؟

    خب من تمام آهنگ هايي كه داشتم موسيقي فيلم بود و هيچ ترانه اي نخوانده بودم كه موسيقي فيلم نباشد و همين الان اگر بخواهم اين آهنگ ها را منتشر كنم فكر مي كنم بتوانم در قالب ده آلبوم اين آهنگ ها را عرضه كنم. من دوست داشتم اولين آلبوم مستقلم، يك آلبوم مستقل سينمايي باشد. خودم هم اين پيشنهاد را به دوستان دادم كه ترانه هاي سريال قلب يخي را در قالب يك مجموعه كنار هم قرار دهم و به عنوان آلبوم خودم منتشر كنم.

    نمي ترسيديد كه بگويند مازيار فلاحي مي خواهد از اسم قلب يخي براي فروش آلبومش استفاده كند؟

    ببين اين موضوع مي توانست برعكس هم اتفاق بيفتد و در واقع اين احتمال وجود داشت كه نتيجه منفي براي من در پي داشته باشد و مخاطبين مي توانستند بگويند كه ما اين آهنگ ها راقبلاً در سريال شنيده ايم پس ديگر آلبوم را نمي خريم چون آهنگ هايش تكراري است.

    يعني با اين تفاسير شما با انتخاب نام قلب يخي براي آلبوم، دست به يك ريسك زديد؟

    نه واقعاً ريسك نبود. من همه كارها را دلي مي بينم و جلو مي روم! من قلب يخي را دوست داشتم و بهترين آهنگ هايم را در اين سريال اجرا كردم. فكر مي كنم آلبوم قلب يخي با توجه به اينكه هشت آهنگ ديگر هم به جز ترانه هاي اين سريال داشت، آلبوم خوبي بود.

    فصل دوم قلب يخي با صداي محسن يگانه منتشر شد، خيلي عجيب است كه بگويم هيچ اختلافي بين مازيار و عوامل سريال وجود نداشته، موضوع چه بود؟

    صادقانه مي گويم كه هيچ اختلافي بين ما وجود نداشت و خيلي دوستانه همكاري امان را قطع كرديم. در يك روال حرفه اي مثلاً در فوتبال يك بازيكن ممكن است در پايان فصل از يك تيم جدا شود و به تيم ديگري بپيوندند و اين موضوع الزاماً دليلي بر اختلاف باشگاه و بازيكن نيست!

    اما خيلي وقت ها اختلاف دارند كه از هم جدا مي شوند…

    خب شما چرا نيمه خالي ليوان را نگاه مي كنيد (خنده)؟ واقعاً من هيچ اختلافي با دوستانم در مجموعه قلب يخي نداشتم. من روزهاي خوبي را با قلب يخي سپري كردم و خاطرات خوبي از آن داشتم.

    پس چرا در فصل دوم حضور نداشتيد؟

    من در آن دوران با توجه به شرايطي كه وجود داشت نمي توانستم به همكاري ام با قلب يخي ادامه دهم چون من قراداد كنسرت هم داشتم و امكان تداخل اين دو پروژه وجود نداشت. واقعاً آن روزها درگير مسائل مختلفي بودم و نشد كه در خدمت قلب يخي باشم.

    محسن يگانه در فصل دوم قلب يخي حضور داشت اما خودش هم معتقد است كه قلب يخي آنطور كه بايد و شايد خوب از آب درنيامد، به عنوان يك بيننده كار محسن يگانه را در قلب يخي چطور ارزيابي مي كنيد؟

    من در حال حاضر به شدت از محسن يگانه حمايت مي كنم چون در طول سالي كه گذشت بيشتر از هر خواننده ديگري، محسن اذيت شد. من به عنوان يك همكاري و كسي كه موسيقي ايشان را گوش مي دهم كارش را دوست دارم و از او حمايت مي كنم.

    آهنگ هاي محسن را در قلب يخي دوست داشتيد؟

    لحظات خوبي در موسيقي محسن يگانه وجود دارد كه حتي اگر خودش هم بگويد فلان آهنگم خوب نيست، من آن را دوست دارم. بازتابي كه از سوي مردم مي آيد نشان مي دهد كه شما خوب هستيد يا نه! محسن يگانه كارش را به خوبي در قلب يخي انجام داد. من علاوه بر اينكه كار محسن را در قلب يخي پسنديدم او را يك شخص شاخص و موفق در عرصه موسيقي پاپ كشورمان مي شناسم كه مردم دوستش دارند.

    فصل سوم قلب يخي با تغييرات زيادي رو به رو شده است اما مازيار فلاحي كماكان در كنار قلب يخي هست و ظاهراً قرار است به عنوان بازيگر هم جلوي دوربين قرار بگيرد…

    نمي دانم قرار است چه اتفاقي بيفتد! مقوله كوچ از موسيقي به بازيگري را به عنوان يك تجربه دوست دارم اما واقعاً بايد ديد من اين دنياي موسيقي را كه خيلي هم دوستش دارم مي توانم به راحتي رها كنم و به بازيگري بپردازم يا خير! من به اين راحتي ها حاضر نيستم موسيقي را رها كنم اما من فضاي سينما را مي شناسم و اينطور نيست كه يك نقشي به من بدهند و بازي كنم! نقشي كه بازي مي كنم بايد به حال و هوايم نزديك باشد…

    يعني نقشي كه در قلب يخي بازي خواهيد كرد به حال و هوايتان نزديك است؟

    هنوز معلوم نيست! فيلمنامه در حال حاضر دستخش تغير و تحولات زيادي است و نمي دانم نقشي كه قرار است بازي كنم چه حال و هوايي دارد.

    و قرار است كه نقش يك خواننده را بازي كنيد؟

    قطعاً. در غير اينصورت مطمئن باشيد كه بازي نخواهم كرد. اميدوارم فضايي باشد كه به خودم نزديك باشد.

    تيتراژ ها هم تغيير مي كند؟

    معلوم نيست. هنوز تصميمي در اين باره نگرفته ام. شايد اصلاً تيراژ هاي قلب يخي را انجام ندهم چون كارهاي مربوط به آلبوم خيلي زياد است.

    آلبوم بهرام رادان را شنيده ايد ؟

    آلبوم را به طور كامل گوش نكرده ام و به همين دليل نمي توانم در مورد اظهار نظر كنم.

    فكر مي كنيد خوانندگي چه جذابيتي دارد كه اين روزها بازيگرهاي زيادي به سمت آن مي آيند؟

    از خودشان بپرسيد (خنده)…

    اين كه جاي آدم ها عوض مي شود به نظرتان درست است؟

    بايد ببينيد اين جا به جايي ها چه بازتابي بين مردم داشته! اگر خواننده اي به سمت بازيگري آمده به موفقيت رسيده يا مثلاً اگر بازيگري به فكر تجربه خوانندگي افتاده توفيقي كسب كرده است يا نه؟! فكر مي كنم اين موضوع مي تواند جواب درستي به شما بدهد.

    خود شما به موفقيت در زمينه بازيگري اميدوار هستيد و مي خواهيد اين مسير را ادامه دهيد يا نه؟

    من دو فيلمنامه كامل راجع به موسيقي نوشته ام كه از جا به جايي هايي كه در زمان تدوين اتفاق مي افتد بي نياز باشد. قصه اين فيلم نامه ها طوري جلو مي رود كه ترانه ها و موسيقي به درستي در آن اتفاق مي افتد و اگر قرار باشد كارم را در زمينه سينما و بازيگري ادامه دهم، در اين دو فيلمنامه علاقه ام را پيگيري كنم.

    يعني مي خواهيد كارگرداني را هم تجربه كنيد؟

    فكر نمي كنم فرصتي براي ساخت چنين پروژه بزرگي را داشته باشم و قطعاً بايد از يك كارگردان خوب و بزرگ روي صندلي كارگرداني استفاده كنيم اما من طرح و فيلمنامه را طوري نوشته ام كه كل قصه راجع به موسيقي است. اگر ترانه اي را در اين دو فيلم نامه مي شنويد قطعاً* دليلي دارد و اينطور نيست كه براي پر كردن فضاي خالي از موسيقي استفاده شود. معمولاً در سينما رايج است كه يك فيلم ساخته مي شود و بعد روي آن ترانه مي گذارند كه خيلي وقت ها ترانه در دل فيلم جا نمي گيرد. البته نمونه هايي هم در سينماي ايران ساخته شده است كه از اين جهت درست بودند، مثل فيلم خواهران غريب كه واقعاً فيلم خوب و دوست داشتني بود كه ترانه ها به درستي در اين فيلم اتفاق مي افتاد.

    قبل از اينكه آلبوم قلب يخي را منتشر كنيد، اولين بار در جشنواره موسيقي فجر روي استيج رفتيد كه با استقبال بسيار خوبي مواجه شد…

    بله، در جشنواره آن سال ما يك سانس اجرا داشتيم كه به علت استقبال زيادي كه صورت گرفته بود، خيلي ها پشت در ماندند و نتوانستيم در خدمتشان باشيم.

    چه كار كرده بوديد كه علي رغم نداشتن آلبوم اين همه آدم براي حضور در كنسرت شما مشتاق بودند؟

    نمي دانم (خنده)! آدم هايي كه آن روز در سالن ديدم، آدم هاي بسيار بسيار دوست داشتني و عاطفي بودند. ما آن روز يك كنسرت كاملاً آرامي را برگزار كرديم كه حتي يك آهنگ ريتميك هم نداشتيم اما سالن پر از علاقمندان به موسيقي بود. اين درس خوبي براي من بود كه آدم ها چقدر از لحاظ عاطفي لبريزند و اين نوع موسيقي را دوست دارند و چقدر اتفاقاتي كه در زندگي اين آدم ها افتاده است به ترانه هاي من نزديك است. نكته بعدي اين بود كه من هميشه سعي كردم با مخاطبينم صادق باشم.

    اين صداقت را از چه راهي عرضه مي كنيد؟

    ببين من زماني كه ترانه هايم را مي ساختم به اين فكر نمي كردم كه چه اتفاقي خواهد افتاد هنوز هم همينطور است. من براي دل خودم و دل آدم ها ترانه مي نويسم و در آن لحظات به اتفاقات زندگي فكر مي كنم و هيچ وقت به فروش يا عدم فروش يك ترانه نمي انديشم.

    آهنگ « دروغه…» ترانه اي بود كه هيت شد، يعني زماني كه داشتيد اين آهنگ را مي ساختيد به اين موضوع فكر نكرديد كه مي خواهم يك آهنگ هيت توليد كنم؟

    نه هيچ وقت! اين آهنگ قصه كسي است كه يك نفر را از دست داده و نمي خواهد اين ماجرا را باور كند. شما واقعاً مي توانيد از قبل فكر كنيد كه آهنگي با چنين سوژه اي هيت شود؟ بنابر اين مطمئن باشيد وقتي داشتم اين آهنگ را مي ساختم اصلاً به هيت شدن آن فكر نمي كردم و فقط مي خواستم كاري را بسازم كه نشان دهنده احساس خودم باشد و بعد با دل آدم هاي ديگر احساس نزديكي كند. همين!

    در كنسرت هاي مازيار فلاحي يك چيز به شكل روتين درآمده است و آن هم گريه كردن مازيار روي استيج است، مي خواهم دليل اين موضوع را بدانم.

    البته در همه كنسرت هايم اشك نمي ريزم و كنسرت هايي بوده است كه اين اتفاق نيفتاده است. اين موضوع بستگي به حال آن لحظه ام دارد. بعضي از اتفاقات در زندگي من افتاده است و بعضي از اتفاقات هم روي استيج مي افتد و آن لحظه، لحظه اي از است كه با ديگران تقسيمش كرده ام. وقتي در سالن چهره آدم هاي مختلف را مي بينم برايم لحظه بزرگ و دوست داشتني است.

    از چه جهت لحظه بزرگي است؟

    وقتي اشك را در چشم آن آدمي كه رو به رويم نشسته است، مي توانم حدث بزنم كه چه سختي هايي را در زندگي اش تحمل كرده است، اتفاقاتي كه شايد من هم مشابه آن را در زندگي ام تجربه كرده باشم. يكي از آهنگ هايم را براي پدر مرحومم خوانده ام كه هر بار آن را در كنسرت اجرا مي كنم حس مي كنم پدرم در كنارم است.

    پس اين اشك ها، اشك شوق نيست؟

    مي تواند اين هم باشد! هر چه هست واقعاً لحظه با شكوهي است.

    كنسرت خرداد شما بعد از مدت ها در سه شب متوالي برگزار شد، اتفاقي كمتر مي افتد، در اين مورد برايمان بگوييد.

    ببين من مسول تمرين كردن با گروه هستم تا براي اجرا آماده شويم، طراحي لباس و دكور را هم من به همراه دوستانم برعهده دارم و تهيه كننده مسوليت اخذ مجوزهاي برگزاري كنسرت را برعهده دارد. علت اين كه ما شش سانس متوالي كنسرت داشتيم فكر مي كنم اين بود كه تقاضا براي حضور در كنسرت وجود داشت.

    از دكور خاصي هم در اين كنسرت استفاده كرده بوديد، ايده اين دكور از كجا آمد؟

    من طراحي صحنه را براي خودم الزامي مي دانم چون بايد به فضاي موسيقي ام نزديك باشد. برج ميلاد از لحاظ دكوراسيون، نور و طراحي برج زيبا است اما چون تا امروز كنسرت هاي زيادي در آن برگزار شده است، فضا براي بيننده تكراري است و مخاطب اين حق را دارد كه وقتي به كنسرت مي آيد با يك فضاي جديد روبه رو شود و ما هم بايد اين احترام را براي او قائل باشيم. دليل اول من براي استفاده از دكورهاي متفاوت در كنسرت هايم احترام به مخاطب است و دليل بعدي اين است كه مي خواهم به فضاي آهنگ هايم نزديك شود. اين را هم بايد اشاره كنم كه طراحي دكوراسيون هميشه يكي از علايق من بوده، حتي تا همين چند سال پيش شركت خانه طرح فاخته را به همراه برادرم مديريت مي كردم كه اين روزها به دليل مشغله موسيقيايي كه دارم كمتر فرصت مي كنم در اين زمينه فعاليت داشته باشم. ما كنسرت اخير خودمان يك پارك را طراحي كرديم، يك پارك با تمام نشانه هاي خاص خودش!

    احسان خواجه اميري يكي از مهمان هاي اين كنسرت بود كه در وصف او گفتيد كه احسان تنها خواننده اي است كه آهنگ هايش را در خلوت خودم گوش مي دهم…

    احسان خواجه اميري چند آهنك دارد كه خيلي با روحيات من سازگار است. زماني كه براي اولين بار « هرچه آرزوي خوبه..» را شنيدم خيلي دوستش داشتم. با احسان خواجه اميري به جهت اينكه آهنگساز است و در موسيقي سواد بالايي دارد، احساس نزديكي مي كنم چون او هم موسيقي متن مي سازد و آهنگساز بسيار خوبي است و خيلي خوب مي تواند حسش را با شعر و موسيقي تلفيق كند. به نظر من احسان خواجه اميري به موسيقي پاپ ايران يك جهت خوب و تازه اي داده است. به نظر من احسان خواجه اميري تبديل به يك الگو شده است و به حق در جايگاه فعلي قرار دارد.

    آلبوم آخرش به موسيقي احسان نزديك بود؟

    به هرحال هركسي بهترين اقدامات را براي كار خودش انجام مي دهد و بهترين كسي كه مي تواند در مورد كيفيت آلبوم اظهار نظر كند خود آن شخص است چون نسبت به همه چيز اشراف كامل دارد. به نظر من « يه خاطره از فردا» آلبوم خوبي بود. به هرحال احسان خواجه اميري هميشه موفق بوده است.

    در كنسرت خرداد ماه، كليپي هم از ورزش سپك تاكرا براي حضار پخش شد، از ماجراي اين كليپ برايمان بگوييد.

    متاسفانه اين ورزش را خيلي ها نمي شناسند. سپك تاكرا يك نوع بازي با توپ است و شما براي اينكه بتوانيد در اين ورزش خوب ظاهر شويد بايد تمركز بالايي داشته باشيد. به نظرم ورزش كردن براي خواننده اي كه كنسرت هاي متعددي برگزار مي كند يك نياز است. قرار بود در اين كنسرت همه بچه هاي تيم حضور داشته باشند اما اين موضوع به كنسرت هاي بعدي موكول شد اما چون كليپ معرفي اين ورزش آماده بود آن را در بخشي از اجرا، پخش كرديم تا مردم بيشتر با اين ورزش آشنا شوند.

    در بخشي از كنسرت هم شما سجده شكر انجام داديد…

    اين شيوه اجراي من است. من دو تا فاكتور را سر لوحه كارم قرار مي دهم! اول صداقت و دوم احترام به مخاطب. هر چه روي استيج از من مي بينيد فقط در جهت اين دو قضيه است. من بارها اين موضوع را گفته ام كه اين كنسرت من نيست، كنسرت ماست! من نمي روم كه براي عده اي كنسرت برگزار كنم. من هم به آن كنسرت مي روم تا به از حضور مردم انرژي بگيرم.

    از آلبوم بعدي چه خبر؟

    كار آهنگسازي آلبوم به پايان رسيده است و مشغول تنظيم قطعات هستيم. تنظيم ها را خودم به همراه امير توسلي انجام خواهيم داد. ترانه ها و آهنگ ها هم متعلق به خودم است چون فضاي خودم را خوب مي شناسم. البته در اين آلبوم يكي – دو ترانه از ياحا كاشاني كار كردم.

    فضاي آلبوم چطور خواهد بود؟

    قطعاً فضاي اين* آلبوم تفاوت چنداني با آلبوم قبلي نخواهد داشت چون اين امضاي كاري من است و دليلي ندارد كه بخواهم به صورت ناگهاني تغييري در كارم ايجاد كنم. همانطور كه اشاره كردم كارهايم را خيلي دلي انجام مي دهم و به مسائل ديگر زياد توجه نمي كنم.
    منبع: بازنشر توسط موسیقی ایرانیان

  2. #2
    کاربر سایت

    آخرین بازدید
    جمعه ۱۹ تیر ۹۴ [ ۱۹:۱۶]
    سن
    55
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    40
    سطح
    1
    Points: 40, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    حتما بخونید

    شرکت امیراپ به مناسبات ماه مبارک رمضان به تمام خود تخفیف ویژه زده است با پرداخت فقط و فقط ۲۵ هزارتومان در رز یا لوکس بلاگ صاحب سایت شوید دامنه ای ار یکساله فقط ۵ هزارتومان برای اطالاعات بیشتر به وب سایت شرکت بروید و حتما نمونه کار های ما را مشاهده فرمایید و ببینید چه شرکت هایی با ما کار کرده اند [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید | عضویت]

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •