سیدعلی ضیاء شامگاه یکشنبه 30 آذرماه میزبان [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید | عضویت] خواننده مطرح موسیقی پاپ در برنامه «بعضیا» بود.


به گزارش خبرگزاری ایسکانیوز، بنیامین در ابتدای این گفتگو درگذشت مرتضی احمدی را تسلیت گفت و ادامه داد: از کودکی با او آشنا بودم. چند سال پیش هم منزل استاد جبلی بودم؛ کسی که از او چیزهای زیادی یاد گرفته*ام و او از من درباره شناختم نسبت به استاد احمدی پرسید و وقتی از ویژگی*های او برایم تعریف می*کرد، علاقه*ام به احمدی خیلی بیشتر شد. به ویژه که من جبلی را استاد می*دانستم و وی احمدی را بزرگ*تر از خودش می*دانست.


بنیامین یادآور شد: 18، 19 ساله بودم که در بین شعرای برگزیده زیر 30 سال رتبه 4 را گرفتم. آن هم با شعری که جزو غزل های متوسطم بود. قبل تر از آن خواندن با من بود و از دوره ابتدایی در گروه سرود بودم. حتی در همان دوران اولین ملودی ام را ساختم که براساس کتاب مرغ زرد کاکلی بود. سوم ابتدایی پایم شکست و در بیمارستان بستری بودم و مادرم برایم این کتاب را آورد و ملودی آهنگ «تنگ غروب هوای تو» همانجا به ذهنم آمد و بعدها بر همین اساس آن را ساختم.

این خواننده مطرح پاپ تأکید کرد: اولین باری که ساز دست گرفتم 17 ساله بودم. در مراسم مذهبی قرآن و نوحه می خواندم. هرچه مربوط به خواندن می شد انجام می دادم و این کارها را خیلی دوست داشتم.


بهادری درباره دو اسمی بودنش توضیح داد: من در شناسنامه وحید بهادری هستم اما بنیامین صدایم می کنند. برخی از هم کلاسی ها در مدرسه وحید صدایم می کردند و من هر دو اینها را اسم خودم می دانم.

گفتند بنیامین رایج نیست اسم شناسنامه ای پسرم وحید شد

در ادامه گفتگو با پدر بنیامین، نوروزعلی بهادری پخش شد و وی در سخنانی گفت: من همیشه با بچه هایم ندار بودم. می گفتم اگر آنها به ائمه معصومین فکر کنند هیچوقت دست به خطا نمی زنند.

وی عکس بنیامین در حال قرآن خواندن در کودکی را نشان داد و افزود: من 4 تا پسر و یک دختر دارم؛ هر کدام از دیگری بهتر. اما این یکی نابغه است.

بهادری مسجد محل قدیمی شان را نشان داد و گفت: او در این مسجد دعای توسل می خواند. ابتدا که قرار بود برایش اسم انتخاب کنیم بنیامین مدنظرمان بود. اما یکی از فامیل به ما گفت این اسم در مملکت رواج ندارد، بهتر است اسم شناسنامه ای او را وحید بگذارید اما او را بنیامین بخوانید.

به بنیامین گفتم به حضرت زینب فکر کن

پدر بنیامین در ادامه درباره نسیم حشمتی همسر پسرش صحبت کرد و در حالی که به خانه قدیمی نسیم رفته بودند درباره مراسم خواستگاری توضیحاتی داد: نسیم خانواده خوبی داشت و اولین بار که او را دیدم بی ریایی اش برایم جذاب بود. هیچوقت ندیدم او خصوصیاتش را عوض کند. بعد از آن اتفاق به بنیامین گفتم اگر برگردیم و به حضرت زینب فکر کنیم، تحمل همه چیز برایمان ساده تر می شود. از خدا خواستم به بچه ام صبر بدهد و به بچه اش هم آرامش بدهد. خدا نسیم را غریق رحمت کند.

پس از پخش این آیتم، بنیامین درباره واکنش خانواده مذهبی و سنتی اش به نخستین آلبوم خود گفت: آلبوم 85 قبل از نوروز بیرون آمده بود. شهریور 85 بود که مادرم گفت من نوارت را نشنیده ام آن را برایم بیاور. او در آشپزخانه ضبط صوت داشت و از من خواست برایش کاست ببرم. من هم یک بسته کاست وکیوم شده برای او گذاشتم و به سفر رفتم. 15 روز بعد که برگشتم دیدم بسته همانطور باز نشده مانده. گفتم مادر می خواهی آلبوم را گوش بدهی؟ بعد از 7 ماه از انتشار با هم آلبوم را گوش دادیم.

وی افزود: کسی مرا از این کار نهی نمی کرد. چون خلاف که نبود. در خانواده ما درس و تحصیلات مهم است و می گفتند دانشگاهتان را حتما بروید.

از دانشگاه انصراف دادم تا از سربازی معاف شوم

بهادری درباره انصرافش از دانشگاه توضیح داد: درس خواندن من به نحوی بود که باید انصراف می دادم. نمره چشم من 80.5 9 بود و من از سربازی معاف می شدم اما با مدرک دیپلم. چرا که اگر لیسانس می گرفتم ماجرا مشکوک بود. اما من احساس کردم وقتی می توانم معاف شوم و موضوع سربازی هم برای همه پسرها مهم است پس بهتر است درس را هم رها کنم.

وی ادامه داد: آن زمان پیش رییس دانشگاه رفتم و او به من گفت حالا که خواننده شده ای و آدم مطرحی هستی برای چی می خواهی ادامه دهی. تو اصلا احتیاجی به ادبیات نداری. این شد که من برگه انصرافم را نوشتم. راستش این بود.

هیچوقت بدون مجوز کار نکردم

بنیامین درباره لو رفتن آلبوم 85 گفت: من هیچوقت قصد انتشار هیچ کاری بدون مجوز را نداشتم. آلبوم ما در حال ساخت بود و با تهیه کننده های مختلفی حرف می زدیم. از بین آنها، خیلی ها قطعه دنیا دیگه مثل تو نداره را می شنیدند و از آن رد می شدند. در حین جابجایی تهیه کننده ها قطعه «دنیا دیگه» لو رفت. برخی فکر می کردند شخصا از طرف من این اتفاق افتاده. از سوی دیگر ماشین زنده یاد نیما وارسته را ماشین دزد زده بود و تمام آثار ما هم آنجا بود. یکی دو هفته بعد از آن ماجرا کار شنیده شد. اتفاقی که مربوط به مهر 84 بود. تا سال 86 هم این قطعه یازده میلیون بار در اینترنت دانلود شده بود.

وی در پاسخ به اینکه آیا قطعه لکنت را می توان زنده کرد، بخش هایی از این قطعه را خواند و گفت: آدمهای عادی که خواننده نیستند هم می توانند این قطعه را بخوانند و همه آدم ها می توانند خواننده شوند. 6 دنگ صدا دیگر اهمیتی برای خواننده شدن ندارد و خوانش و محتوا مهم تر است.

بنیامین در خصوص انتشار آلبوم 85 اظهار کرد: امروزه مردم با فضای مینیمال آشنایی دارند اما در سال 85 این فضا حاکم نبود. قطعه* «ساعت دیوار» برای افرادی که بیش از دیگران فکر می*کنند ساخته شده بود اما برخی منتقدان هم از آن بدون اطلاع نقد کردند و آن را به سخره گرفتند.



ممنوع الکار نبودم اما 4 سال طول کشید تا کنسرت بگذارم

وی در ادامه افزود: وقتی یک چهره می*درخشد فضای کنترلی روی آن حاکم می*شود و در سال 85 این اتفاق برای من افتاد. من 4 سال نتوانستم کنسرت بگذارم و یکسری گفتند توانایی اجرای زنده ندارد*؛ من هیچ موقع ممنوع الکار نشدم و خوشبختانه امروز که جلوی شما نشسته*ام با وجود تمام اتفاقات بد و خوب حالم خوب است.

بهادری تصریح کرد: نمی خواهم فضای گفتگویمان گلایه آمیز باشد. من با وجود داشته ها نداشته ها حالم خوب است و نمی خواهم حال مردم را که در خانه ها نشستند خراب کنم. آن زمان فضای کنترل شدیدی بود و بیلبورد تبلیغاتی که با عکس من برای یک سال مجوز گرفت، بعد سه هفته جمع آوری شد اگر سینمایی ها بودند این موضوع را در بوق و کرنا می کردند اما من از همه گذشتم به آینده خوشبین و امیدوار هستم.

همکاری ماندگار با فرید احمدی

بنیامین درباره همکاری با فرید احمدی توضیح داد: تا به امروز به جز ترانه*های فرید احمدی چیز دیگری نخوانده ام زیرا ترانه*های او خارج از حد تصور است؛ من خودم شاعر هستم اما خودم را در مقابل فرید هیچ می*بینم.

وی ادامه داد: آلبوم 88 به دلیل برخی از سخنان منتقدان محجور ماند اما قطعاتی از آن به خوبی شنیده شد. در این آلبوم فرید بود اما نبود نیما آسیب بزرگ بود. خود من هم آلبوم 85 را از 88 بیشتر دوست داشتم.

بهادری تأکید کرد: آلبوم 82 فضایی کاملا مذهبی داشت و قرار بود 8 خواننده آلبوم «ماه مهربون» را بخوانند که در سال 82 از ارشاد مجوز نگرفتیم اما بعد از شنیده شدن آلبوم 85 قطعات آلبوم «ماه مهربون» با صدای من که به عنوان اتود روی ملودی ها خوانده بودم منتشر شد و من خدا را به دلیل این اتفاق و این که توانستم کاری باب میل خود بسازم شکر کردم.

بهادری یادآور شد: در سالهای 91 و 93 هم قطعه*های مذهبی خواندم که قطعه «گل یاس» با اقتباس از یک بیتی که امام علی پس از شهادت حضرت زهرا سروده*اند و هم معنای «دنیا دیگه مثل تو نداره« است، ساخته شد.

قرار بود ازدواج منو نسیم با پوستر آلبوم 93 رسانه ای شود

بنیامین بهادری از حرف زدن درباره حادثه 29 آذر 92 و از دست دادن همسرش پرهیز کرد و در پاسخ به اینکه در برخی رسانه ها مطرح شده بود بنیامین برای مرگ همسرش برنامه ریزی کرده گفت: دوست ندارم دیگر در مورد حادثه* سال گذشته صحبت و مردم را بیش از این وارد فضای غم انگیز کنم، فقط می*توانم بگویم که اتومبیل ما طبق گفته شاهدان ماجرا، پنچ دور چرخ خورد و در آن اتومبیل من و بارانا هم بودیم و این حادثه نمی*تواند با نقشه قبلی از سوی من باشد.

وی ادامه داد: گاهی به خدا می*گفتم ای کاش من به جای نسیم دچار این حادثه می*شدم اما وقتی به عواقبش فکر می کنم و اینکه برای نسیم چه حواشی پیش می آمد از وضعیت الانم راضی هستم.

بنیامین در خصوص پوشیده ماندن ماجرای ازدواجش نیز تصریح کرد: من و نسیم از سال 79 با هم آشنا بودیم و سال 88 با هم عقد کردیم. او عکاس آلبوم 88 بود و عکاسی سنگینی انجام داد. بعد بارانا خیلی زود تصمیم گرفت به زندگی ما وارد شود؛ خانم ها هم که در آن شرایط دوست ندارند مقابل دوربین باشند. بعد از آن ما تصمیم داشتیم با یک برنامه ریزی قبلی این اتفاق را عمومی کنیم که درست 4 روز قبل از تولد 1 سالگی بارانا پدر نسیم فوت شد و سال بعد هم زمانی که در جلسه*ای که با 20 انسان سرشناس داشتیم قرارشد در قالب پوستر آلبوم 93 موضوع ازدواجمان را بیان کنیم که این اتفاق افتاد.

تصمیم گیری هایم کاری ام هم با نسیم بود

بهادری تصریح کرد: همین که برای پیامبر و امام حسن محتبی احترام غائل هستیم و فضای برنامه اینگونه است پسندیده است اما من دوست ندارم فضا بیش از این غمگین شود. من از سال 79 با آدمی عجین و اخت بودم که روی من تاثیر زیادی داشت و تصمیم گیریهای کاری من هم هیچوقت به تنهایی نبود بلکه هر کاری کردیم 2 نفری با هم پیش می رفتیم.

وی در ادامه افزود: هرگز فکر نمی*کردم نسیم را در 29 سالگی از دست بدهم و یک تصادف زندگی مرا دگرگون کرد. نسیم آمدن و رفتنش موهبت بود چه اشکالی دارد تمام سرمایه*ی یک فرد همسرش باشد؟ ورود و خروج نسیم به زندگی من برکت و خیر به همراه داشت و این همان معنای حقیقی عشق است.

اظهارنظر معاون هنری ارشاد درباره بنیامین

در ادامه آیتم گفتگو با علی مرادخانی معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پخش شد و مرادخانی در سخنانی اظهار کرد: موسیقى پاپ وابستگى مستقیم به شرایط روز دارد، حتى موفقیت ی; اثر هنرى یا هنرمند تابعى از شرایط روز مى*شود؛ گاهى ٧٠درصد توفیق یك هنرمند به شكل ورودش مربوط مى*شود، به همین دلیل ویترینى كه ارائه مى*كند بسیار مهم است.

وی افزود: بنابراین مهم است كار اول خوب باشد، اما وقتى كار اول خوب درآید، انتظارات از او بالاتر مى*رود و كارهاى بعدى*اش سخت مى*شود و باید به توقع*ها پاسخ مثبت دهد.

معاون هنری وزیر ارشاد تصریح کرد: بنیامین توانست دو نسل را ارتباط دهد، نوع كلام و نوع واژگانى كه برگزید توانست او را تثبیت كند. معمولا وقتى مردم هنرمندى را مى*پسندند، جایش را عوض مى*كنند و مى*نشانند جاى هنرمندى كه خودشان دوست دارند، اما بنیامین جایش را پیدا كرده و در این موقعیت جاافتاده است.

مرادخانی با اشاره به حادثه ای که براى بنیامین رخ داده، گفت: من به ایشان علاقمندم، همه این هنرمندان جوان بچه*هاى من هستند، نباید اجازه داد مخاطرات زندگى آدمى را دچار غم سنگین كند، نباید شخص منجمد شود باید از او خواست دوباره كار را ادامه دهد، به بنیامین هم گفتم یقین دارم وقتى كار خوب خلق كنى، روح همسرت شاد مى*شود و فرزندت هم از این بابت خوشحال مى*شود.

امشب فهمیدم امام حسن غریب است

در ادامه با بازگشت به استودیو، بنیامین با اشاره به همکاری با علی ضیاء در ماه عسل 91 و خواندن تیتراژ برنامه از عمیق تر شدن دوستی او با ضیاء از همان سال نام برد.

وی درباره امام حسن گفت: من امشب با فکر کردن به اینکه 12 قطعه برای امام حسین (ع) خوانده ام و هیچ اثری برای امام حسن (ع) ندارم پی به مظلومیت ایشان بردم؛ زنده یاد نیما وارسته هر گاه به مشکلی در کار بر می خورد امام حسن (ع) را صدا می زد و مشکلش حل می*شد امام حسن (ع) بسیار کریم هستند و از مردم می*خواهم که حاجاتشان را از این آقا بخواهند.

در ادامه ضیاء به این نکته اشاره کرد که آنها گفتگویی نیز با مادر نسیم حشتمی، اکرم شادمان داشته اند و بنیامین نیز او را مامان بزرگ بارانا معرفی کرد که حالا شده مامان بارانا و مهربان ترین آدمی است که او در حال حاضر با او مراوده دارد و از او انرژی می گیرد.

گفتگو با مادر نسیم حشمتی

شادمان در این گفتگو اظهار کرد: من بهترین گل زندگی ام را به بنیامین امانت دادم. برای بارانا هم اکی جون بودم اما حالا مرا مامان صدا می کند و این به من احساس مسئولیت می دهد.

وی افزود: صدای بنیامین غم دارد و من با آهنگهایش گریه میکنم اما حالا انگار با مرگ نسیم معنی شعرهای آهنگهای او پیدا شده است.

وی درباره دختر بنیامین گفت: بارانا نقاشی میکند، پیانو میزند، تئاتر بازی می کند. گاهی سه نصفه شب از من آبرنگ می خواهد تا نقاشی بکشد.

مادر نسیم افزود: من یک سال و نیم پیش همسرم را ناگهلنی از دست دادم. 29 آذر سال گذشته نیز وقتی داماد وسطی ام زنگ زد و گفت آنها تصادف کردند اصلا فکر نمی کردم همچین افتاقی بیفتد. قلبم از سینه ام بیرون آمده بود، قلبم را در خانه گذاشتم و بیرون آمدم. وقتی دیدم در بیمارستان فامیل جمع هستند چیزی نفهمیدم و نیمه بیهوش جیغ زدم و افتادم.