کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: بازیگری که در دام دوربین مخفی افتاد!!

  1. #1
    مدیر بازنشسته

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳ [ ۱۵:۰۴]
    محل سکونت
    جایی از زمین خاکی که تنفس جایز است
    نوشته ها
    1,688
    امتیاز
    19,287
    سطح
    1
    Points: 19,287, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Three FriendsCreated Blog entryYour first GroupRecommendation Second ClassOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    192
    سپاس ها
    2,273
    سپاس شده 2,325 در 1,115 پست
    حالت من
    Khonsard

    Talking بازیگری که در دام دوربین مخفی افتاد!!

    بازیگری که در دام دوربین مخفی افتاد!!


    طرف آمد، دیدم یک دفعه از جیبش یک چاقو بزرگ درآورد و گفت: هر چه پول داری از جیبت در بیاور، من هاج و واج مانده بودم، گفتم مگر شما از من امضا نمی*خواهید، گفتن امضا چیه؟...







    «سیاوش قاسمی» بازیگری که در برنامه دوربین مخفی تلویزیون بازی می*کرد، خودش در دام دوربین مخفی افتاد.
    به گزارش خبرگزاری فارس، «سیاوش قاسمی» بازیگری که در برنامه دوربین مخفی تلویزیون بازی می*کرد، خودش در دام دوربین مخفی افتاد.
    این بازیگر در نوشتاری که در اختیار بخش سینمایی خبرگزاری فارس قرار داده، به تشریح اتفاقات رخ داده پرداخت.

    در این نوشتار آمده است:

    چند شب پیش داشتم از سر فیلم*برداری بر می*گشتم. خیابان خلوت بود، چون دیر وقت بود از کوچه پس کوچه*های محل*مان می*گذشتم که جوانی به سمتم آمد و گفت: شما همان بازیگر دوربین مخفی نیستید؟ احساس خوبی به من دست داد،گفتم حتما من را شناخته و می*خواهد از من امضا بگیرد.
    این اتفاق بارها برای من رخ داده بود، شروع کردم با یک غروری صحبت کردن و گفتم خواهش می*کنم، بله البته دوربین مخفی یکی از کارهای اینجانب بوده است ولی کارهای زیادی دیگری هم انجام داده*ام، چه در عرصه سریال و چه در عرصه سینما. الان هم مشغول بازی در یک سریال هستم، شما قطعاً دوربین کنجکاو بنده رو که اخیرا از شبکه آموزش باز*پخش می*شود را دیدید درست است؟

    جوابی نداد، دیدم با سر، ایما و اشاره به یکی از دوستان دیگرش که یک مقدار جلوتر از ما بود اشاره کرد که بیاید. من تعجب کردم *و گفتم: حتما برای دوستش هم امضا می*خواهد، آن بنده خدا رویش نشده و به این گفته است.
    طرف آمد، دیدم یک دفعه از جیبش یک چاقو بزرگ درآورد و گفت: هر چه پول داری از جیبت در بیاور، من هاج و واج مانده بودم، گفتم مگر شما از من امضا نمی*خواهید، گفتن امضا چیه؟ زود، تند، سریع هر چی پول داری به ما بده، من هم که حسابی ترسیده بودم به سرعت برق*آسا پا به فرار گذاشتم.

    ناگهان دیدم آن دو در حال خندیدند هستند و گفتند: بابا وایسا، فرار نکن «دوربین مخفی است». من که از ترس زهر ترک شده بودم، *ایستادم، یک نفس راحتی کشیدم و برگشتم دیدم کسی نیست. پیش خودم گفتم «من باشم دیگه دوربین مخفی بازی کنم، چه قدر حس بدی داره مردم آزاری...»































































































    عازم یک سفــــــــــــــرم
    سفری دور به جایی نزدیـــــــــــــک

    سفری از خود من به خــــــــــــــــــــــــ ــــودم

    مدتی است نگاهم به تماشای خداســـــــــــــــــــــ ت

    و
    امیـــــــــــــــــدم به خداوندی اوســــــــــــــــــــــ ــــــت…!!






  2. 2 کاربر از پست مفید zahra سپاس کرده اند .

    Ramin (دوشنبه ۱۳ شهریور ۹۱),مینا (دوشنبه ۱۳ شهریور ۹۱)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •