[CENTER][COLOR=#ff0000][SIZE=5][FONT=arial][B]دوستای خوبم ازتون میخوام این متن رو بخوانید و نظر بدید. همه ما تو برنامه های تلویزیون دیدیم مهمون برنامه فردی بوده که به اصطلاح معلول بوده. همه مون تحسینش کردیم که با وجود اینکه از لحاظ ظاهری و حرکتی محدود بوده ولی باز به زندگی ادامه داده و به موفقیت هایی رسیده که شاید ما که سالمیم نرسیده باشیم. این افراد معمولا احساساتی تر و درک و فهم و بالایی دارند. ولی آیا اگه کسی با این شرایط از شما خواستگاری کنه، بهش جواب مثبت میدید؟ و یا اینکه به دختری با این شرایط پیشنهاد ازدواج میدید؟[/B][/FONT][/SIZE][/COLOR][/CENTER]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]
[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]
[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]وقتی پای ازدواج افراد معلول به میان می آید ساده ترین پیشنهاد و البته به نظر من نخستین راهكاری كه به ذهن همه افراد سالم می رسد، این است:«خب افراد معلول هم ازدواج كنند؛ اما نه با افراد سالم. یك فرد معلول باید با آدمی مثل خودش ازدواج كند.[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]علی اكبر عباسی شاعر جوانی است كه سال هاست با ذهنش زندگی می كند. با ذهنش و با قلمش. او ناتوانی و كم توانی های جسمش را در نوشته هایش و در بزرگی روحش پنهان می كند. علی اكبر متولد آبان 1359 است؛ اما سال هاست كه فقط بزرگ شدن روحش را جشن می گیرد. او به تعبیر ما یك معلول جسمی است اما از نگاه خودش یك انسان توانمند است، البته با تفاوت هایی كوچك... و حالا ماجرای ما و علی اكبر گفتن از حق ازدواجی است كه او معقتد است از معلولان دریغ شده؛ حقی كه خودخواهی انسان های سالم حتی جسارت بیان كردنش را از معلولان گرفته...
علی اكبر به عنوان نماینده همه جوان هایی كه مثل او به خاطر شرایط جسمی ناگزیرند زندگی مشترك را فراموش كنند مهمان ماست تا از حقش برای زندگی بگوید و حتی دفاع كند.[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]


[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]
[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=6][COLOR=#ff0000][FONT=arial][B]*راهكار ساده شما كارآمد نیست[/B][/FONT][/COLOR][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]وقتی پای ازدواج افراد معلول به میان می آید ساده ترین پیشنهاد و البته به نظر من نخستین راهكاری كه به ذهن همه افراد سالم می رسد، این است:«خب افراد معلول هم ازدواج كنند؛ اما نه با افراد سالم. یك فرد معلول باید با آدمی مثل خودش ازدواج كند. یك دختر و پسر معلول وقتی در كنار هم قرار بگیرند كنار آمدن با زندگی برای هر دوی آن ها ساده تر می شود. چون نگاه هر دوی آن ها به زندگی یكی است و تحمل شرایط متفاوت شان برای هر دوی آن ها ساده تر است...» و هزار و یك دلیل دیگر و همه از همین دست. اما از نظر من معلول كه خودم به شرایطم واقفم؛ از نظر من كه می دانم در خیلی از شرایط به ظاهر ساده زندگی من به كمك دیگری نیاز دارم این همراهی یعنی قوز بالای قوز! خود شما فكر كنید من معلول، همسرم هم معلول باشد اصلا چطور می توانیم از پس زندگی بر آییم؟! درحالیكه اگر یك آدم سالم در كنار آدم معلول قرار بگیرد هر 2 میتوانند كمك حال هم باشند و می توانند دست همدیگر را بگیرند تا به آخر خط برسند.[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]آدم های سالم تنها یك خط كش برای سنجش معلول ها دارند. خط كش آنها فقط توان جسمی ما معلول ها را می سنجد؛ همین و بس. هیچ وقت یك آدم سالم به این فكر نمی كند كه این جسم كم توان، فكر دارد، روح دارد، احساس دارد و دوست داشتن را می فهمد[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]


[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]
[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=6][COLOR=#ff0000][FONT=arial][B]*زندگی سهم شماست یا ما؟![/B][/FONT][/COLOR][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]هر روز سر ظهر شبكه 3 سیما برنامه ای پخش می كند به نام به سمت خدا، بحث كارشناسان این برنامه كه اتفاقا همه از چهره های نام آشنا هستند راجع به ازدواج جوان هاست. هر روز یك ساعت راجع به مشكلات ازدواج و موانعی كه سر راه جوان ها برای شروع زندگی مشترك وجود دارد، بحث می كنند. از هر دری می گویند از این كه چطور به جوان ها كمك كنیم با این مشكلات كنار بیایند یا حتی اینكه چطور موانع را از سر راه شان برداریم؛ اما هیچ وقت هیچ كس در این برنامه نگفت برای ازدواج جوان های معلول چه كار كنیم؟! هیچ كس نگفت، چه كار كنیم تا جوان های معلول هم مثل همه از حق طبیعی زندگی شان برخوردار شوند. چطور تشكیل زندگی بدهند و در كنار همسران شان زندگی كنند. [/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]


[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]
[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=6][COLOR=#ff0000][FONT=arial][B]*ما دوست داشتن را می فهمیم[/B][/FONT][/COLOR][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]آدم های سالم تنها یك خط كش برای سنجش معلول ها دارند. خط كش آن ها فقط توان جسمی ما معلول ها را می سنجد؛ همین و بس. هیچ وقت یك آدم سالم به این فكر نمی كند كه این جسم كم توان، فكر دارد، روح دارد، احساس دارد و دوست داشتن را می فهمد. هیچ وقت نمی پرسند منِ علی اكبر به چه فكر می كنم و چه جور نگاهی به زندگی مشترك دارم. اصلا از زندگی مشترك چه می خواهم؟ اما باور كنید علی اكبر و امثال علی اكبر هم زندگی را دوست دارند، برای زندگیشان برنامه دارند. نگاه من به زندگی مشترك مثل خیلی از شما آدم های سالم در كنار هم بودن است. این كه زن و مرد با همه وجودشان در كنار هم باشند، همراه هم باشند بدون این كه به یكدیگر نیش یا گوشه و كنایه بزنند! باور كنید من هم از زندگی همان چیزی را می خواهم كه یك فرد سالم می خواهد، همین![/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]
[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]


[SIZE=6][COLOR=#ff0000][FONT=arial][B]*ایمان در زندگی هم لازم است، هم كافی[/B][/FONT][/COLOR][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]من یقین دارم كه یك فرد معلول مثل من، می تواند با یك فرد سالم ازدواج كند. فرقی هم نمی كند كه دختر باشد یا پسر. برای این اطمینان هم دلیل دارم؛ اول اینكه من به خدا اعتقاد دارم بیشتر از هر چیز و هر كس! به عقیده من اگر كسی آن طور كه باید و شاید به خدا اعتقاد داشته باشد كنار آمدن با زندگی برایش خیلی راحت تر از چیزی می شود كه ما حتی فكرش را می كنیم؛ اما مسئله این جاست كه این اعتقاد برای زندگی با فرد معلول كافی است؟! آدم های سالم همیشه فكر می كنند لازم است؛ اما كافی نیست. من به آن ها حق می دهم چون نگاه شان به زندگی با من معلول فرق می كند اما من كه برای برداشتن هر قدم به خدا متكی هستم، ایمان دارم كه اعتقاد داشتن به خدا همه مشكلات زندگی را حل می كند و همه موانع را برطرف می كند.[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]من معقتدم همه آدم های سالم حق انتخاب دارند. حق دارند انتخاب كنند كه طرف مقابل شان سالم و سرپا باشد یا معلول و ناتوان؛ اما یك سوال بزرگ دارم پس من معلول چه؟ من حق زندگی ندارم؟! من نباید به زندگی مشترك یا تشكیل خانواده فكر كنم؟![/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]


[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]
[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=6][COLOR=#ff0000][FONT=arial][B]*در زندگی ما منطق حكمرانی می كند[/B][/FONT][/COLOR][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]آدم های سالم از زندگی انتظارات زیادی دارند. سعی می كنند منطقی به ماجرا نگاه كنند و در جواب من می گویند:«ببین علی اكبر، زندگی تنها یك ارتباط عاشقانه و صمیمی نیست...». اما كسی نمی خواهد صدای من را بشنود، كسی نمی خواهد بشنود كه من هم همین را می خواهم، اصلا آدمی مثل من نمی تواند به زندگی احساسی نگاه كند. این اعتقادی است كه همه معلول ها دارند. ببینید اصلا من معلول باید نگاهم به زندگی بر پایه منطق باشد نه احساس. اگر احساس به من حكم كند كه باید همان سال های اول زندگی پا پس بكشم! اما این منطق است كه به من می گوید شرایط خود را بپذیر و با آن به بهترین شكل كنار بیا. در ازدواج هم همین منطق است كه به من جرات تصمیم گیری می دهد به من و البته طرف مقابلم. اگر قرار است یك آدم سالم با علی اكبر معلول زندگی كند باید شرایط زندگی او را بفهمد باید عاقلانه تصمیم بگیرد نه از روی احساس چون اینجور احساسات دوام ندارند، هم دوام ندارند و هم اینكه به كار آدم معلول نمی آیند.[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]


[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]
[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=6][COLOR=#ff0000][FONT=arial][B]*بار زندگی با من یا...[/B][/FONT][/COLOR][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]از یك زاویه دیگر هم باید به داستان نگاه كرد. وقتی دختر یا پسر سالم بخواهد به ازدواج با یك معلول فكر كند حتما این فكر از ذهنش عبور می كند كه تمام عمر باید تمام بار زندگی روی دوش خودم باشد! خب این نگاه كاملا منطقی است، اصلا شاید اصل ماجرا همین است ولی من می خواهم به همه این دوستان بگویم، باور كنید بار گناهی كه ما همه عمر به دوش می كشیم خیلی سنگین تر از بار زندگی با آدمی است كه درست مثل شما روح دارد، مثل شما احساس دارد و می تواند فكر كند. ما آدم ها حاضریم وارد زندگی های از پیش تعیین شده بشویم حتی به قیمت این كه پایانش به راهروهای دادگاه های خانواده و طلاق ختم شود اما زیر بار زندگی با آدمی كه از نظر جسمی ناتوان است نرویم! بار گناه را تمام مدت زندگی تحمل كنیم؛ اما گوشه بار فرد معلول را نگیریم و اصلا به این فكر نكنیم كه آدم های معلول هم سهمی از زندگی دارند.[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]
[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]
[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=6][COLOR=#ff0000][FONT=arial][B]*شما حق انتخاب دارید، ما حق زندگی[/B][/FONT][/COLOR][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]من معقتدم همه آدم های سالم حق انتخاب دارند. حق دارند انتخاب كنند كه طرف مقابل شان سالم و سرپا باشد یا معلول و ناتوان؛ اما یك سوال بزرگ دارم پس من معلول چه؟ من حق زندگی ندارم؟! من نباید به زندگی مشترك یا تشكیل خانواده فكر كنم؟! به نظر من حق زندگی علی اكبر معلول هم این است كه مثل همه زندگی كند و حس پدر بودن را تجربه كند. حتی سختی بكشد و با همه مشكلات زندگی مشترك دست و پنجه نرم كند ولی آدم های سالم این حق را از من و امثال من گرفته اند! مشكل آدم های سالم این است كه فقط معلولیت فردی مثل من را می بینند. نه فكر و ذكر و باطن من را. یعنی به محض این كه معلولیت را می بینند دیگر حاضر نیستند جلوتر بروند. البته به نظر من این رفتار آدم های سالم هم دلیل دارد، ببینید ما آدم ها خودخواهیم، خودخواهی اجازه نمی دهد غیراز منافع خودمان به دیگری هم فكر كنیم.[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]
[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]
[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=6][COLOR=#ff0000][FONT=arial][B]*همسر، پرستار یا مادر؟! [/B][/FONT][/COLOR][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]خیلی ها به من می گویند: «علی اكبر تو حتی به تنهایی نمی*توانی یك لیوان آب را برداری؟! فكر نمی*كنی این یعنی اتكای صرف به دیگری؟ دیگری كه بیشتر از یك همسر باید نقش مادر یا پرستار را برای تو بازی كند؟!» اما من نمی*فهمم چرا این آدم ها نمی خواهند باور كنند كه پرستار در زندگی من نقش خودش را دارد، مادر جایگاه خودش را دارد و همسر هم جای خودش را. باور كنید بین لیوان آبی كه پرستار یا حتی مادرم به دست من می دهد یك دنیا فرق است! برای فهمیدن این تفاوت ها هم حتما نباید چهارستون بدن تان سالم باشد. اما متاسفانه هیچ كس حتی حاضر نیست حرف های من و امثال من را بشنود. خب شاید حق هم دارند به هر حال دنیای ما از هم جداست.[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]
[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]
[/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]
[SIZE=6][COLOR=#ff0000][FONT=arial][B]*كبوتر با كبوتر، باز با باز[/B][/FONT][/COLOR][/SIZE]
[SIZE=5][FONT=arial][B][COLOR=#66CC00]من آدم جسوری هستم. آنقدر جسور كه تا به حال چند بار به*خودم جرات مطرح كردن پیشنهاد ازدواج با خانم*هایی كه احساس می كردم از نظر روحیات و نگاه به زندگی با من هماهنگ هستند را مطرح كردم. البته باید اعتراف كنم كه این جسارت هم به دلیل همان اعتقادی است كه قبلا از آن صحبت كردم. بگذریم در قبال هر كدام از این پیشنهادها جواب*های عجیبی شنیدم كه البته انتظارش را هم داشتم؛ اما باید اعتراف كنم منصفانه ترین جوابی كه شنیدم این بود« كبوتر با كبوتر باز با باز»! من گله ای از هیچ كس ندارم. چون معتقدم همه آدم ها حق انتخاب دارند. حق دارند كه در مورد زندگی شان تصمیم بگیرند اما یك سوال بزرگ دارم از همه آدم ها و اجتماعی كه به ما یاد داده در برابر حق زندگی یك آدم معلول برای زندگی به او بگوییم كبوتر با كبوتر باز با باز؛ سهم ما آدم های معلول از زندگی چیست؟! ما چون معلولیم باید به مرگ فكر كنیم؟![/COLOR][/B][/FONT][/SIZE]