چشم اندازچگونگی سازمان در آینده را تعریف می*کند. چشم انداز یک افق دراز مدت است که گاهی جهانی را که سازمان در آینده در آن فعالیت می*کند توصیف می*کند. برای مثال، نیکوکاری که به فقیری کمک می*کند ممکن است بیانیه چشم اندازی داشته باشد که می*گوید: «یک جهان بدون فقر». یک بیانیه چشم انداز آیندهٔ سازمان را به صورت خلاصه بیان می*کند. این بیانیه بر روی آینده متمرکز می*شود.ماموریت هدف بنیادی یک سازمان را بیان می*کند، توضیح می*دهد چرا سازمان وجود دارد و برای رسیدن به چشم انداز چه کاری انجام می*دهد.گاهی مأموریت برای نمایش تصویر سازمان در آینده به کار می*رود. یک بیانیه مأموریت گاهی جزییات کارهای را که انجام داده در اختیار می*گذارد و به سؤال “چه کاری انجام می*دهیم؟” پاسخ می*دهد. برای مثال ممکن است نیکوکار “کار آموزی برای بیکار و بی خانمان” را فراهم سازد. یک بیانیه مأموریت مشتری و فرایندهای مهم را تعریف می*کند. این بیانیه سطح کارایی مطلوب را به آگاهی شما می*رساند و معیار تصمیم گیری صریح را مهیا می*سازد.کدام یک اول می*آیند؟ بیانیه مأموریت یا بیانیه چشم انداز؟ بستگی دارد. اگر شما یک کسب و کار تازه یا طرح یا برنامهٔ جدید برای خدمات جاری خود داشته باشید، آنگاه چشم انداز، مأموریت و باقی برنامه*های استراتژیک را هدایت خواهد کرد. اگر شما یک کسب و کار تأسیس شده دارید در حالیکه مأموریت ایجاد شده، آنگاه مأموریت، چشم انداز و باقی برنامه*های استراتژیک را هدایت می*کند. در هر صورت شما نیازمند دانستن اهداف بنیادی خود یعنی -ماموریت، موقعیت کنونی شما از نظر منابع درونی و قابلیت*ها (تعداد نفرات و/یا نقاط ضعف) و شرایط بیرونی (فرصت*ها و/یا تهدیدها)، و اینکه به کجا می*خواهید بروید – و چشم انداز آینده هستید. این مهم است که شما پایان و نتیجه مطلوب را از ابتدا در نظر بگیرید.مروری بر فرایند برنامه ریزی استراتژیکتدوین «برنامه*ریزی استراتژیک» یک فرایند است. برای آنکه سازمان بداند به کجا خواهد رفت باید بداند اکنون دقیقاً کجا قرار گرفته است. پس از آن باید آنچه می*خواهد باشد را به درستی تعریف کرده و چگونگی رسیدن به آن جایگاه را مشخص کند. مستندات حاصل از این فرایند برنامه استراتژیک سازمان است. این برنامه* تلاشی منظم و سازمان*یافته جهت اتخاذ تصمیم*ها و مبادرت به اقدامات بنیادی است که به موجب آن، اینکه یک سازمان (یا هر موجودیت دیگر) چیست، چه می*کند و چرا اموری را انجام می*دهد مشخص خواهد شد (السن و ایدی، ۱۹۸۲). در متون مختلف، از این نوع برنامه*ریزی با عناوین: برنامه*ریزی جامع، استراتژیک و راهبردی یاد می*شود. اساساً هر نظام برنامه*ریزی استراتژیک باید به این «چهار پرسش اساسی» پاسخ دهد (لورنچ، ۱۹۸۰).- به کجا می*رویم؟ (فلسفه وجودی)- چگونه می*خواهیم به مقصد برسیم؟ (استراتژیها)- امکانات ما برای اقدام چیست؟ (بودجه)- چگونه آگاه می*شویم که در مسیر درست حرکت کنیم؟ (کنترل)9 مرحله برنامه*ریزی استراتژیکتعیین و تدوین اهداف آینده سازمان: این مرحله، به عنوان مهمترین مرحله معرفی شده است. وظیفه تعیین و تدوین اهداف آینده به عهده مقامات سطوح بالای سازمان و به معنی درک و تشخیص صحیح مأموریت و مقاصد سازمان است. ارزش*ها و انتظارات جامعه از سازمان و امکانات و منابع سازمان، در تعیین اهداف اهمیت دارد.شناخت اهداف و استراتژی*های موجود سازمان: منظور بررسی اهداف و مأموریت*های فعلی سازمان و تعیین وجوه افتراق و اختلاف آنها با هدف*های تعیین شده است.تجزیه و تحلیل شرایط محیطی: در این مرحله باید از عوامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، فنی و اقلیمی*مؤثر بر سازمان و اهداف آن آگاهی کامل داشت. بدین منظور به سنجش تغییرات عوامل محیطی و آثار آن بر سازمان و همچنین شناسایی و تحلیل تهدیدها و فرصت*های محیط خارجی بر سازمان پرداخته می*شود. برایسون (۱۹۸۸) معتقد است، عوامل محیطی (بیرونی)، عواملی هستند که سازمان کنترلی بر آنها ندارد. فرصت*ها و تهدیدها را می*توان از طریق نظارت بر روندها و عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیکی و … موجود در محیط شناسایی نمود. واژه الگو:PEST: Political, Economical, Social, Technological سرنام مناسبی برای این عوامل و روندهاست. علاوه بر این عوامل، توجه به گروه*های ذی*علاقه از جمله ارباب رجوع*ها، مشتریان، مالیات دهندگان، رقبا و همکاران نیز ضروری است.تجزیه و تحلیل منابع و امکانات سازمان: در این مرحله برنامه ریزان تلاش می*کنند امکانات سازمان از جهت منابع کلیدی و استراتژیک را ارزیابی کنند و همچنین شمایی کلی از امکانات سازمان برای تحقق اهداف آینده به دست آورند. شناسایی ضعف*ها و نارسایی*های داخلی سازمان نیز در این مرحله صورت می*گیرد. بررسی و ارزیابی محیط داخلی با توجه به منابع (دروندادها)، استراتژیهای جاری سازمان (فرایندها) و عملکردها (بروندادها) باید صورت پذیرد.شناخت وضع موجود سازمان: این مرحله، حاصل اطلاعات جمع*آوری شده در سه مرحله پیش، یعنی: به دست آوردن تصویر کاملی از اهداف موجود، منابع موجود، شرایط محیطی سازمان و آثار آنها بر یکدیگر می*باشد.تعیین تغییرات مورد لزوم در استراتژیها: تعیین فاصله میان اهداف و استراتژیهای آینده و پیش بینی ضرورت انجام تغییرات و اقدام*های لازمتصمیم گیری در مورد استراتژی مطلوب: در این مرحله در ابتدا استراتژی*های ممکن تعیین می*شود. سپس به ارزیابی هر یک از این استراتژی*ها پرداخته می*شود و در نهایت استراتژی اصلح از میان استراتژی*های یافت شده انتخاب می*شود.اجرای استراتژی مطلوب: اجرای استراتژی تعیین شده و عملاً به محک آزمون نهادن آن استراتژیکنترل و سنجش استراتژی جدید در عمل: انجام و اعمال کنترل*های لازم در مورد اجرای درست استراتژی و تحقق اهدافی که استراتژی برای نیل به آنها طراحی شده و ارائه اطلاعات لازم در این مورد توسط بخش*های مختلف به برنامه*ریزان. اساساً فرایند مدیریت استراتژیک را می*توان شامل «سه مرحله» ذیل دانست:تدوین استراتژی*ها: تعیین مأموریت سازمان، شناسایی فرصت*ها و تهدیدهای محیط خارجی، شناسایی نقاط قوت و ضعف داخلی سازمان، تعیین هدف*های بلندمدت، در نظر گرفتن استراتژی*های گوناگون و انتخاب استراتژی*های خاص جهت ادامه فعالیت؛اجرای استراتژی*ها: تعیین هدف*های سالانه در سازمان، تعیین سیاست*ها، ایجاد انگیزه در کارکنان و تخصیص منابع برای اجرای استراتژی*های تدوین شدهارزیابی استراتژی*هاهمچنین، راهبردها و استراتژی*های سازمان باید بر مبنای «شناخت کافی» از موارد ذیل تدوین و اجرا شوند:رسالت و مقصود سازمانهدف*های خرد و کلان سازمانارزش*های محوری و فرهنگ سازماننقاط قوت و ضعف داخلی سازمانفرصت*ها و تهدیدهای محیطی سازمانمنبع : redirect.php?a=***.icsiran.com/