نویسند: نازی صفوی
_________________
لحظه هایی در زندگی هست كه توی ذهن آدم حك می شود. مثل یك عكس و تصویر همیشه توی ذهن، دست نخورده و ثابت می ماند و آدم به گذشته كه بر می گردد، درست به روشنی روز اول جلوی چشمش نقش می بندد. خاطرات روزهای اول من و محمد چنان روشن توی ذهن من حك شد كه سال ها بعد هم تازگی روز اول را داشت. بعدها یاد آن روزها و لحظه ها كه می افتادم گرمای دست های با محبت، زلالی نگاهش، آهنگ مردانه و مهربان صدایش و عطر تنش چنان توی وجودم می پیچد كه احساس می كردم رویم را كه برگردانم باز در كنارم است....
_________________
تاریخ: دو شنبه 27 اردیبهشت 1395
_________________
_________________
لینک دانلود redirect.php?a=romankhane.ir/ShowRoman.php?id=4
_________________
رمانهای بیشتر در سایت رمان خانهرمان خانه