کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

صفحه 1 از 8 1234567 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 78

موضوع: ﹏ دفتـر شعـر ، سهـراب سپهـری ﹏

  1. #1
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۸ آبان ۹۱ [ ۱۷:۲۹]
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    4,063
    سطح
    1
    Points: 4,063, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 24.0%
    دستاوردها:
    Three FriendsCreated Blog entryTagger First Class1000 Experience Points3 months registered
    نوشته های وبلاگ
    22
    سپاس ها
    443
    سپاس شده 487 در 288 پست
    حالت من
    Khejalati

    New ﹏ دفتـر شعـر ، سهـراب سپهـری ﹏

    ﹏ دفتـر شعـر ، سهـراب سپهـری



    لطفا در این تایپیک شعر های سهراب سپهری رو قرار بدید

  2. 2 کاربر از پست مفید مینا سپاس کرده اند .

    nasim.h (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۱),دنیای خاموش من (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۱)

  3. #2
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۸ آبان ۹۱ [ ۱۷:۲۹]
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    4,063
    سطح
    1
    Points: 4,063, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 24.0%
    دستاوردها:
    Three FriendsCreated Blog entryTagger First Class1000 Experience Points3 months registered
    نوشته های وبلاگ
    22
    سپاس ها
    443
    سپاس شده 487 در 288 پست
    حالت من
    Khejalati
    ای نزدیک


    در نهفته ترین باغ ها دستم میوه چید
    و اینک شاخه نزدیک از سر انگشتم پروا مکن
    بی تابی انگشتانم شور ربایش نیست عطش آشنایی است
    درخشش میوه درخشان
    تر
    وسوسه چیدن در فراموشی دستم پوسید
    دورترین آب
    ریزش خود را به راهم فشاند
    پنهان ترین سنگ
    سایه اش رابه پایم ریخت
    و من شاخه نزدیک
    از آب گذشتم از سایه به در رفتم
    رفتم غرورم ر بر ستیغ عقاب شکستم
    و اینک در خمیدگی فروتنی به پای تو مانده ام
    خم شو شاخه نزدیک


  4. کاربر روبرو از پست مفید مینا سپاس کرده است .

    دنیای خاموش من (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۱)

  5. #3
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۸ آبان ۹۱ [ ۱۷:۲۹]
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    4,063
    سطح
    1
    Points: 4,063, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 24.0%
    دستاوردها:
    Three FriendsCreated Blog entryTagger First Class1000 Experience Points3 months registered
    نوشته های وبلاگ
    22
    سپاس ها
    443
    سپاس شده 487 در 288 پست
    حالت من
    Khejalati
    شب هم آهنگی

    لب ها می لرزند شب می تپد جنگل نفس می کشد
    پروای چه داری مرا در شب بازوانت سفر ده
    انگشتان شبانه ات را می فشارم و باد شقایق دوردست را پر پر می کند
    به
    سقف جنگل می نگری ستارگان درخیسی چشمانت می دوند
    بیاشک چشمان تو ناتمام است و نمناکی جنگل نارساست
    دستانت را می گشایی گره تاریکی می گشاید
    لبخند می زنی رشته رمز می لرزد
    می نگری رسایی چهره ات حیران می کند
    بیا با جاده پیوستگی برویم
    خزندگان درخوابند دروازه ابدیت
    باز است آفتابی شویم
    چشمان را بسپاریم که مهتاب آِنایی فرود آمد
    لبان را گم کنیم که صدا نابهنگام است
    در خواب درختان نوشیده شویم که شکوه روییدن در ما می گذرد
    باد می شکند شب راکد می ماند جنگل از تپش می افتد
    جوشش اشک هم آهنگی را می شنویم و شیره گیاهان به سوی ابدیت
    می رود


  6. کاربر روبرو از پست مفید مینا سپاس کرده است .

    دنیای خاموش من (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۱)

  7. #4
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۸ آبان ۹۱ [ ۱۷:۲۹]
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    4,063
    سطح
    1
    Points: 4,063, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 24.0%
    دستاوردها:
    Three FriendsCreated Blog entryTagger First Class1000 Experience Points3 months registered
    نوشته های وبلاگ
    22
    سپاس ها
    443
    سپاس شده 487 در 288 پست
    حالت من
    Khejalati

    شکست کرانه

    شکست کرانه

    میان این سنگ و آفتاب پژمردگی افسانه شد
    درخت نقشی در ابدیت ریخت
    انگشتانم برنده ترین خار را می نوازد
    لبانم به پرتو شوکران لبخند می زند
    این تو بودی که هر ورزشی هدیه ای ناشناس به دامنت می ریخت؟
    و اینک هرهدیه ابدیتی است
    این تو بودی که طرح عطش را بر سنگ نهفته ترین چشمه کشیدی ؟
    و اینک چشمه نزدیک نقش عطش درخود می شکند
    گفتی نهال از طوفان می هراسد
    و اینک ببالید نورستهترین نهالان
    که تهاجم بر
    باد رفت
    سیاه ترین ماران می رقصند
    و برهنه شوید زیباترین پیکرها
    که گزیدن نوازش شد


  8. کاربر روبرو از پست مفید مینا سپاس کرده است .

    دنیای خاموش من (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۱)

  9. #5
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۸ آبان ۹۱ [ ۱۷:۲۹]
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    4,063
    سطح
    1
    Points: 4,063, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 24.0%
    دستاوردها:
    Three FriendsCreated Blog entryTagger First Class1000 Experience Points3 months registered
    نوشته های وبلاگ
    22
    سپاس ها
    443
    سپاس شده 487 در 288 پست
    حالت من
    Khejalati

    فراتر

    فراتر
    می تازی همزاد عصیان
    به شکار ستاره ها رهسپاری
    دستانت از درخشش تیر و کمان سرشار
    اینجا که منهستم
    آسمان خوشه کهکشان کی آویزد
    کو چشمی
    آرزومند ؟
    با ترس و شیفتگی در برکه فیروزه گون گلهای سپید می کنی
    و هر آن به مار سیاهی می نگری گلچین بی تاب
    و اینجا افسانه نمی گویم
    نیش مار نوشابه گل ارمغان آورد
    بیداری ات را جادو می زند
    سیب باغ ترا پنجه دیوی می رباید
    و قصه نمی پردازم
    در باغستان من
    شاخه بارورم خم می شود
    بی نیازی دست ها پاسخ می دهد
    در بیشه تو آهو سر می کشد به صدایی می رمد
    در جنگل من از درندگی نام و نشان نیست
    در سایه آفتاب دیارت قصه خیر و شر می شنوی
    من شکفتن ها را می شنوم
    و جویبار از آن سوی زمان می گذرد
    تو در راهی
    من رسیدهام
    اندوهی در چشمانت نشست رهرو نازک دل
    میان ما راه درازی نیست لرزش یک برگ


  10. کاربر روبرو از پست مفید مینا سپاس کرده است .

    دنیای خاموش من (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۱)

  11. #6
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۸ آبان ۹۱ [ ۱۷:۲۹]
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    4,063
    سطح
    1
    Points: 4,063, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 24.0%
    دستاوردها:
    Three FriendsCreated Blog entryTagger First Class1000 Experience Points3 months registered
    نوشته های وبلاگ
    22
    سپاس ها
    443
    سپاس شده 487 در 288 پست
    حالت من
    Khejalati
    ستودان

    رویا زدگی شکست : پهنه به سایه فرو بود
    زمان پر پر می شد
    از باغ دیرین عطری به چشم تو می نشست
    کنار مکان بودیم شبنم سپیده همی بارید
    کاسه فضا شکست در سایه
    باران گریستم و از چشمه غم برآمدم
    آلایش روانم رفته بود جهان دیگر شده بود
    در شادی لرزیدم و آن سو را به درودی لرزاندم
    لبخند درسایه روان بود آتش سایه ها در من گرفت : گرداب شدم
    فرجامی خوش بود اندیشه نبود
    خورشید را ریشه کن دیدم
    و دروگر نور را در تبی شیرین با لبی
    فرو بسته ستودم

  12. کاربر روبرو از پست مفید مینا سپاس کرده است .

    دنیای خاموش من (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۱)

  13. #7
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۸ آبان ۹۱ [ ۱۷:۲۹]
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    4,063
    سطح
    1
    Points: 4,063, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 24.0%
    دستاوردها:
    Three FriendsCreated Blog entryTagger First Class1000 Experience Points3 months registered
    نوشته های وبلاگ
    22
    سپاس ها
    443
    سپاس شده 487 در 288 پست
    حالت من
    Khejalati
    آن برتر

    به کنار تپه شب رسید
    با طنین روشن پایش آینه فضا را شکست
    دستم درتاریکی اندوهی بالا بردم
    و کهکشان تهی تنهایی رانشان دادم
    شهاب نگاهش مرده بود
    و تابش بیراهه ها
    و بیکران ریگستان سکوت را
    و او پیکره اش خاموشی بود
    لالایی اندوهی بر ما وزید
    تراوش سیاه نگاهش با زمزمه سبز علف ها آمیخت
    و ناگاه از آتش لبهایش جرقه لبخندی پرید
    در ته چشمانش تپه شب فرو ریخت
    و من
    در شکوه تماشا فراموشی صدا
    بودم


  14. #8
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۸ آبان ۹۱ [ ۱۷:۲۹]
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    4,063
    سطح
    1
    Points: 4,063, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 24.0%
    دستاوردها:
    Three FriendsCreated Blog entryTagger First Class1000 Experience Points3 months registered
    نوشته های وبلاگ
    22
    سپاس ها
    443
    سپاس شده 487 در 288 پست
    حالت من
    Khejalati
    آوای گیاه

    از شب ریشه سر چشمه گرفتم و به گرداب آفتاب ریختم
    بی پروا بودم دریچه ام را به سنگ گشودم
    مغاک چنبش را زیستم
    هوشیاری ام شب را نشکفت روشنی ام روشن نکرد
    من
    ترا زیستم شبتاب دوردست
    رها کردم تا ریزش نور شب را بر رفتارم بلغزاند
    بیداری ام سر بسته ماند : من خوابگرد راه تماشا بودم
    و همیشه کسی از باغ آمد و مرا نوبر وحشت هدیه کرد
    و همیشه خوشه چینی از راهم گذشت و کنار من خوشه راز از دستش لغزید
    وهمیشه من ماندم و تاریک
    بزرگ من ماندم و همهمه آفتاب
    و از سفر آفتاب سرشار از تاریکی نور آمده ام
    سایه تر شده ام
    و سایه وار بر لب روشنی ایستاده ام
    شب می شکافد لبخند می شکفد زمین بیدار می شود
    صبح از سفال آسمان می تراود
    و شاخه شبانه اندیشه من بر پرتگاه زمان خم می شود


  15. کاربر روبرو از پست مفید مینا سپاس کرده است .

    دنیای خاموش من (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۱)

  16. #9
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۸ آبان ۹۱ [ ۱۷:۲۹]
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    4,063
    سطح
    1
    Points: 4,063, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 24.0%
    دستاوردها:
    Three FriendsCreated Blog entryTagger First Class1000 Experience Points3 months registered
    نوشته های وبلاگ
    22
    سپاس ها
    443
    سپاس شده 487 در 288 پست
    حالت من
    Khejalati

    ای همه سیما ها

    ای همه سیما ها

    درسرای ما زمزمه ای درکوچه ما آوازی نیست
    شب گلدان پنجره ما را ربوده است
    پرده ما دروحشت نوسان خشکیده است
    اینجا ای همه لب ها لبخندی ابهام جان را
    پهنا می دهد
    پرتو فانوس ما در نیمه راه میان ما و شب هستی مرده است
    ستون های مهتابی ما را پیچک اندیشه فرو بلعیده است
    اینجا نقش گلیمی و آنجا نرده ای ما را از آستانه ما بدر برده است
    ای همه هوشیاران بر چه باغی در نگشودیم که عطر فریبی به تالار نهفته ما
    نریخت ؟
    ای
    همه کودکی ها! بر چه سبزهای ندویدیم که شبنم اندوهی برمانفشاند
    غبار آلوده راهی از فسانه به خورشیدیم
    ای همه خستگان در کجا شهپر ما از سبکبالی پروانه نشان خواهد گرفت ؟
    ستاره زهره از چاه افق برآمد
    کنار نرده مهتابی ما کودکی بر پرتگاه وزش ها می گرید
    در چه دیاری آیا
    اشک ما در مرز دیگر مهتابی خواهد چکید ؟
    ای همه همسایه ها در خورشیدی دیگر خورشیدی دیگر

  17. کاربر روبرو از پست مفید مینا سپاس کرده است .

    دنیای خاموش من (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۱)

  18. #10
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۸ آبان ۹۱ [ ۱۷:۲۹]
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    4,063
    سطح
    1
    Points: 4,063, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 24.0%
    دستاوردها:
    Three FriendsCreated Blog entryTagger First Class1000 Experience Points3 months registered
    نوشته های وبلاگ
    22
    سپاس ها
    443
    سپاس شده 487 در 288 پست
    حالت من
    Khejalati
    بیراهه ای در آفتاب

    ای کرانه ما خنده گلی در خواب دست پارو زن ما را بسته
    است
    در پی صبحی بی خورشیدیم با هجوم گل ها چه کنیم ؟
    جویای شبانه نابیم با شبیخون روزن ها چه کنیم
    آن سوی باغ دست ما به میوه بالا نرسید
    وزیدیم و دریچه به آیینه گشود
    به درون شدیم و شبستان ما را نشناخت
    به خاک افتادیم و چهره ما نقش او به زمین نهاد
    تاریکی محراب آکنده ماست
    سقف از ما لبریز دیوار از ما ایوان از ما
    از لبخند تا سردی سنگ خاموشی غم
    از کودکی ما تااین نسیم شکوفه باران فریب
    برگردیم که میان ما و گلبرگ گرداب شکفتن است
    موج برون به صخره ما نمی رسد
    ما جدا افتاده ایم و ستارههمدردی از شب هستی سر می زند
    ما می رویم و آیا در پی ما یادی از درها خواهد گذشت؟
    ما می گذریم و آیا غمی بر جای ما در سایه ها
    خواهد نشست ؟
    برویم از سایه نی شاید جایی ساقه آخرین گل برتر را در سبد ما افکند


  19. کاربر روبرو از پست مفید مینا سپاس کرده است .

    دنیای خاموش من (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۱)

صفحه 1 از 8 1234567 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •