در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: چرند وپرند(اخبار شهری) علی اکبر دهخدا

  1. #1
    مدیر سایت

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ [ ۱۲:۴۸]
    محل سکونت
    Faye Alsmavat and earth
    نوشته ها
    2,286
    امتیاز
    86,338
    سطح
    1
    Points: 86,338, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryTagger First ClassYour first GroupThree FriendsCreated Album pictures
    نوشته های وبلاگ
    1126
    سپاس ها
    487
    سپاس شده 2,941 در 1,277 پست
    حالت من
    Shad

    Wink چرند وپرند(اخبار شهری) علی اکبر دهخدا

    چرند و پرند (اخبار شهري)
    علي*اکبر دهخدا
    ديروز سگ حسن*دله نفس*زنان و عرق*ريزان وارد اداره شد. به محض ورود بي*سلام وعليک فوراً گفت:«فلان کس زود زود اين مطلب را يادداشت کن که در جشن خيلي لازم است.»
    گفتم:«رفيق حالا بنشين خستگي بگير.»
    گفت:«خيلي کار دارم زود باش تا يادم نرفته بنويس که مطلب خيلي مهم است.»
    گفتم:«رفيق مطلب در صندوق اداره به قدريست که اگر روزنامة هفتگي به بلندي عريضه کرمانشاهي*ها يوميه هم که بشود باز زياد مي*آيد.»
    گفت:«اين مطلب ربطي به آن*ها ندارد، اين مطلب خيلي عمده است.»
    ناچار گفتم:«بگو.»
    گفت:«قلم بردار!» قلم برداشتم.
    گفت بنويس:«چند روز قبل.» نوشتم.
    گفت بنويس:«پسر حضرت والا در نزديک زرگنده(1)»، نوشتم.
    گفت بنويس:«اسب*هاي کالسکه*اش در رفتن کندي مي*کردند.» نوشتم.
    گفت بنويس:«حضرت والا حرصش درآمد.»
    گفتم:«باقيش را شما مي*گويد يا بنده عرض کنم؟» يک مرتبه متعجب شده چشم*هايش را به طرف من دريده گفت:«گمان نمي*کنم جناب عالي بدانيد تا بفرماييد.»
    گفتم:«حضرت والا حرصش درآمد رولوه(2) را از جيبش درآورده اسب کالسکه*اش را کشت.»
    گفت:«عجب!»
    گفتم:«عجب جمال شما.»
    گفت:«مرگ من شما از کي شنيديد.»
    گفتم:«جناب عالي تصور مي*کنيد که فقط خودتان چون رابطة دوستي با بزرگان و رجال و اعيان اين شهر داريد از کارها مطلعيد، و ما به کلي از هيچ جاي دنيا خبر نداريم؟!»
    گفت:«خير هرگز چنين جسارتي نمي*کنم.»
    گفتم:«عرض کردم مطلب در صندوق ادارة ما خيلي است، و اين مطلب هم پيش آن مطالب قابل درج نيست، گذشته از اين*که شما خودتان مسبوقيد که تمام اروپايي*ها هم در اين مواقع همين کار را مي*کنند، يعني اسب را در صورتي که اسباب مخاطرة صاحبش بشود مي*کشند، ديگر آن*که شما مي*فرماييد حضرت والا حرصش درآمد، شما الحمدلله مي*دانيد که آدم وقتي حرصش دربيايد ديگر دنيا پيش چشمش تيره و تار مي*شود، خاصه وقتي که از رجال بزرگ مملکت باشد، که ديگر آن*وقت قلم مرفوع است(3). براي اين*که رجال بزرگ وقتي حرصشان درآمد حق دارند هر کار بکنند.
    همان*طور که اولياي دولت حرصشان درآمد و بدون محاکمه قاتل بصير خلوت را کشتند.
    همان*طوري که حبيب الله افشار حرصش درآمد و چند روز قبل به امر يکي از اوليا سيف*الله*خان برادر اسدالله*خان سرتيپ قزاقخانه را گلوله پيچ کرد.
    همان*طور که نظام*السلطنه حرصش درآمد و باآن*که پشت قرآن را مهر کرده بود جعفرآقاي شکاک را تکه*تکه کرد.
    همان*طور که آن دو نفر حرصشان درآمد و دو ماه قبل يک نفر ارمني را پشت يخچال حسن*آباد(4) قطعه*قطعه کردند.
    همان*طور که آدم*هاي عميدالسلطنة طالش حرصشان درآمد و آن*هايي را که در «کرگانه رود»(5) طرفدار مجلس بودند سربريدند.
    همان*طور که عثماني*ها به خواهش سفيرکبيرهاي ما حرصشان درآمد چهارماه قبل زوار کربلا را شهيد کردند و امروز هم اهالي بي*کس و بي*معين اروميه را به باد گلولة توپ گرفته*اند.
    همان*طور که پسر رحيم*خان چلبيانلو حرصش درآمد و دويست و پنجاه و دونفر زن و بچه و پيرمرد را در نواحي آذربايجان شقه کرد.
    همان*طور که ميرغضب*ها(6) حرصشان درآمد و درخت*هاي فندق «پارک» تبريز را با خون ميرزاآقاخان کرماني و شيخ احمد روحي و حاج ميرزا حسن*خان خبيرالملک آبياري کردند.
    همان*طور که يک نفر حکيم حرصش درآمد و مغز سر ميرزا محمدعلي*خان نوري را با ضرب شش پر(7) از هم پاچيد.
    همان*طور که اقبال*السلطنه در ماکو حرصش درآمد و خون صدها مسلمان را به ناحق ريخت.
    همان*طور که دختر معاون*الدوله حرصش درآمد و وقتي پدرش را به خراسان بردند به زور گلوله درد خويش را خفه کرد.
    همان*طور که مهمان خسرو در «مئر» آذربايجان پشت آن درخت چنار حرصش درآمد و ميزبان را که اول شجاع ايران بود پوست کند.
    همان*طور که ميرزا محمدعلي*خان ثريا در مصر و ميرزا يوسف*خان مستشارالدوله در طهران و حاجي ميرزا علي*خان امين*الدوله در گوشه «لشت نشا»(8) حرصشان درآمد و به قوت دق و سل خودشان را تلف کردند.
    و...
    بله آدم مخصوصاً وقتي که بزرگ و بزرگ زاده باشد حرصش که دربيايد اين کارها را مي*کند، علاوه براين مگر برادر همين حضرت والا وقتي يک ماه قبل در اصفهان مادر خودش را کشت ما هيچ نوشتيم؟ ما آن*قدر مطلب براي نوشتن داريم که به اين چيزها نمي*رسد، گذشته از اين*ها شما مي*دانيد که پاره*اي چيزها مثل پاره*اي امراض ارثي است، حسين*قلي*خان بختياري را اول افطار به اسم مهماني زبان روزه کي کشت؟»
    گفت:«بله حق با شما هست.»
    گفتم:«پدر همين حضرت والا نبود؟»
    گفت:«ديگر اين طول و تفصيل*ها لازم نيست، يک دفعه بگوييد: فرمايش شما نگرفت.»
    گفتم:«چه عرض کنم.»
    گفت:«پس به اين حساب ما بور شديم.»
    گفتم:«جسارت است.»
    گفت:«حالا از اين مطالب بگذريم راستي خدا اين ظلم*ها را برمي*دارد؟ خدا از اين خون*هاي ناحق مي*گذرد؟»
    گفتم:«رفيق ما درويش*ها يک شعر داريم.»
    گفت:«بگو.»
    گفتم:«اين جهان کوه است و فعل ما ندا بازگردد اين نداها را صدا»(9)
    گفت:«مقصودت از اين حرف*ها چه*چيز است؟»
    گفتم:«مقصودم اين است تو که اسمت را سگِ حسن*دَله گذاشته*اي و ادعا مي*کني که از دنيا و عالم خبرداري عصر شنبة 21 چرا در بهارستان نبودي؟»
    گفت:«بودم.»
    گفتم:«بگو تو بميري.»
    گفت:«تو بميري.»
    گفتم:«خودت بميري.»
    گفت:«به! تو که باز اين شوخي*هات را داري.»
    گفتم:«رفيق عيب ندارد دنيا دو روز است.»
    ----------------------------------------
    پانويس*ها:
    1. زرگنده، محلي ميان قلهک و تجريش در شمال طهران.
    2. رولوه (revolver) لغت فرانسه است به معني نوعي سلاح کمري. ششلول. هفتير. طپانچه. پيشتاب.
    3. مرفوع بودن قلم، مرفوع*القلم بودن. قلم و تکليف برداشته بودن.
    4. حسن آباد، آبادي واقع در غرب طهران قديم که امروز داخل شهر و مابين باغ شاه و ميدان توپخانه واقع است.
    5. کرگانه رود، از دهستان*هاي بخش طوالش، در مغرب درياي خزر، ميان انزلي و آستارا.
    6. ميرغضب، جلاد. دژخيم. مأمور کشتن يا قطع عضو کردن افراد در دربار حکام و امرا.
    7. شش پر، نوعي چماق شش پهلو با چوبي سخت.
    8. لشت نشا، از بخش*هاي رشت و در شمال شرقي آن. مرکزش شهر جور است.
    9. صدا، بازگشت آواز. پژواک. انعکاس صوت
    ویرایش توسط دنیای خاموش من : دوشنبه ۲۶ تیر ۹۱ در ساعت ۲۳:۱۱ دلیل: به دلیل ناقص بودن موضوع ویرایش شد.

  2. 3 کاربر از پست مفید DayaN سپاس کرده اند .

    mahdi (پنجشنبه ۱۲ مرداد ۹۱),خطیره (جمعه ۰۶ مرداد ۹۱),دنیای خاموش من (سه شنبه ۲۷ تیر ۹۱)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •