پانصد هزار تومان کفاف یک زندگی آبرومند را می دهد؟

بارها از زبان مسئولین مختلف شنیده ایم که کشور ما در سالیان آینده به سمت کهنسالی حرکت خواهد کرد.اما سئوال اینجاست که آیا به فرض قبول این حرف آیا کشور ما برای کهنسالی جمعیتش آماده است؟
اگر به ضرب المثل سالی که نکوست از بهارش پیداست معتقد باشیم لاجرم باید جواب سئوال بالا را منفی بدانیم چرا که عملکرد امروز مسئولین با با بازنشستگان و کهنسالان نوید آینده خوبی برای کهنسالان آینده که البته ماهستیم را نمی دهد.
اگر تنها در همین چند ماه اخیر نگاهی به وضعیت بازنشستگان کشور بیاندازیم به تلخی در میابیم که گویا فریاد رسی برای آنها نیست و هر از گاهی هم که نویدی و مژده ای برای بهبود وضعیت شان می شنوند خیلی زود متوجه می شویم که این بشارتها تنها برای تبلیغات سیاسی است.
نمونه امسال آن هدیه 100 هزار تومانی وعده داده شده به آنان است که با هزار منت و کش و قوس آخر در قالب همان اضافه حقوق مختصر شرمنده از روی تورم ،بعد از چند ماه تاخیر واریز شد آنهم یکجا که باعث خوشحالی کاذب این قشر مظلوم شود.
بر کسی پوشیده نیست که سازمان تامین اجتماعی یکی از پر جنجال ترین سازمانهای دولت آقای احمدی نژاد بوده است و کشمکش های اخیربرسر ریاست آقای مرتضوی گرچه موضوعی نیست که به مستمری بگیران این سازمان مربوط باشد اما بازی های سیاسی آن را به این کشمکش ها پیوند داده است.
مسولین محترم گویا فراموش کرده اند که مطالبات بازنشستگان این سازمان منوط به فرد نیست بلکه به سازمانی مربوط است که وظایف نهادینه شده آن اقتضا می کند نسبت به کسانی که سالها حق بیمه پرداخته اند مسئول باشد.
به راستی آیا حقوق حد اقلی 70 درصد بازنشستگان تامین اجتماعی که حداکثر با لطف تبلیغاتی مسئولین محترم به حدود پانصد هزار تومان رسیده است کفاف یک زندگی آبرومند را می دهد؟
البته فشار اقتصادی سالیان اخیر بسیاری را فارغ از سن آزرده است اما نباید فراموش کرد که بازنشستگان و از کار افتادگان هیچ مفر و امیدی برای به دست آوردن درآمد بیشتر ندارند.
در شرایطی که یک دکتر رفتن و گرفتن دارو ها از داروخانه در بهترین حالت حدود پنجاه هزار تومان آب می خورد وقیمت بالای لبنیات و گوشت و.....و بالاخره اجاره های بالا حتی جوانان دست به جیب را می آزارد هیچ چیز به اندازه وعده وعیدهای توخالی وسرخرمن این قشر را آزار نمی دهد.
همسان سازی حقوق ها و رساندن حداقل حقوق به 700 هزار تومان وبیمه های تکمیلی با خدمات معقول و مناسب گرچه نیاز فوری و در واقع اورژانسی این قشر است اما بیشتر این روزها به عنوان امتیازات مدیریتی شخصی فلان رییس و فلان مدیر مطرح می شود.
در چنین شرایطی نه تنها بازنشستگان بلکه میانسالان نیز هنگام در نظر آوردن افقهای آینده نمی توانند از شر ابرهای تیره نگرانی رهایی یابند.



هادی معیری نژاد