کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: امپراطوری ساسانیان

  1. #1
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    جمعه ۱۵ شهریور ۹۲ [ ۱۰:۱۰]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    301
    امتیاز
    3,394
    سطح
    1
    Points: 3,394, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsThree FriendsCreated Album pictures3 months registered
    سپاس ها
    31
    سپاس شده 154 در 84 پست
    حالت من
    Azkhodrazi

    Icon16 امپراطوری ساسانیان

    ساسانیان
    امپراطوری ساسانیان
    نام خاندان شاهنشاهی ایرانی است که از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی (۴۲۷ سال) بر ایران فرمانروایی کردند؛ بنیان این شاهنشاهی یکپارچه را اردشیر (یا ارتخشتره؛ از ارت: مقدس، و خشتره: شهریار بنا کرد. دودمان ساسانی آخرین دودمان پیش از دوره اسلامی در ایران بودند. شاهنشاهان ساسانی که ریشه*شان از استان پارس بود، بر پهنه بزرگی از آسیای باختری چیرگی یافته، گستره فرمانروایی خود؛ کشور ایران (به پهلوی کتیبه*ای ) را برای نخستین بار پس از هخامنشیان، یکپارچه ساخته و زیر فرمان تنها یک دولت شاهنشاهی آوردند. پایتخت ایران در این دوره، شهر تیسفون در نزدیکی بغداد (آن زمان نام روستایی کوچک در نزدیکی تیسفون بوده؛ که نامش به ظاهر، از یکی از نامهای بغ داد یا بخشوده خدا؛ و یا باغِ داد دوره ساسانی ریشه گرفته بوده)، در عراق امروزی بود.

    نام «ساسانیان» از «ساسان» گرفته شده، که اردشیر از نوادگان اوست و داریوش سوم هخامنشی (دارایِ دارایان) را از نیاکان او دانسته*اند. نخست کارنامه اردشیر بابکان به این نسبت گواهی داده و بازهم به نوشته شاهنامه، ساسان پدر اردشیر، چوپانی بود از بازماندگان دارا که در فارس می*زیست. اردشیر در دستگاه بابک که موبدآتشکده آناهیتا، همچنین شهردار و مرزبان پارس بود، پرورش یافت، ولی درباره نسبت او با بابک اختلاف وجود دارد. او به گواهی بسیاری از تاریخی نویسان، مردی نیرومند و دلیر بود که سرانجام بر اردوان پنجماشکانی در دشت هرمزگان پیروز شده و تسخیر سرزمینی که خود به آن ایران می*گفت را آغاز کرد.

    ساسانیان رفته*رفته توانمندتر شده، هویت فرهنگی، نظامی و مذهبی ایرانشهر را نزدیک به چهارصد سال گسترش داده و مرزها را تا سالهای پایانی برپایی*شان، به گستره امپراتوری هخامنشی نزدیک*تر کردند، هرچند که با گذشت زمان، دستگاه مذهبی در کار کشورداری و دربار نفوذ بسیار نمود و نبردهای چندین ساله با رومیان نیز، کشور را فرسودند. پرده پایانی شاهنشاهیِ ایرانشهرِ ساسانی، در پایان دوره خسرو پرویز (به پهلوی: ابرویز) با پیروزی سپاه ایران در نبرد اورشلیم (در شاهنامه: گنگ دژ هودخ) فرو افتاد. پیروزی در این نبرد ۲۱ روزه به فرماندهی شهربراز سردار خسرو، و با یاری جنگ افزارهای سنگین و دژکوب و منجنیق، همراه شد با فرستادن چلیپای ترسایان (صلیب اصلی مسیح) از اورشلیم به پایتخت ایران. اما این رویداد خشم رومیان مسیحی را به دلیل بی*احترامی به چلیپای مسیح برانگیخت؛ نبردهایی به شکست و پَس نشینی سپاه ایران انجامید و سرانجام خسروپرویز، شاه نیرومند و با اراده*ای که با وجود اشتباه*ها و معایبش، در دوران پادشاهی خود جلوی زیاده*خواهی بزرگان را گرفته بود، با خشم بزرگان بخاطر شکست*ها، به ظاهر با مکر و دسیسه از سوی برخی سپاهیان، و با همکاری پسرش شیرویه (قباد دوم) کشته شد.

    با مرگ خسرو، و در پی آن مرگ شک برانگیز قباد (که بسیاری از برادران خود را کشت)، در زمانی کمتر از شش ماه، چرخه*ای مرگبار از کینه توزی، جاه طلبی و خونخواهی آغاز شد و به فروپاشی دستگاه ساسانی انجامید. بسیاری از بزرگان و ارتشیان کشته شده تا آنجا که در نبود مردان خاندان شاهی، پوران دختر خسرو پرویز و پس از او، آزرمیدخت، خواهر پوراندخت را به شاهی برگزیدند. با گزینش*های پی*درپی و برگزیدن بیش از ده شاهنشاه در مدت چهار سال، یزدگرد سوم از سوی بزرگان استخر برگزیده شد ولی چون نسبتی نزدیک با شاه نداشت محبوبیتی نیافت. سرانجام لشکر خلیفه عمرابن الخطاب آگاه از ناتوانی مرزبانان، رفته رفته به کشور نفوذ کرد. بازمانده سپاه ایران در نبرد جسر (یا نبرد پل) پیروز شده، ولی دو نبرد سرنوشت سازِ قادسیه و جنگ نهاوند با پیروزی اعراب پایان یافتند و پس از سقوط نهاوند دیگر ایران نتوانست انسجام خود را دوباره بدست آورد و همه شهرهای ایران یکی پس از دیگری بدست عرب افتاد. پایتخت ایران، شهر تیسفون (به عربی مدائن) در ۶۳۷ میلادی به دست اعراب افتاد، یزدگرد سوم با سرنوشتی نامعلوم گریخت و اثری از او نماند؛ به گمان برخی تاریخ نگاران، آسیابانی از مرو او را بخاطر جامه زربفت*اش کشت. با مرگ یزدگرد به سال ۶۵۱ میلادی، شاهنشاهی ساسانی پایان یافت، هرچند که بازماندگان خاندان شاهی در ایران، یا گریختگان به چین، از جمله پیروز پسر یزدگرد؛ برای استقلال دوباره ایرانشهر از خلافت عمر بسیار کوشیدند.

    این باور و این دید ایرانشهری یا منش ایرانشهری یا ایرانی از دوره ساسانی سرچشمه گرفته*است... ساسانیان اولین سلسله*ای در ایران هستند که ایده ایرانشهر را به عنوان یک ایده سیاسی و هویت فرهنگی ایرانیان برپا می*کنند. مهمترین میراث ساسانیان این است که ما اکنون ۱۸۰۰ سال است با این ایده زندگی می*کنیم. ما پیدایش این ایده را مدیون ساسانیان هستیم.


    ساسانیان و رقیبانشان

    دولت بیزانس که در بخش شرقیِ تصرف*های خود، با دولتی توانمند مانند ساسانیان سروکار داشت و آن را نیرومندترین دشمن خود می*دانست، گرفتاری*های زیادی هم در غرب و هم در شمال تصرف*هایِ خود، به خصوص در اروپا داشت. این گرفتاری*ها، مانع از آن می*شد که بیزانس همه نگاهِ خود را صرف مرزهای شرقیِ خود کند و به همین سبب، دستگاه ساسانی، مانند دستگاه اشکانی، توانسته بود پایتختِ خود (تیسفون) را، در کنار رودِ دجله قرار دهد و از نزدیک بودنِ پایتخت*اش به مرزهای دشمن، بیمی نداشته باشد. دولت ساسانی هم در شرق، و هم در شمالِ مرزهای خود، گرفتاری*های زیاد داشت که گاهی به میزان خطرناک و تهدید کننده*ای می*رسید. بدین گونه سیاست خارجیِ دستگاه ساسانی، یکسره در رابطه با شرق و غرب خلاصه می*شد. اما دستگاه ساسانی در این زمان، خود را به اندازه کافی نیرومند نشان داد و توانست ایرانشهر را از آسیب*های ویرانگر و خطرآفرین دور نگه دارد و در داخل کشور، برای مردم ایران، زندگی مرفه همراه با امنیت تامین کند.

    این دستگاه، فرهنگی پربار در زمینه سیاست و کشورداری، اخلاق، رابطه*های سالم اجتماعی و هنر به وجود آورد، که پس از نابودی و ویرانیِ سیاسی*اش، اثرهای خود را در نسل*های پسین و فرهنگ دیگر همسایگان، به روشنی نشان داد. با اینکه دشمنان شناخته شده دستگاه ساسانی، دولت پیشرفته بیزانس و دولت*های نیمه پیشرفته شمال و شرقِ کشور بودند، شکست این دستگاه، نه از سوی این دشمنان، بلکه از دو سوی پیش*بینی نشده بود. نخست، فروپاشی از درون، و پس از آن، از دولتی بود که با آنکه همه توان جنگی*اش قوم*های بیابان*گرد بودند، ولی بنیه سیاسی و اجتماعی*اش برپایه بینش دینی-فکریِ نیرومندی بود که دولت*ها و دشمنان دیگر ساسانی، ازش بی*بهره بودند. دستگاه اسلامی که در آغاز سده هفتم میلادی در شهر مدینه برپا شده بود، از جهت روحی و معنوی چنان نیرومند شده بود که تأثیر فرهنگی*اش بر کشورهای همسایه، همانند چیرگیِ دیگر قوم*های بادیه نشین و صحرانورد، گذرا نبود. این تأثیر فرهنگی چنان عمیق بود که با همه گسستگی و سستیِ سیاسی و جنگیِ اعراب، پس از دو قرن چیرگی، اثرهایش هنوز ماندگار است.



    تورج دریایی، استاد رشته ایرانشناسی در دانشگاه کالیفرنیا در ارواین، و نویسنده کتاب "ایران ساسانی: ظهور و سقوط یک امپراتوری" به زبان انگلیسی، می*گوید که میراث ساسانیان برای ایران بسیار بزرگتر از شکست در برابر اعراب است. میراث مهمی که ساسانیان برای ایران به جا گذاشتند، به گفته او، شکل گیری مفهوم ایران به عنوان یک فرهنگ و ملت است. یکی از عناصر مهم شکل گیری این مفهوم پیدایش خداینامه در زمان ساسانیان است. این همان کتابی است که شاهنامه از آن سرچشمه گرفته*است. آقای دریایی می*گوید: "اهمیت دیگر ساسانیان این است که در زمان خسرو انوشیروان در همان قرن سوم، تاریخ ملی ایران به نام خداینامه تدوین می*شود. و آن تاریخ و یادی است از گذشته، آنچه که ایرانیان بودند، از کجا آمدند، چگونه جهان آغاز شد، تا زمان فروپاشی شاهنشاهی ساسانی.

    جامعه ساسانی در سطح وسیعی یک جامعه طبقاتی است.. پس از شاهنشاه طبقه بالای اجتماع شامل اشراف و نجیب زادگانی بودند که برتری خاندان ساسان را به عنوان خاندان شاهی به رسمیت می*شناختند بررسی منابع نوشتاری دوران ساسانی بویژه متون حقوقی و قانونی و حتی شواهد مادی مانند هنرهای تصویری نشان می*دهد که«جامعه ساسانی اجتماعی دودمانی است» که بر اساس نظام پدرتباری سازماندهی شده*است. در سیستمهای پدر تبار«مسن ترین مرد خانواده معمولا با اقتدار بر این گونه خانواده فرمان می*راند و مهمترین تصمیم*ها را می*گیرد. خانواده شوهر(در مورد ازدواج اعضای زن خانواده) معمولا خانواده مسلط است». «خانواده بخشی از واحدهای پدری بزرگتری محسوب می*شد که با واژه*های تخم، ناف و گوهر شناخته می*شدو ممکن بود ابعاد و اندازه*های گونان داشته باشد».

    نظام پدرتباری برپایه ساختار جنسیتی جامعه استوار است.«نظام جنسیت می*تواند به منزله یک اصل مرکزی در ایجاد تمایزات اجتماعی عمل کند». “تفاوتهای مبتنی برجنسیت یک جنبه مهم و قابل توجه از پیچیدگی اجتماعی جوامع را شکل می*دهند”. در ایران عصر ساسانی داشتن جنسیت مذکر به خودی خود یک امتیاز محسوب می*شود و مردان بر زنان برتری دارند. نظام پدرتباری تمام ابعاد اجتماعی و سیاسی جامعه ساسانی را تحت تاثیر قرار می*دهد و بصورت یک اصل سازماندهی کننده عمل می*کند. بازتاب این نظام در مواردی مانند حق ارث، جانشینی، قیمومیت و سرپرستی خانواده.. نام گذاری و ثبت اسناد و حتی نوشته سنگ قبرها، ازدواج(اعم از ازدواج مجدد یا چند همسری) و مشارکت اجتماعی و امکان دستیابی به فرصتهای پیشرفت یا کسب قدرت سیاسی نمود می*یابد. مشارکت محدود زنان در امور سیاسی (تنها در نبود کاندیدای مرد) و بازنمایی محدود زنان در مواد فرهنگی این دوران(بویژه هنرهای تصویری که آشکارا ماهیتی سیاسی دارند و مریوط به خاندان حاکم می*باشند).


    دانشگاه گندی شاپور (که بصورت جندیشاپور نیز نامیده شده) در سال۲۷۱ بدست شاهنشاهان ساسانی در شوشتر بنیاد نهاده شد. این فرهنگستان همچنین دارای یک بیمارستان آموزشی و یک کتابخانه بود. بیمارستان گندی شاپور نخستین بیمارستان آموزشی جهان بود. در این فرهنگستان دانش*های فلسفی و پزشکی تدریس می*شد و بنا به روایات حبس و مرگ مانی پیامبر نیز در گندیشاپور روی داده*است.

    گندی شاپور یکی از هفت شهر اصلی خوزستان بود. نام آن در آغاز «گوند-دزی-شاپور» به معنی «دژ نظامی شاپور» بوده*است. دیگر نام*هایی که برای آن به*کار می*رفته عبارت است از پیل*آباد، خوز، نیلاب، نیلاط. در سریانی آن را بیت لاباط می*نامیدند. برخی پژوهشگران بر اینند که بنیادی همانند به گندیشاپور از زمان پارتیان در این جایگاه قرار داشته*است. شهری به نام گندی شاپور را شاپور یکم فرزند اردشیر ساسانی پس از شکست دادن سپاه روم به سرکردگیوالرین، بنا نهاد. شاپور یکم گندی شاپور را پایتخت خود قرار داد.

    نام آوری گندی شاپور بیشتر در زمان خسرو انوشیروان ساسانی انجام گرفت. خسرو انوشیروان گرایش فراوانی به دانش و پژوهش داشت و گروه بزرگی از دانشوران زمان خود را در گندی شاپور گرد آورد. در پی همین فرمان خسرو بود که برزویه، پزشک بزرگ ایرانی، مأمور مسافرت به هندوستان شد تا به گردآوری بهترین*های دانش هندی بپردازد. امروزه شهرت برزویه در ترجمه*ای است که از کتاب پنچه تنتره هندی به پارسی میانه انجام داد که امروزه به نام کلیله و دمنه معروف است.
    بنابراین فرهنگستان گندی شاپور از کانون*های اصلی دانش*ورزی، فلسفه و پزشکی در جهان باستان شد. در برخی منابع اشاراتی به انجام آزمون و امتحان برای اعطاء اجازه طبابت به دانش*آموختگان دانشگاه گندی شاپور شده*است. کتاب «تاریخ الحکمه» (سرگذشت فرزانگی) به توصیف این مسئله می*پردازد. شاید این نمونه نخستین برگزاری آزمون دانشگاهی در جهان بوده باشد.
    تمامی کتاب*های شناخته شده آن روزگار در زمینه پزشکی، در کتابخانه گندی شاپور گردآوری و ترجمه شده بود، با اینکار گندی شاپور تبدیل به کانون اصلی انتقال دانش میان شرق و غرب گشت. گندی شاپور و همچنین آموزشگاه وانسیبین که پیش از فرهنگستان گندی شاپور در دزفول بنیاد شده بود تأثیر بزرگی در شکل گرفتن نهاد «بیمارستان» بویژه کلینیک آموزشی در جهان داشتند.
    دانشگاه گندی شاپور در عصر خود بزرگترین مرکز فرهنگی شد. دانشجویان و استادان از اکناف جهان بدان روی می*آوردند. مسیحیان نسطوری در آن دانشگاه پذیرفته شدند و ترجمه سریانی*های آثار یونانی در طب وفلسفه را به ارمغان آوردند نو افلاطونیها در آنجا بذر صوفی گری کاشتند. سنت طبی هندوستان، ایران، سوریه و یونان در هم آمیخت و یک مکتب درمانی شکوفا را به وجود آورد. به فرمان انوشیروان، آثار افلاطون و ارسطو به پهلوی ترجمه شد و در دانشگاه تدریس شد

    در سال*های آغازین پیدایش دین اسلام در عربستان، دانشکده پزشکی و بیمارستان گندی شاپور شمار زیادی استاد ایرانی، یونانی، هندی و رومی را در خود جا داده بود. گفته شده که حتی پزشک شخصی محمد، پیامبر اسلام، نیز از دانش*آموختگان (فارغ*التحصیلان) دانشکده پزشکی جندیشاپور بوده*است.

    در دانشگاه گندی شاپور، دوره ساسانیان، بخشی به گردآوری اطلاعات در باره بیماری*های دریانوردان و راه*های درمان آنها اختصاص داشته*است. در سفرهای دریایی اکتشافی که در زمان هخامنشیان انجام می*شد، همواره پزشکانی با کاروان*های دریایی همراه بودند که وظیفه مراقبت*های بهداشتی دریانوردان را بر عهده داشته*اند. در کتاب دینکرد آمده*است که «در دوران ساسانی در بندر سیراف و بندر هرمز نوعی دانشکده افسری به نام ناوارتشتارستان به آموزش و پرورش افسران نیروی دریایی ایران می*پرداخت».


    مانی «پیامبر» (۲۱۵ تا ۲۷۶ میلادی)

    در دوران سلطنت شاپور اول مانی ادعای پیامبری و مذهبی تازه آورد که از اختلاط سایر ادیان و مذاهب فراهم ساخته شده و در شرق و غرب دنیای آنروز گسترش یافت. مانی بزرگ زاده*ای از اشکانیان بود پدرش فاتک از مردم همدان بود. وی در سال ۲۱۵ در یکی از روستاهای نزدیک بابِل به دنیا آمد. وی در کودکی به کسب دانش و فلسفه پرداخت و سپس ادیان زرتشتی، عیسوی، بودایی و یونانی را مورد مطالعه قرار داد و در بیست و چهار سالگی ادّعای پیامبری کرد و سپس به وسیلهٔ «پیروز» برادر شاپور یکم که دین او را پذیرفته بود به دربار راه یافت و کتاب خود «شاپورگان» را به شاپور تقدیم داشت. شاپور دین مانی را پذیرفت و مانی را در ترویج آن دین آزاد گذاشت، مانی به هندوستان و چین سفر و دوباره به ایران بازگشت، در دوران پادشاهی بهرام یکم مؤبدان زرتشتی از پیشرفت دین مانی بیمناک شده شاه را بر آن داشتند که بین آن*ها و مانی مناظره*ای ترتیب دهند، مانی در این مذاکره شکست خورده به دستور بهرام به زندان افکنده می*شود و زیر شکنجه جان می*دهد و یا به روایتی دیگر زنده زنده پوست کنده و پوستش را از کاه انباشته و بالای دروازهٔ گندی*شاپور آویزان می*شود و از آن هنگام آن دروازه باب مانی خوانده می*شود (۲۷۶ میلادی).

    نگاشته*ها و نوشته*هایی که از روزگار ساسانیان برجای مانده، تنها به زبان
    پارسی میانه که از دیرباز زبان پهلوی خوانده شده، نیست. به زبان*های پارتی یا زبان پهلوانیک و زبان سغدی و زبان خوارزمی و زبان ختنی و زبان طخاری نیز آثاری برجا مانده*است.

    سکه*های ساسانی از طلا و نقره و مس بود. سکه*های نقره را زوزن می*گفتند. تاریخ سکه*ها مشخص سالهای سلطنت ساسانی است. خط و زبان سکه*ها، پهلوی ساسانی می*باشد.





    اردشیر بابکان
    ۲۴۱–۲۲۴
    میلادی


    شاپور یکم
    ۲۷۲–۲۴۱

    هرمز یکم
    ۲۷۳–۲۷۳
    بهرام یکم
    ۲۷۶–۲۷۳
    نرسه
    ۳۰۲–۲۹۳


    بهرام دوم
    ۲۹۳–۲۷۶
    هرمز دوم
    ۳۱۰–۳۰۲

    بهرام سوم
    ۲۹۳
    شاپور دوم
    ۳۷۹–۳۱۰
    اردشیر دوم
    ۳۸۳–۳۷۹

    شاپور سوم
    ۳۸۸–۳۸۳
    بهرام چهارم
    ۳۹۹–۳۸۸


    یزدگرد یکم
    ۴۲۱–۳۹۹


    بهرام گور
    ۴۳۹–۴۲۱


    یزدگرد دوم
    ۴۵۷–۴۳۹

    هرمز سوم
    ۴۵۹–۴۵۷
    پیروز یکم
    ۴۸۴–۴۵۹
    بلاش
    ۴۸۸–۴۸۴

    جاماسپ
    ۴۹۹–۴۹۷
    قباد یکم
    ۴۹۷–۴۸۸
    بار نخست
    ۵۳۱–۴۹۹
    بار دوم


    خسرو انوشیروان
    ۵۷۹–۵۳۱


    هرمز چهارم
    ۵۹۰–۵۷۹


    خسرو پرویز
    ۶۲۸–۵۹۱

    شهریار
    شاهزاده
    قباد دوم
    ۶۲۸
    جوانشیر
    ۶۳۰
    پوراندخت
    ۶۳۱–۶۳۰
    آزرمی دخت
    ۶۳۱
    فرخزاد خسرو
    ۶۳۲–۶۳۱
    یزداندار
    شاهزاده


    یزدگرد سوم
    ۶۵۱–۶۳۲
    اردشیر سوم
    ۶۳۰–۶۲۸
    دختر


    مهران جشنسده


    پیروز دوم
    ۶۳۱

    ویرایش توسط دنیای خاموش من : یکشنبه ۰۸ اردیبهشت ۹۲ در ساعت ۱۶:۵۸ دلیل: حذف لینک از متن

  2. کاربر روبرو از پست مفید soroosh سپاس کرده است .

    دنیای خاموش من (یکشنبه ۰۸ اردیبهشت ۹۲)

  3. #2
    کاربر سایت

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۲۹ دی ۹۲ [ ۲۰:۵۸]
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    22
    سطح
    1
    Points: 22, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 5.0%
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    جاااااااااااااااااااااااا االب بوووووووووووووووووووووووو وود

  4. #3
    کاربر سایت

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۱۸ خرداد ۹۳ [ ۲۱:۵۵]
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    16
    سطح
    1
    Points: 16, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست
    مرسی از مطلب خوبتان

  5. #4
    کاربر سایت

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۰۶ آبان ۹۴ [ ۱۸:۲۲]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    58
    امتیاز
    2,543
    سطح
    1
    Points: 2,543, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 84.0%
    دستاوردها:
    Three Friends1000 Experience PointsCreated Album pictures1 year registered
    سپاس ها
    66
    سپاس شده 506 در 294 پست
    حالت من
    Ashegh
    خیلی خوب بود

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •