کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: تلفن به خدا

  1. #1
    کاربر ویژه

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۷ بهمن ۹۳ [ ۱۰:۳۵]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    767
    امتیاز
    3,924
    سطح
    1
    Points: 3,924, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Three FriendsCreated Blog entryCreated Album pictures1000 Experience Points1 year registered
    نوشته های وبلاگ
    27
    سپاس ها
    32
    سپاس شده 263 در 113 پست
    حالت من
    Khonsard

    Post تلفن به خدا



    الو... سلام... کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟ مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟پس چرا کسی جواب نمیده؟


    یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس .بله با کی کار داری کوچولو؟
    - خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.
    بگو من میشنوم .کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم ...
    - هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم .
    - صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟
    فرشته ساکت بود .بعد از مکثی نه چندان طولانی:نه خدا خیلی دوستت داره.مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟
    بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید وبا همان بغض گفت :اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما...

    بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛
    بگو زیبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو..دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند
    گریه کرد وگفت:خدا جون خدای مهربون،خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...
    - چرا ؟این مخالف تقدیره .چرا دوست نداری بزرگ بشی؟
    - آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد
    مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟

    نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.
    مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نیستیم؟پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد...
    خدا پس از تمام شدن گریه های کودک:آدم ،محبوب ترین مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه...کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت.
    کاش همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان میخواستند .دنیا برای تو کوچک است ...
    بیا تا برای همیشه کوچک بمانی و هرگز بزرگ نشوی...

    کودک کنار گوشی تلفن،درحالی که لبخند بر لب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت.

  2. 2 کاربر از پست مفید Mahshad سپاس کرده اند .

    mahdi (پنجشنبه ۱۲ مرداد ۹۱),وکیل (سه شنبه ۲۷ تیر ۹۱)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •