1ـ رنگ*هاي ساده: شامل سفيد و سياه و كرنگ، سمند و كهر


2ـ رنگ*هاي مخلوط: شامل نيله، نيله ابرش، قره*نيله، نيله گلگون، نيله روشن، ابرش، شرابي، گلرنگ ابرش.


3ـ رنگ*هاي مركب: شامل كهر ابلق، سياه ابلق (دو رنگ اصلي در كناره*، ديگر مثل سياه و سفيد)


ـ رنگ سياه: رنگ ساده*اي است كه تمام سطح بدن حيوان از موهاي سياه پوشيده شده است به اين رنگ قره محكر هم گفته مي*شود. رنگ سياه به صورت سياه خالص، مات، سياه براق، سياه كثيف (بعضي از نقاط بدن تبديل به سرخي شده است) ديده مي*شود. رنگ سياه باعث مي*شود كه اسب در ظاهر قوي*تر و ضمخت از آنچه كه هست به نظر بيايد معمولاً كره*هاي سياه بعداً به
ـ رنگ سفيد: به اين رنگ قزل هم گفته مي*شود از سفيد صدفي تا كثيف متمايل به زرد يا سرخابي كمرنگ متغير است. سفيد مات به شكل گچ و بدون تلألو است. سفيد كثيف كه تقريباً زرد رنگ است. سفيد چيني داراي انعكاس آبي رنگ مي*باشد (دُرنايي) و علت آن رنگ پوست بدن است كه از ماوراء موها ديده مي*شود. وقتي رنگ سياه طبيعي پوست ظاهر مي*گردد و در ماوراء موها منعكس مي*گردد اسب به رنگ خاكستري روشن نيز ديده مي*شود. اصولاً رنگ سفيد در اول تولد نادر است زيرا هر اسب داراي چند موي سياه حداقل مي*باشد لذا آن را خاكستري روشن نيز مي*نامند.
ـ رنگ سمند: رنگ طلايي روشني است كه اگر يال و دم روشن*تر از رنگ بدن باشد سمند يال و دم شسته گويند. اگر يال و دم تيره*تر از رنگ بدن باشد سمند يزيدي مي*گويند.
ـ كورنگ: رنگي كه از زرد طلايي تا قهوه*اي سوخته، جگري يا ترياكي تغيير مي*كند. در اين رنگ، رنگ يال و دم و دست و پا همرنگ يكديگر است. رنگ كرنگ در واقع يك نوع قرمزي هست كه از يك طرف شباهت سرخي و از طرف ديگر شباهت به قرمزي دارد. اسب*هاي كرنگ معمولاً لك*هاي سفيد در سر و اعضا و بيني و لب دارند و به ندرت ممكن است كرنگ يك دست ديده شود. رنگ كرنگ به انواع كرنگ آلويي، روشن طلايي، زرد براق، كرنگ تيره، كرنگ آلبالويي، كرنگ بلوطي، كرنگ سوخته يا خيلي تيره ديده شود.
ـ رنگ كهر: عبارت است از رنگ قرمزي كه سير*تر از رنگ كرنگ است. تفاوت و وجه تمايز آن با كرنگ سياه بودن يال و دم و انتهاي اعضا است (دست و پا) رنگ كهر به انواع آهويي (انعكاس زرد) كهر روشن (قرمز خيلي روشن) كهر معمولي، كهر آلبالويي، كهر تيره متمايل به قهوه*اي، كهر بلوطي و قرمز و قهوه*اي كهر خرمايي ديده مي*شود.
ـ رنگ*هاي مركب: عبارت از رنگ*هايي هستند كه از تركيب موهاي غيرهمرنگ به وجود مي*آيند و مي*تواند 2 تايي و يا 3 تايي باشد. مثل رنگ خاكستري يا نيله، نيله ابرش، ابرش شرابي. كرنگ ابرش. اگر رنگ*هاي سياه و سفيد با نسبت*هاي مختلف پهلوي هم قرار بگيرند، رنگ نيله با خاكستري ايجاد مي*شود. در خاكستري معمولي تعداد موهاي سياه و سفيد برابر است. در خاكستري موهاي سياه بيشتر از سفيد هست در نيله يا خاكستري خيلي روشن موهاي سفيد بيشتر از سياه است.
تنوع رنگ نيلي: شامل خاكستري سربي تالومي و خاكستري تيره با انعكاس آبي، خاكستر آهني.
تقسيم*بندي رنگ نيله: اختلاط موهاي سياه و سفيد اگر تعداد موهاي سياه بسيار زياد باشد قره نيله و اگر سياه و سفيد به صورت منظم باشد نيله گلگون و اگر سفيد از سياه بيشتر باشد نيله روشن گويند. رنگ خاكستري نيله رنگي است كه انواع آن از تمام رنگ*ها زيادتر است.
زيرا موهاي سفيد و سياه كه باعث تشكيل نيله مي*شوند به نسبت*هاي مختلف مخلوط گشته*اند از طرفي موهاي قرمز نيز در آنها ديده مي*شود البته گذشت سن نيز باعث اين تغيير مي*شود مثلاً كره*هاي خاكستري تيره با گذشت زمان به خاكستري روشن تبديل مي*شوند.
رنگ سمند گرگي: در رنگ سمند گرگي قسمت*هاي انتهايي زرد و نوك آنها سياه يا تيره است. ابرش مخلوطي از موهاي سفيد، قرمز مي*باشد و برعكس نسبت مخلوط آنها با يكديگر رنگ ابرش روشن، ابرش معمولي يا ابرش تيره ديده مي*شود. ابرش خال*دار موقتي ديده مي*شود كه موهاي قرمز تعداد زيادي از لكه*هاي كوچك را توليد كند.
مخلوطي از رنگ*هاي زرد و سياه مي*باشد و به نظر مي*رسد به رنگ سمند دود زده و يا سمند زغالي درمي*آيند و سمند گرگي.
نيله ابرش: تنها رنگي است كه از اختلاط 3 رنگ سفيد و سياه و قرمز ايجاد مي*شود. اسب*هاي با رنگ نيله ابرش معمولاً يال و دم آنها سياه و يا تيره*تر از بقيه بدن است. نيله ابرش گاهي كهر خيلي روشن است. برحسب نسبت*هاي مختلف 3 رنگ نيله ابرش را وقتي نيله ابرش سفيد گويند كه رنگ سفيد آن زيادتر باشد و اگر 3 رنگ به طور مساوي تقسيم شده باشند نيله ابرش معمولي و اگر رنگ قرمز زيادتر باشد روي هم رفته رنگ داراي انعكاس تيره باشد.

رنگ*هاي مخلوط:
عبارت از رنگ*هايي هستند كه از اختلاط لك*هاي مختلف در روي زمينه سفيد تشكيل شده باشد و اصولاً آنها را ابلق مي*نامند و برحسب رنگ آنها، آنها را ابلق سياه، ابلق موشي، ابلق سمند، ابلق گرنگ، ابلق كهر، ابلق خاكستري، ابلق ابرش، ابلق گرگي و ابلق نيمه ابرش مي*نامند. چنانچه وسعت لك*هاي سفيد كوچكتر از ساير لكه*ها باشد تركيبات ياد شده را مقدم يا موخّر مي*كند. يعني به جاي آنكه بگويند ابلق سياه، سياه ابلق مي*گويند. و در ورقه هويت بهتر است وسعت و محل آنها را معين كنند.