تجزیه و تحلیل بین بازار چیست؟تجزیه و تحلیل درون مارکت شاخه ای از تجزیه و تحلیل فنی است که ارتباط بین چهار کلاس عمده دارایی سهام ، اوراق قرضه ، کالاها و ارزها را بررسی می کند. جان مورفی در کتاب کلاسیک خود معامله با تجزیه و تحلیل درون مارکت ، یادآور می شود که نقشه برداران می توانند از این روابط برای تعیین مرحله چرخه تجارت و بهبود قابلیت پیش بینی آنها استفاده کنند. روابط مشخصی بین سهام ، اوراق قرضه ، اوراق قرضه ، کالاها ، کالاها و دلار وجود دارد. دانستن این روابط می تواند به نقشه سازان کمک کند تا مرحله چرخه سرمایه گذاری را تعیین کرده ، بهترین بخش ها را انتخاب کرده و از بدترین بخشها اجتناب کنند. بیشتر مطالب این مقاله از تجارت با تجزیه و تحلیل درون مارکت و پیام بازار مورفی در redirect.php?a=*[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید | عضویت] تهیه شده است.روابط تورمیروابط بین بازارها به نیروهای تورم یا تورم بستگی دارد. در یک شرایط تورمی "عادی" ، سهام و اوراق بهادار با هم ارتباط مثبت دارند. این بدان معنی است که هر دو در یک جهت حرکت می کنند. جهان از دهه 1970 تا اواخر دهه 1990 در شرایط تورمی قرار داشت. این روابط اصلی بین بازارها در یک فضای تورمی است:رابطه مثبت بین اوراق قرضه و سهامتغییر جهت باند قبل از سهام (معمولاً)رابطه معکوس بین اوراق قرضه و کالاهارابطه معکوس بین دلار آمریکا و کالاهامثبت: وقتی یکی بالا می رود ، دیگری هم بالا می رود.معکوس: وقتی یکی بالا می رود ، دیگری پایین می رود.free forex trading signalsدر یک شرایط تورمی ، سیگنال های فارکس سهام نسبت به نرخ بهره پایین (افزایش قیمت اوراق بهادار) واکنش مثبت نشان می دهند. نرخ بهره پایین باعث تحریک فعالیت اقتصادی و افزایش سود شرکت ها می شود. بخاطر داشته باشید که "محیط تورمی" به معنای تورم فراری نیست. این بدان معناست که نیروهای تورمی از نیروهای تورمی قویتر هستند.روابط انقباضیforex signalsمورفی خاطرنشان می کند که جهان از محیط تورمی به محیط تورمی در حدود سال 1998 تغییر یافت. این وضعیت با فروپاشی بات تایلند در تابستان 1997 آغاز شد و به سرعت به کشورهای همسایه گسترش یافت و به عنوان "بحران ارزی آسیا" شناخته شد. بانکداران مرکزی آسیا برای حمایت از ارزهای خود نرخ بهره را افزایش دادند ، اما نرخ بالای بهره اقتصاد آنها را خفه کرد و مشکلات را تشدید کرد. تهدید بعدی برای رکود جهانی ، پول را از سهام به اوراق قرضه سوق داد. سهام به شدت نزول کرده ، خزانه داری به شدت افزایش یافته و نرخ بهره آمریکا کاهش یافته است. این جدایی بین سهام و اوراق قرضه بود که برای سالها ادامه داشت. وقایع عمده تورم با ترکیدن حباب نزدک در سال 2000 ، حباب مسکن در سال 2006 و بحران مالی در سال 2007 ادامه یافت.روابط بین بازارها در طی یک دوره تورم تا حد زیادی به جز یک مورد یکسان است. سهام و اوراق قرضه در شرایط تورمی رابطه معکوس دارند. این به این معنی است که سهام با کاهش اوراق قرضه افزایش می یابد و بالعکس. در نتیجه ، این همچنین بدان معنی است که سهام رابطه مثبت با نرخ بهره دارند. بله ، سهام و نرخ بهره با هم افزایش می یابد.واضح است که نیروهای تورمی کل پویا را تغییر می دهند. تورم برای سهام و کالاها منفی است اما برای اوراق قرضه مثبت است. افزایش قیمت اوراق قرضه و پایین آمدن نرخ بهره با کاهش فشار بر سهام ، خطر تورم را افزایش می دهد. برعکس ، پایین آمدن قیمت اوراق قرضه و نرخ بهره بالاتر خطر تورم را کاهش می دهد که برای سهام مثبت است. لیست زیر خلاصه ای از روابط کلیدی بین بازارها در دوره رکود اقتصادی است.رابطه معکوس بین اوراق قرضه و سهامرابطه معکوس بین کالاها و اوراق قرضهرابطه مثبت بین سهام و کالاهارابطه معکوس بین دلار آمریکا و کالاهادلار و کالاهادر حالی که بازارهای دلار و سیگنال های معاملاتی فارکس بخشی از تجزیه و تحلیل بین بازارها هستند ، دلار کمی کارت وحشی است. در مورد سهام ، دلار ضعیف نزولی نیست مگر اینکه با افزایش خطرناک قیمت کالاها همراه شود. واضح است که پیشرفت عمده کالاها برای اوراق قرضه ضرر آور خواهد بود. در نتیجه ، دلار ضعیف نیز در اوراق قرضه نزولی است. دلار ضعیف با رقابت بیشتر صادرات ایالات متحده به عنوان یک کاتالیزور اقتصادی عمل می کند. این به نفع سهام بزرگ چند ملیتی است که بخش عمده ای از فروش آنها را در خارج از کشور بدست می آورد.اثرات افزایش نرخ دلار چیست؟ واحد پول یک کشور بازتابی از اقتصاد و ترازنامه آن است. کشورهایی که دارای اقتصاد قوی و ترازنامه قوی هستند ارزهای قوی تری دارند. کشورهایی که اقتصاد ضعیف دارند و بدهی زیادی دارند در مقابل ارزهای ضعیف آسیب پذیر هستند. دلار قوی تر فشار رو به پایین را بر قیمت کالاها وارد می کند زیرا بسیاری از کالاها با دلار مانند نفت قیمت گذاری می شوند. اوراق قرضه از پایین آمدن قیمت کالاها سود می برند زیرا این امر فشارهای تورمی را کاهش می دهد. سهام همچنین می تواند از قیمت پایین کالاها بهره مند شود زیرا این امر باعث کاهش هزینه های مواد اولیه می شود.