سلام صبح قشنگت آسمونی
گلم چشماتو باز کن خواب نمونی






صبح بخیر اى ستاره ی بیدار !
چشمِ مرا غرق در تلاءلو خود کن .






با پرنده ی صبح شروع شد
تابید ، نور شد و سپاس گفت
صبح پرنده را بیدار کرد
شعر خواند . . .
نور آمد ، یار بیدار شد . . .
صبح بخیر خورشید من






صبح زیبایت بخیر ، ای گل شاداب من . دیشب از عطر تو شد ، رؤیای رؤیا خواب من .







خزان که مال ما شد ، بهار مال شما
صاف و ساده بگویم ، سلام حال شما !؟






سلام بر تو که عاشق سلام بر تو که شیدا / سلام بر تو که خوابی سلام بر تو که رویا
سلام شعر فریبا سلام دلبر زیبا / سلام راوی غم ها سلام عاشق شیدا






سلام ای طراوت همیشه ! دوست دارانت را دریاب !
ما آن بیدلانیم که دل خود را در افق های آبی ات می جوییم !






سلام بهونه قشنگ من برای زندگی / آره بازم منم همون بهونه همیشگی
فدایه مهربونیات چه میکنی با سرنوشت / دلم برات تنگ شده بود این نامه و واست نوشت






به تو سلام می کنم کنار تو می نشینم و در خلوت تو شهر بزرگ من بنا می شود …






سلام ای دل نورانی خورشید ، ای نگاه آبی آسمان ، ای شکوه آفرینش!




سلام ای وسیع جاری ، ای پهنه نور باران ، ای طراوت بی کران
روزت به خیر باد