نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: دانلود رمان یلدا

  1. #1
    مدیر بازنشسته

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۳۰ مهر ۹۴ [ ۰۹:۰۶]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,642
    امتیاز
    63,652
    سطح
    1
    Points: 63,652, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryCreated Album picturesRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    17
    سپاس ها
    33
    سپاس شده 1,825 در 979 پست

    دانلود رمان یلدا

    رمان یلدا


    دانلود رمان یلدا اثر م.مودب پور


    بخشی از این رمان :


    ساعت حدود یازده صبح بود. تو دفتر پدرم، تو شرکت بودم که موبایلم زنگ زد. داشتم نقشه اي رو که براي یه ساختمون کشیده و طراحی کرده بودم به پدرم نشون می دادم. ازش عذر خواهی کردم و تلفن رو جواب دادم.
    بله، بفرمائین.
    نیما الو سیاوش! برس که ... بابام تِرِکید!
    « آروم تو تلفن گفتم »
    نیما الان وقت ندارم، نیم ساعت دیگه بهتت زنگ می زن داریم با پدرم « فن ها » رو چک می کنیم.
    نیما صدات درست نمی آد! دارین با بابات زن ها رو چک می کنین؟




















    لینک دانلود رمان یلدا در پایین :



    YALDA
    ویرایش توسط niloofar : پنجشنبه ۰۴ آبان ۹۱ در ساعت ۱۴:۲۶

  2. 4 کاربر از پست مفید niloofar سپاس کرده اند .

    Eastern girl (یکشنبه ۳۰ تیر ۹۲),mina12MINA (دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۹۳),nasim.h (پنجشنبه ۰۴ آبان ۹۱),وکیل (یکشنبه ۰۷ آبان ۹۱)

  3. #2
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۲۹ شهریور ۹۶ [ ۰۲:۲۳]
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,302
    امتیاز
    42,397
    سطح
    1
    Points: 42,397, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 57.0%
    دستاوردها:
    Three FriendsYour first GroupCreated Album picturesCreated Blog entryTagger First Class
    نوشته های وبلاگ
    134
    سپاس ها
    1,362
    سپاس شده 1,584 در 1,016 پست
    حالت من
    Zodranj
    خلاصه داستان :
    این رمان حکایت عاشق شدن پسری به نام سیاوشه... اولین دیدار اونا به طور تصادفی توی بیمارستانه... یلدا که تازه از خارج برگشته توی خیابون با یه پیر زن تصادف میکنه و با اضطراب زیاد میارتش بیمارستان...
    سیاوش هم به خاطر عمل آپاندیس بابای دوستش ( نیما ) برای عیادتش اومده بوده... یلدا همسایه نیما اینا ست... خواهر سیاوش هم توی همون بیمارستان دکتره... اینا به یلدا کمک میکنن و بعد از اون هم چند بار یلدا رو میبینه... و رمان ادامه پیدا میکنه... در ادامه پای یک زن بنام شیوا به داستان باز میشه...
    شیوا هم مثل یه مادر که برای پسرش قصه بگه حکایت زندگی پر فراز و نشیبشو میگه... اینکه چطور دختر پاکی مثل اون به علت ندونم کاریهای اطرافیانش به خط اعتیاد و فحشا میفته... و چطور ناقل ایدز میشه و تمام سعیشو میکنه که مردای فاسد رو بیمار کنه...



    این رمان فوق العاده است .من خیلی دوستش دارم.ما این کتاب و وقتی خوندیم تا یه مدت بهش فکر میکردیم و در موردش بحث میکردیم .
    واقعا واسم جالب بود و هیچ وقت فکر نمیکردم همچین آدمهای هم وجود دارن.
    من دبیرستانی بودم که این کتاب و خوندم ولی آخرین باری که این کتاب و دوباره خوندم سه سال پیش بود.
    اولش بگم وقتی دارید این کتاب و میخونید هم گریه میکنید و هم میخندید بیشتر تیکه های که نیما میگه رو هیچ وقت فراموش نمیکنید.
    من از این نیما خیلی خوشم میاد.

    حتما بخونید.
    نیلوفر جون ممنون.



    هر جمعه برایت نامه ای می نویسم و خود خوب میدانم که چرا نمی آیی!!!
    چون می دانم که خوب میدانی که خط همه نامه هایم کوفی است!



  4. کاربر روبرو از پست مفید nasim.h سپاس کرده است .

    mina12MINA (دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۹۳)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •