حافظ و نادر پور و مشیری

خط بنفشه

حافظ
رسید مژده كه آمد بهار و سبزه دمید
وظیفه گر برسد؛ مصرف اش گل است و نبید

صفیر مرغ برآمد، بطِ شراب كجاست
فغان فتاد به بلبل؛ نقاب گل كه كشید

ز روی ساقی مهوش گلی بچین امروز
كه گرد عارض بستان خط بنفشه دمید

عجایب ره عشق ای رفیق بسیار است
ز پیش آهوی این دشت، شیر نر بدوید

به كوی عشق منه بی دلیل راه قدم
كه گم شد آن كه درین ره به رهبری نرسید

شراب نوش كن و جام زر به حافظ ده
كه پادشه به كرم جرم صوفیان بخشید.

-------------------------

كهن دیارا ...!
نادر نادر پور

كهن دیارا، دیار یارا، به عزم رفتن، دل از تو كندم،
ولی ندانم اگر گریزم، كجا گریزم وگر بمانم كجا بمانم؟

نه پای رفتن، نه تاب ماندن، چگونه گویم، درخت خشكی
عجب نباشد اگر تبرزن طمع ببندد به استخوانم

در این جهنم گل بهشتی چگونه روید؟ چگونه بوید؟
من ای بهاران، ز ابر نیسان، چه بهره گیرم كه خود خزانم

صدای حق را سكوت باطل در آن دل شب چنان فرو كوفت
كه تا قیامت در این مصیبت گلو فشارد غم زمانم

كبوتران را به گاه رفتن سر نشستن به بام من نیست
كه تا پیامی به خط جانان زپای آنان فروستانم

سفینه ی دل نشسته در گل، چراغ ساحل نمی درخشد
در این سیاهی سپیده ای نیست كه چشم حسرت در او نشانم

الا خدایا! گره گشایا! به چاره جویی مرا مدد كن
بود كه بر خود دری گشایم، غم درون را برون كشانم

چنان سراپا شب سیه را به چنگ ودندان در آورم پوست
كه صبح عریان به خون نشیند برآستانم، برآستانم

كهن دیارا، دیار یارا، به عزم رفتن دل از تو كندمشخ
ولی جز آن جا وطن گزیدن نمی توانم، نمی توانم ....


-----------------------------------------------------

نوروز می رسد

فریدون مشیری


فریاد زد چكاوك:
"نوروز می رسد"
تا كه برهنه گفت:
- "گرجان به مژده ی تو فشانم روا بود
اما هنوز سرمای بهمنی نشكسته است
وین برف دیر پای انگار تا ابد
بر فرقِ كاج پیرِ خانه نشسته است
آن كاروان شادی و گل
از كدام راه در این هوای سردِ توان سوز می رسد."

بید كهن به رقص درآمد كه غم مدار
تا من به یاد دارم
نوروز دل فروز
نوروز جاودانی
نوروز مردمی
در وقت خود شكفته و پیروز می رسد.

هر جای این جهان
كه ز ایران نشانه ای ست
در پیشواز نوروز
از شور و شادمانی
از پرچم و چراغ
از سبزه و بنفشه
گل آذین و تابناك
جان پاك، خانه پاك، دل پاك، عشق پاك
چشمی به راه باشد
مشتاق و بی قرار
كاین پنج روز زندگی آموز می رسد.
دیروز را به خاطره بسپار و
بازگرد
و آن را عزیزدار
كه امروز می رسد.