کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: زندگــاني ناپلئون

  1. #1
    مدیر سایت

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ [ ۱۱:۴۸]
    محل سکونت
    Faye Alsmavat and earth
    نوشته ها
    2,286
    امتیاز
    86,338
    سطح
    1
    Points: 86,338, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryTagger First ClassYour first GroupThree FriendsCreated Album pictures
    نوشته های وبلاگ
    1126
    سپاس ها
    487
    سپاس شده 2,942 در 1,278 پست
    حالت من
    Shad

    زندگــاني ناپلئون

    رديف موضوع صفحه
    1 پسري از اهل كرس
    2 ستوان جوان
    3 انقلاب
    4 فتح كشورهاي ديگر
    5 خليج ابوقير
    6 ابتدا كنسول اول بعد چه
    7 جنگ تن به تن بين انگلستان و فرانسه
    8 ملكة جديد
    9 برف هاي روسيه
    10 ورق بر مي گردد
    11 رسيدن خبر به وين
    12 پيش از نبرد واترلو
    13 نبرد واترلو


    پسري از اهل كرس
    در سال 1769 در جزيرة* كرس شورشي توسط مردم بر پا شده بود كه اين سرزمين ازآن جمهوري جنووا بود و مردم با اين جمهوري مخالف بودند به دنبال اين شورشها جمهوري جنووا براي سركوبي آنها از فرانسه ياري گرفت و همين امر موجب شد تا فرانسه مالك جديد اين جزيره شود اما مردم كرس از ارباب تازه نيز بيزار بودند.سرانجام پسري در 15 اوت 1769 در شهر آژاكسيو به دنيا آمد و اين زمان موقعي بود كه فرانسويان تازه به جزيرة كرس دست يافته بودند پدر و مادرش وي را ناپلئون خواندند و ناپلئون شهروندي فرانسوي شد سه ماه پيش ارل وزلي ولادت آرث ششمين فرزند خود را جشن گرفته بود كه بعدها به دوك ولينگتن معروف گرديد.
    پدر ناپئون لتيتسيا بونا پارت نام داشت كه 8 فرزند با نامهاي ژوزف،ناپلئون،لوسين، اليزا،لوئي،پولين،كارولين و ژروم داشت.ستوان جوان

    پس از سقوط كرس كارلو بونا پارت شغلي در دستگاه فرانسويان به دست آورد و بنابراين ژوزف را در مدرسه اي در اوتون گذاشت تا به تحصيل علوم ديني بپردازد و ناپلئون را به مدرسة نظامي برين سپرد .ناپلئون پنج سال در شهر برين به سر برد و هنگامي كه مدرسه را به عنوان دانشجوي مدرسة*نظامي ترك گفت پسري 15 ساله بود و از آنجا به مدرسة*نظام پاريس رفت و چند ماه پيش از فراغت از تحصيل خبر فوت پدرش را شنيد ولي نااميد نشد و تحصيل خود را در اين مدرسه ادامه داد تا سرانجام مدرسة*نظام را با درجة ستوان دومي ترك گفت و روانة نخستين ماموريت خويش شد ناپلئون در آن روزها هميشه آرزو مي كرد كه پيشامدي بشود و وي بتواند جهانيان را متوجه خويش سازدانقلاب

    سرانجام آن پيشامد رخ نمود و آن انقلاب فرانسه بود.در واقع اين انقلاب از زماني شروع شده بود كه انديشمندان مسائلي را در زمينة*فقر و ثروت و ناتوانان طرح كردند در سرتا سر اروپا بينوايان بر پا خاسته و مبارزه مي كردند و هنگامي كه مستعمره هاي امريكايي در كار شورش بر ضد انگلستان پيروزي يافتند مردم فرانسه به انقلاب اميد بسيار بستند.شايد جرقه اي كه آتش انقلاب فرانسه را روشن ساخت همان موقعي افروخته شد كه لوئي شانزدهم به مهاجر نشينهاي امريكايي ياري داد او فقط مي خواست بر ضد انگليسي ها كاري كرده باشد اما درست از همان آغاز كار جورج واشنگتن در آمريكا و بساط سلطنت فرانسه در خطر افتاد سرانجام انقلاب امريكا به تاج و تخت انگلستان ضربة وحشتناكي وارد ساخت و انقلاب فرانسه،پادشاهي لوئي شانزدهم را واژگون كرد. هم لوئي و هم ماري آنتوانت ملكة فرانسه سر خود را در پاي گيوتين از دست دادند ولي پس از انقلاب گروه ستمكار تري به سر كار آمدند از اين ميان پادشاه پروس و امپراتور اتريش با هم يكي شدند تا انقلاب فرانسه را واژگون سازند و سرانجام اين حكومت وحشتناك در تابستان 1794 به پايان رسيد. اما ناگهان هواخواهان سلطنت در پاريس بر ضد كنوانسيون كه مجمع جمهوري خواهان حاكم بر فرانسه بود بر پا خاستند و تنها چند تن از فرماندهان مي توانستند اين شورش را بخوابانند از اين رو باراس به ناپلئون پيشنهادي داد و به او گفت: اگر بتواني شورش هواخواهان سلطنت را بخواباني من دومين مقام ارتش فرانسه را به تو خواهم داد ناپلئون هم كه سالها منتظر اين موقعيت بود پيشنهاد او را قبول كرد.سرانجام در روز پنجم اكتبر ناپلئون نيروهاي خود را بر ضد شورشيان به كار انداخت و صبح روز بعد جنگ در خيابانهاي پاريس در گرفت و تا غروب ادامه يافت تا سرانجام سپاهيان ناپلئون به پيروزي رسيدند از اين ماجرا چيزي نگذشته بود كه نقشة آزاد كردن ايتاليا از تصرف اتريش كشيده شد و آزاد كردن ايتاليا را به عهدة*ناپلون گذاشتند و از آن پس عنوان فرماندة*نيروي ايتاليا را هم به او دادند در همين موقع ناپلئون با بيوه زني كه دو فرزند داشت ازدواج كرد.
    فتح كشورهاي ديگر

    باراس هميشه مي كوشيد تا از بقيه جمهوري خواه تر جلوه كند و مردم فرانسه با مشاهدة عيش و عشرتهاي هيئت پنج نفري در قصرهاي سلطنتي و جلال و شكوهي كه براي زندگي خود درست كرده بودند آنان را پنج آلي حضرت مي خواندند اين هيئت مديرة پنج نفري و دوستانشان از خزانة*دولت اموال و ثروتهاي فراوان برداشت مي كردند و مردم هم از اين ماجرا اطلاعي نداشتند.آنان به سربازهاي ناپلئون كه پيروز و سربلند بازآمده بودند وعدة ميليون ها پاداش داده بودند ولي در بساط خود چيزي نداشتند كه ماية اين پاداش سازند. هيئت پنج نفري نگراني ديگري نيز داشت و آن اين بود كه مي خواست بداند پس از برقراري صلح بين ناپلئون و اتريش با سربازان بيكار خود چه كند.با همة اين نگراني ها و اضطراب ها هيئت مديرة پنج نفري ناگهان با سيلي از ثروت كه از ايالت هاي فتح شدة* ايتاليا سرازير شده بود و به داد حكومت رسيد روبه رو شد.انگلستان اطمينان داشت كه بونا پارت پس از نخستين پيروزي خود ساكت نخواهد نشست اگر هم او مي خواست ساكت بنشيند هيئت مديرة*پنج نفري مانع او مي شد.در همين دوران ناپلئون پيروزي هاي پي در پي را بدون رعايت كردن قوانين جنگ به چنگ مي آورد.ناپلئون پس از كسب شهرت فراوان لشگري جمع آوري كرد و آمادة*حمله به مصر شد ولي هيئت مديرة*پنج نفري با لشگر كشي او به سوي مصر مخالفت داشتند ولي قادر نبودند مانع ناپلئون گردند انگلستان هم كه از اين لشگر كشي خبر يافته بود مراقب و آماده نشسته بود.خليج ابوقير

    سرانجام ناپلئون و سپاهش از بندر تولون و ديگر نقاط ايتاليا و فرانسه به حركت در آمدند ناپلئون به محض آنكه از ساحل دور شد بر سرعت خود افزود و به شهري نزديك شد اما ناگهان گلوله هاي توپ در جلوي دروازه هاي شهر از فرانسويان استقال كردند ولي پس از چند ساعت جنگجويان اسكندريه تاب نياوردند و تسليم شدند بوناپارت وقت را براي جشن گرفتن پيروزي خويش مناسب ندانست و به سوي خليج كوچك ابوقير روانه شد چيزي نگذشت كه ابوقير هم به تصرف او در آمد در آنجا نيز جز براي تايين حاكم شهر معطل نماند و به سوي اهرام و قاهره رهسپار شد و به دليل اينكه اعراب تمام چاه هاي سر راه را پر كرده بودند سخت ترين سفر بود و سرانجام اهرام و قاهره را به تصرف خويش در آورد.غروب روز اول اوت بود. بيشتر سربازان فرانسوي در اردوگاه روزتا بودند كه تا خليج ابوقير فاصله اي نداشت ناگهان بر اثر شليك گلوله هاي توپ كه از دور دست به گوش مي رسيد از جاي جستند و با دور بين به نظارة خليج پرداختند در آنجا جنگي بين ناوگان فرانسه و كشتيهاي نلسن كه سرانجام شكار خود را به دست آورده بودند جريان داشت كه اين جنگ سه روز به طول انجاميد و سرانجام فرانسويان شكست خوردند و تمامي كشتيهاي آنان در اثر انفجار توپ ها از بين رفته بود اين مسئله براي ناپلئون بسيار دردناك بود پس به ناچار راه سوريه را در پيش گرفت دوباره پيروزي هاي پي در پي به دست آورد و تنها شهر عكا در برابر ناپلئون مقاومت كرد كه ناپلئون اين شهر را نزديك به سه ماه به توپ بست تا آنكه سي ناوگان انگلستان براي كمك به شهر محاصره شدة عكا پيش آمدند و در نتيجه ناپلئون دست از محاصرة شهر برداشت در همين اثنا دشمن وحشتناك ديگري به نام طاعون به ارتش فرانسه هجوم آورد.ناپلئون درنگ نكرد و راه مصر را در پيش گرفت. در موقع بازگشت به مصر در بياباني كه ناپلئون از آنجا گذشته بود سربازان فرانسوي يكي پس از ديگري جان دادند. سرانجام دسته اي كه جان سالم به در برده بودند به قاهره رسيدند و پس از چندي قاهره را ترك كردند.هفته اي پس از ترك قاهره بوناپارت در حوالي ابوقير بود كه به چنگ تركان عثماني افتاده بود و هنگامي كه تركها بر اثر صداي پاي صفوف لشگريان فرانسه بر پا خاسته بودند جنگي ميان اين دو لشگر در گرفت و سرانجام لشگريان فرانسه به پيروزي رسيدند.

    ابتدا كنسول اول بعد چه؟

    بالاخره ناپلئون در روز 11 اكتبر 1799 پا به خاك ميهن نهاد. او همراه برادرانش لوسين و ژوزف و چند نفر ديگر نقشه اي را كه به كودتا معروف است طرح كردند بدين معني كه ناگهان در وضع حكومت تغييراتي به وجود آورند آنها همگي موقعيت سياسي خوبي براي اجراي اين كار داشتند. ناپلئون از پشتيباني ارتش بر خوردار بود،ژوزف منصبي داشت و لوسين شغل رياست مجلس500 نفري را عهده دار بود.حكومت كه توانايي مقابله با ناپلئون را در خود نمي ديد او را عضو اول شورا يا كنسول اول(رئيس دولت) انتخاب كرد تا بلكه بتوانند اين كودتا را بخوابانند هنوز چيزي از سلطة ناپلئون بر اوضاع نگذشته بود كه كنت دوپروواس برادر مقتول خود را لوئي هجدهم خواند و مدعي تخت شاهي شد ولي هرگز به ادعاي خود دست نيافت و بوناپارت در سال 1802 براي هميشه به عنوان كنسول اول برگزيده شد و 2 سال بعد با راي مردم فرانسه به عنوان امپراتور فرانسه انتخاب گرديد.جنگ تن به تن بين فرانسه و انگلستان

    هنوز چيزي از تاجگذاري ناپلئون نگذشته بود كه در بولوني اردوگاهي براي سربازاني كه قرار بود به انگلستان حمله برند ساخته شد ودر اكتبر 1805 كشتيهاي جنگي ناپلئون روانة آبهاي اسپانيا شدند پادشاه اسپانيا نيز كشتيهاي خود را همراه آنان كرد و در روز 21 اكتبر جنگ بين درياسالار نلسن و كشتيهاي ناپلئون در محلي موسوم به ترافالگار در گرفت انگليسي ها گلوله هاي خود را به پايين كشتيهاي فرانسويان مي زدند ولي فرانسويان بر عكس آنها گلوله هاي خود را به بادبانهاي كشتيهاي دشمن مي زدند در نتيجه بسياري از گلوله هايشان به هدر مي رفت ساعتي از اين نبرد نگذشته بود كه بسياري از كشتيهاي فرانسوي و اسپانيايي تسليم شدند و بقيه در ميان طوفاني وحشتناك به بندر اسپانيايي قادس گريختند انگليسي ها اين كشتيها را دنبال كردند و در نزديكي بندر قادس آنها را نابود كردند.خبر اين وقايع در هفتم نوامبر به پاريس رسيد در آن موقع ناپلئون خود در جبهة آلمان مي جنگيد.ناپلئون با آنكه در جنگ دريايي شكست خورده بود ،موقعيت كلي به نفع وي بود و او نخستين سال تاجگذاري خود را در حالي جشن مي گرفت كه در نبرد اوستر ليتز نيروهاي روسيه و اتريش را در هم شكسته بودناپلئون برادر خود ژوزف را فرمانرواي قلمرو سلطنتي ناپل كرده بود و برادر ديگرش لوئي را پادشاه هلند كرده بود و خود محافظت از مرزهاي فرانسه را بر عهده داشت در همين موقع بود كه به اسپانيا يار و متفق ديرين خود حمله كرد و انگلستان هم به ياري اسپانيا شتافت اما ناپلئون باز هم توانست اسپانيا را شكست دهد و فروانروايي آنجا را به ژوزف سپرد بدين گونه خاندان بونا پارت در سراسر اروپا به فروانروايي رسيدند.ملكة جديد

    در ماه مة 1809 ناپلئون وين،پايتخت اتريش را در محاصره گرفته بود. محاصرة وين روزها دوام يافت و در اين مدت امپراتور اتريش دختر خود را كه مريض بود در كاخ گذاشت و فرار كرد و بنابراين ناپلئون در اين جنگ بدون هيچ كشتاري توانست وين را تصرف كند و براي آنكه براي خود وارثي قرار دهد مجبور شد با زني از خاندان هاي سلطنتي اروپا ازدواج كند از اين رو به ژوزفين پيشنهاد جدايي را داد در عين حال ژوزفين به او هشدار داده بود كه ازدواجش با ماري لويز دختر امپراتور اتريش كار بسيار خطرناكي است ولي ناپلئون به اين سخنها توجه نكرد و چند ماه پس از جدا شدن از زني كه دوستش داشت با ماري لويز ازدواج كرد و در روز بيستم مارس 1811 ناپلئون صاحب پسري شد و در همان روز نوزاد فورا پادشاه رم لقب گرقت و او را ناپلئون فرانسوا ژوزف شارل خواندند.برف هاي روسيه

    در ژوئن1812 ناپلئون لشگر كشي خود را به سوي روسيه آغاز كرد در همين موقع ولزلي كه اينك ولينگتن خوانده مي شد در حاليكه لشگريان ناپلئون راه روسيه را در پيش داشتند از راه پرتغال و اسپانيا به فرانسه حمله كرد.امپراتور اتريش پيش از فرا رسيدن تابستان از مرز روسيه گذشت اما از ارتش روسيه خبري نبود آنها هفته ها در راه بودند و در نتيجه با كمبود آذوقه مواجه شده بودند تا اينكه در اسمولنسك ناپلئون بر روسها دست يافت و آنها را شكست داد ولي آذوقه اي نيافتند و در نتيجه نزديك به يكصد هزار نفر از سپاهيان ارتش نيم ميليوني ناپلئون از بين رفتندعاقبت در بورودينو ناپلئون با دشمن روبه رو شد درست هنگامي كه ناپلئون نقشة جنگ را مي كشيد به او خبر رسيد كه در سالامانكاي اسپانيا در جنگي كه ميان ولينگتن و فرانسويان در گرفته بود فرانسويان 14 هزار نفر از سربازان خود را از دست داده اند در حالي كه تلفات ولينگتن فقط پنج هزار نفر بوده است.روز بعد ناپلئون در جنگ بورودينو پيروز شد.در نيمة سپتامبر ناپلئون و لشگريانش به دروازه هاي مسكو رسيدند و سربازان فرانسوي از يك دروازه به پايتخت حمله بردند و آلكساندر از دروازة ديگر شهر بيرون رفت و ناپلئون مسكو را به تصرف خويش در آورد.در اين موقع برف شديدي شروع به باريدن كرد و بسياري از سپاهيان ناپلئون بر اثر گرسنگي و سرما از بين رفتند و آنهايي كه زنده مانده بودند به رودخانة *برزينا رسيدند. عبور از رودخانه سه روز طول كشيد و چون در بهار سال بعد يخهاي رودخانه آب شد، نزديك به بيست هزار نفر از سربازان ناپلئون در آب غرق شدند و تنها نه هزار نفر به فرانسه باز گشتند.ورق بر مي گردد

    هنوز چند هفته اي از بازگشت ناپلئون به فرانسه نگذشته بود كه پدر زن او يعني امپراتور اتريش در صدد جنگ با ناپلئون برآمد و لشگري نزديك به يك ميليون نفر جمع آوري كرد اين در حالي بود كه ناپلئون تنها نه هزار سرباز داشت كه برخي از آنها مانند وستفالي به او خيانت كردند و به صف متفقين پيوستند.بالاخره در روز هفدهم اكتبر دو لشگر به هم تاختند و تا غروب بي هيچ وقفه جنگيدند و شب را دو لشگر در همانجا خوابيدند و صبح روز بعد دوباره شروع به جنگ كردند در آن روز هنگامي كه مارشال ني مي خواست لشگريان خود را به سر دشمن بتازاند 1200 نفر از سربازان او به صف متفقين پيوستند و ناپلئون هم به ناچار فرمان عقب نشيني را صادر كرد و با پاريس متحد شد و لشگري 200 هزار نفري را جمع آوري كرد و دوباره سپيده دم يكي از روزهاي ژانويه به جنگ با متفقين رفت ولي باز هم پيروز نشد و ولينگن يكي از فرماندهان دشمن او را شكست سختي داد يك هفته بعد ناپلئون زير فشار مارشالها و همة كسان ديگري كه در او نفوذ داشتند رضا داد تا به نفع پسر خويش از سلطنت كناره گيري كند اما متفقين به اين امر قانع نشدند و از او خواستند تا بي هيچ قيد و شرطي استعفا دهد و در روز سوم مه موقعي كه ناپلئون به تبعيد گاه خود يعني جزيرة الب مي رفت لوئي هجدهم نيز وارد پايتخت فرانسه شد.رسيدن خبر به وين

    خبر استعفاي ناپلئون يك هفته بعد به ولينگن رسيد و دولت انگلستان از او تجليلي به عمل آورد و او را از مقام لردي به مقام دوكي ارتقا داد. ولينگتن سفير انگلستان در فرانسه و سپس سفير آن كشور در اسپانيا شد. در همين اوضاع و احوال ماري لويز همسر ناپلئون كه قرار بود همراه پسرش نزد او بيايد ترجيح داد به اتريش برود ناپلئون با شنيدن اين خبر سخت برآشفت و توانست در سال 1815 از جزيرة الب فرار كند.پيش از نبرد واترلو

    بعد از اينكه ناپلئون از جزيرة الب گريخت به فرانسه رفت و مردم فرانسه نيز كه از امپراتوري لوئي هجدهم ناراضي بودند با او همراه شدند و در روز 16 ژوئن جنگ بين ناپلئون و ليني با شدت تمام آغاز شد و بالاخره ناپلئون بر آنها پيروزي يافت.نبرد واترلو

    ناپلئون بعد از آنكه بر ليني پيروزي يافت در روز يكشنبه 18 ژوئن با سپاهيان ولينگتن روبه رو شد كه داراي بيش از صد هزار نفر سرباز بودند اين در حالي بود كه ناپلئون داراي توپ بود و توانست عدة زيادي از سپاهيان ولينگتن را نابود سازد در نتيجه ولينگتن نامه اي به بولونو نوشت و از او خواست كه سي هزار سرباز به كمك آنها بفرستد و همين امر باعث شد تا ناپلئون در نبرد واترلو شكست بخورد.ولينگتن پس از نبرد واترلو زندگي آرام و شيريني را ادامه داد و تا سالها زنده بود.در سال 1852 هنگامي كه او را در معبد سن پل به خاك مي سپردند نزديك به بيست هزار نفر عزادار،تابوت او را مشايعت كردند

  2. کاربر روبرو از پست مفید DayaN سپاس کرده است .

    خطیره (جمعه ۰۶ مرداد ۹۱)

  3. #2
    کاربر سایت

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۰۱ تیر ۹۳ [ ۱۸:۱۸]
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    178
    سطح
    1
    Points: 178, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 60.0%
    دستاوردها:
    7 days registered100 Experience Points
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست
    شاید خیلیا این امپراتور را مردی جاه طلب وخون خوار بنامند.
    اما به معنای واقعی مردی کامل از هر نظر بود

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •