کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: باوري نيكو كه به زندگي ما معنا مي*دهد

  1. #1
    کاربر سایت

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۲۲ آذر ۹۱ [ ۲۱:۳۰]
    محل سکونت
    فضا
    نوشته ها
    59
    امتیاز
    380
    سطح
    1
    Points: 380, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 86 در 60 پست
    حالت من
    Moteajeb

    New 1 باوري نيكو كه به زندگي ما معنا مي*دهد

    جام جم آنلاين: براي بسياري از انسان*ها گاهي اين مساله ايجاد مي*شود كه آيا زندگي ما هدف و مقصودي دارد يا سراسر پوچ و بي*معناست. اين مساله، يك مساله حياتي در زندگي است و مي*تواند مبناي بسياري از پرسش*هاي ديگر در باب اخلاق، دين، جامعه و... باشد.

    يكي از پاسخ*هاي مطرح و داراي كاربرد بسيار مطلوب به اين پرسش، پاسخي است كه از ناحيه دين وحياني ارائه مي*شود و داراي انسجام و هماهنگي است و آن اعتقاد به حيات اخروي است. در اين مقاله اين مساله و اين پاسخ و برخي پاسخ*هاي ديگر مورد بررسي قرار گرفته*اند.
    ديدگاه*هاي روح*باور
    ديدگاه*هاي روح*محور درباره معناي زندگي قائل به اين مطلب هستند كه معنا زاييده برقراري ارتباطي خاص با ماهيتي غيرفاني و معنوي است كه تا وقتي فرد زنده است، حد واسط بين او و جسمش محسوب مي*شود و پس از مرگ نيز تا هميشه باقي خواهد ماند.
    اين ديدگاه مي*گويد اگر كسي از برقراري ارتباط با روح خود عاجز باشد، آن*گاه حيات او بي*معني خواهد بود. دو مبحث اصلي بر ديدگاه روح*محور متوقف است.
    مورد نخست باور مردم عادي است كه بازتاب آن در آثار لئو تولستوي نيز ديده مي*شود. تولستوي بر اين باور بود براي آن كه زندگي معنادار شود، بايد انسان طي آن كارهاي باارزشي انجام دهد و هيچ چيز باارزش نخواهد بود مگر آن كه تغييري ثابت و هميشگي در دنيا به وجود آورد.
    لازمه اين امر نيز برخورداري از وجودي فناناپذير و معنوي است. ديگر منتقدان مي*گويند براي به جا گذاشتن اثرات نامتناهي، نيازي نيست فرد فناناپذير باشد و همين كه خداوند وجود فاني انسان را به طريقي براي هميشه حفظ كند، كفايت مي*كند.
    ديگر موضوعی كه در باب نظريه روح*محور معناي زندگي مطرح شده، به اين قضيه بر*مي*گردد كه وجود روح براي برقراري عدالت غايي الزامي است، عدالتي كه خود پيش*فرض معنامندي حيات است.
    وقتي دنياي ديگري وجود نداشته باشد كه ناعدالتي*ها در آن توسط خداوند عقاب داده شوند، زندگي دشوار و رنج*آلود درستكاران و حيات پيروزمندانه و خودكامه بدكاران بي*معني مي*نمايد. به نظر مي*رسد اصل كمال درونمايه اصلي دو بحث فوق را تشكيل مي*دهد.
    شايد دليل اصلي تولستوي در بيان ارزشمندي زندگي ابدي اين است كه لازمه معنامندي زندگي، ارج نهادن به اموري باارزش*تر از مسائلي مثل لذت و شهوت است.
    ديگر آن كه دليل پافشاري تولستوي بر فناناپذيري روح، ضروري پنداشتن پاداش دادن به نيكان و برآوردن عالي*ترين نياز روحي آنها ـ ابقاي نامحدود و هميشگي روح ـ از سوي وي است. از اين دو بحث اين*گونه برمي*آيد كه فناناپذيري انسان لازمه تحقق كليدي*ترين پيش*فرض انساني براي نيل به معناي ابدي است.
    البته اين دو بحث عاري از مشكل و ايراد نيز نيست؛ به اين معني كه هر دوي آنها معنامندي زندگي را منوط به فناناپذيري مي*دانند، اما در نهايت بر ضرورت داشتن روح تاكيد نمي*كنند، اگر فردي روح داشته باشد، آن*گاه طبق تعريف ابدي و فناناپذير خواهد بود؛ اما اگر كسي فناناپذير باشد، نمي*توان گفت او الزاما روح دارد.
    شايد اعتقاد برخي گروه*ها به تناسخ و پيوستگي گردش روح در بدن*هاي مختلف را بتوان به*عنوان يكي از نمونه*هاي فناناپذير بودن روح عنوان كرد. در اين نوع باورها فرد براي فناناپذيري، نيازمند وجودي غيرمادي نيست. پس چه دليلي دارد بگوييم افراد براي معنامندي حيات و زندگي*شان نيازمند روح هستند؟!
    شايد به منظور يافتن پاسخ قانع*كننده براي اين پرسش لازم باشد انديشه*هاي روح*محور را به كناري گذاشته و دست به دامان عقايد پيچيده*تر شويم؛ عقايدي كه هم وجود روح و هم وجود خداوند را براي معناداري حيات الزامي بدانند. بهترين دليل براي اين*كه بگوييم فرد براي معنامندي زندگي*اش نيازمند روح است، اين است كه بپذيريم معنا محصول پيوند انسان با خداوند در حوزه*هاي غيرمادي نظير بهشت است.
    افرادي مثل لئو تولستوي، توماس آكويناس و ديگران قائل به اين مطلب هستند. دليل ديگر آن است كه قبول كنيم معنا از ارج نهادن به حوزه*هاي غيرمادي و خدايي موجود در جسم محدود انسان ـ مثلا روح وي ـ نشات مي*گيرد.

    نكته: معنا زاييده برقراري ارتباطي خاص با ماهيتي غيرفاني و معنوي است كه تا وقتي فرد زنده است، حد واسط بين او و جسمش محسوب مي*شود و پس از مرگ نيز تا هميشه باقي خواهد ماند

    منتقدان ديدگاه*هاي خدامحور اين اعتقاد را زير سوال مي*برند كه فناناپذيري به هر نحو يا داشتن روح براي معنادار شدن زندگي لازم* است.
    آنها ضمن افراطي توصيف كردن اين عقايد، بيان مي*دارند معنا هيچ ارتباطي با زندگي هميشگي و پايان*ناپذير انسان*ها ندارد. آنها كمال را در ارج نهادن به امور ارزشمند، لذت بردن از پاداش عادلانه يا برقراري ارتباط با چيزهاي كامل و بدون نقص مي*دانند.
    منتقدان نقطه*نظرات روح*محور نيز بر اين باورند كه فناناپذيري نه*تنها لازمه معنامندي حيات نيست، بلكه براي بي*معنا كردن آن كافي است! يكي از دلايلي كه آنها ذكر مي*كنند اين است كه زندگي پايان*ناپذير ـ خواه از سنخ روحي باشد و خواه جسمي و فيزيكي ـ ناگزير به خسته*كننده شدن روزهاي متوالي و بيهوده شدن كل مقوله زندگي مي*انجامد.
    نخستين پاسخي كه براي ايرادهاي فوق به ذهن متبادر مي*شود، اين است كه فناناپذيري الزاما به ملالت*آور شدن زندگي نمي*انجامد، ديگر آن كه اين سوال نيز بايد از منتقدان فوق پرسيده شود كه آيا خسته*كننده شدن زندگي يا فقدان مشاركت مثبت و سازنده در يك مسأله، حقيقتا عامل بي*معنا شدن زندگي است؟!
    مثلا فرض كنيد كسي داوطلبانه زندگي ملالت*آور را برگزيند تا ديگران را از آن رهايي بخشد. آيا اين اقدام را نمي*توان يك فداكاري معنادار نام گذاشت؟
    ديگر بحثي كه منتقدان مطرح مي*كنند اين است كه فناناپذير بودن افراد سبب مي*شود زندگي آنها بي*معنا شود. آنها دليل اين ادعايشان را در اين مساله ابراز مي*كنند كه افراد فناناپذير ديگر تمايلي به بروز فضائل اخلاقي از خود نشان نخواهند داد.
    آنها مثلا با بي*توجهي از كنار عدالت*ورزي يا شجاعت*پيشگي عبور مي*كنند و با مهرباني ميانه*اي نخواهند داشت؛ زيرا مسائل مربوط به حيات را در معرض نابودي نديده و ممات نيز برايشان بي*معني خواهد بود.
    پاسخي كه مي*توان به اظهارات اين*گونه منتقدان داد، آن است كه اگر به فرض بهره*مندي از فضائلي مثل عدالت، شجاعت يا مهرورزي را در صورت فناناپذيري غيرممكن بدانيم، تكليف فضائل بيشمار ديگري كه ثمره خاص فناناپذيري هستند چه مي*شود؟! تازه آن*كه هيچ معلوم نيست فضائل مذكور در صورت فناناپذيرشدن انسان، معناي خود را از كف داده و وي را در چرخه*اي از روزهاي پشت*سرهم و پاياني ناپيدا محصور كنند. دسته ديگري از منتقدان نيز وجود دارند كه آگاهي از فناناپذيري انسان را دليل معنازدايي از زندگي وي *مي*دانند.
    آنها مي*گويند انساني كه فناناپذير باشد، ديگر ارزشي براي حياتش قائل نيست و در راستاي كسب فضائل تلاشي نمي*كند. در پاسخ بايد توجه داشت در اينجا هدفمان اعتقاد به زندگي پس از مرگ است نه خود فناناپذيري؛ به اين معني كه فناناپذيري در صورتي باعث خلق معنا خواهد شد كه نه در اين دنيا، بلكه در دنياي پس از مرگ محقق شود.
    طبيعي**گرايي
    در اين بخش به بيان عقايدي مي*پردازم كه اگرچه در حوزه معنويات و امور غيرمادي جايي ندارد، اما دست*كم براي عده*اي افراد معناآفرين است.
    در بين افرادي كه مي*گويند مي*توان در اين جهان مادي، زندگي معنادار را تجربه كرد، در دو مسأله اختلاف*نظر وجود دارد: اول آن كه ذهن بشر تا چه حد در معناسازي توانمند است و ديگر اين*كه معيارهاي زندگي و معنامندي حيات كه براي همه بشر يكسان است، چه مواردي را شامل مي*شود.
    ذهن*گرايان بر اين باورند كه هيچ معيار نامتغيري وجود ندارد، زيرا معنا مصنوع ذهن هر فرد بوده و به ديدگاه*ها، تمايلات، اهداف و انتخاب*هاي خود او بستگي دارد. آنها معتقدند يك شيء يا مساله زماني براي يك فرد حائز اهميت و معنادار خواهد بود كه وي وجود آنها را پذيرفته و در صدد دستيابي به آنها باشد.
    در سوي ديگر ماجرا ماده*گرايان وجود دارند. آنها برعكس معتقدند معيارهاي ثابتي از معنامندي وجود دارد و دليلش اين است كه معنا مستقل از ذهن و باور هر فرد است. آنها معنا را اصلي حقيقي و ملموس مي*دانند كه وجود خود را وامدار ذهن و گرايشات تك**تك افراد نيست. به*زعم ماده*گرايان علت معناداري امور، ماهيت ذاتي آنهاست كه اين ماهيت مستقل از باورهاي هر فرد عمل مي*كند.
    البته در اينجا منطق حكم مي*كند نظريه سومي متشكل از آميزه*اي از دو نظريه ذهن*گرايي و ماده*گرايي ارائه كرده و طي آن معنا را محصول باورهاي مشترك تمام انسان*هاي كره خاكي بينگاريم.
    البته اين نظريه بينابيني در بحث حاضر جايي ندارد و به اين سبب از مطرح كردن آن خودداري مي*كنيم. در بين پاسخ*هاي بررسي شده ديدگاه روح*باورانه اديان الهي از منسجم*ترين پاسخ*ها به مساله معناي زندگي است.
    شعار من=باید دنبال شادی گشت اما غم ها خودشان مارا پیدا میکنند...Hidden Content

  2. کاربر روبرو از پست مفید *mahdis masterpis* سپاس کرده است .

    maneli (چهارشنبه ۱۵ آذر ۹۱)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. لكنت زبون(طنز جالبه بخوني ضرر نميكني)
    توسط Am0o F@r!D در انجمن جالب و خنده دار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۲۶ مرداد ۹۱, ۲۰:۲۸
  2. يكمي بخنديم.
    توسط saman در انجمن مطالب طنز
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۱۷ مرداد ۹۱, ۱۲:۴۱
  3. سكوت ميكنم
    توسط DayaN در انجمن متن های عاشقانه
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۱, ۱۴:۰۹

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •