شبم _ گاه و بیگاه_ نورم تویی
معمای نزدیك و دورم تویی
ز عالم گذشتم ولی از تو نه!
گذرگاه صعب*العبورم تویی
از این غیبت تلخ جان می*برم
از آن*جا كه شورم، شعورم تویی
تو میتابی از مشرق سینه*ام
اگر شاعرم من، شعورم تویی!
تمام غمم را دلت گوش كرد
شگفتا كه سنگ صبورم تویی
ز روز ازل با تو راه آمدم
سرانجام این راه دورم تویی!
فــروغ فـــرخزاد