دکتر محسن رضایی در سفر خود به شهر در میان سخنان خود برای حاضرین به ذکر خاطره ای از سردار شهید مهدی باکری پرداخت:
آقا مهدی در دجله مسئولیت منطقه ای را بر عهده داشت که نزدیک اتوبان بغداد بود. در دجله منطقه ای بود که کیسه های مارپیچ رفته بود و آقا مهدی مسئولیت داشت که آن نقطه را بگیرد و حفظ کند و اگر موفق می شد چون دجله در مجاورت اتوبان بغداد _ بصره بود، شهر بصره آزاد می شد. آن منطقه شش روز دست آقا مهدی بود و صدام دستور داد که هر چه آتش هست بر سر این کیسه ها می ریخت. منطقه ای حداکثر 2.5 در یک کیلومتر را که شبیه یک شبه جزیره کوچک بود که ما رزمندگان به آن کیسه ای می گفتیم.

Click here to view the original image of 900x300px.
[IMG]********www.sabokbalan.com/4images/data/media/3/bakeri.jpg[/IMG]
یک ساعت به یک ساعت با آقا مهدی تماس می گرفتم و می گفت برادر محسن خوبم و محکم ایستاده ام در همان زمان حاج احمد آقا با من تماس گرفت و پیام امام به فرمانمدهان را برای من خواند. امام فرموده بودند «ما محکم ایستاده ایم، شما هم محکم بایستید»

این پیام حضرت امام بیشتر برای آقا مهدی بود. بیسیم را گرفتم و به آقا مهدی گفتم الان پیام امام آمد و پیام را برایش خواندم. آقا مهدی گفت: مطمئن باش تا آخرین لحظه ایستاده ام.

محسن رضایی در ادامه گفت: جنگی که در این کیسه ها صورت گرفت در خیلی از مناطق جنگی صورت نگرفت که در آخرین لحظات آقا مهدی به شهید احمد کاظمی گفته بود: «آنقدر اینجا زیباست که اگر بیایی هیچ وقت مایل نیستی برگردی، اینجا جایی است به زیبایی بهشت که بهترین جای عالم است» و تا احمد کاظمی تلاش کرده بود برسد که آقا مهدی شهید شده بودشاید هم در حال پرواز بود. آقا مهدی مانند حضرت ابوالفضل که در کنار رود فرات شهید شده بود در وسط رودخانه دجله شهید شد و دجله آقا مهدی را با خودش برد و به دریاهای آسمان متصل کرد...

(روایت آقا محسن رضایی از آقار مهدی، برگرفته از سایت شخصی دکتر محسن رضایی)