کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: معناى آيه شريفه «لااكراه فى الدين» چيست؟

  1. #1
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۲۹ شهریور ۹۶ [ ۰۲:۲۳]
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,302
    امتیاز
    42,397
    سطح
    1
    Points: 42,397, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 57.0%
    دستاوردها:
    Three FriendsYour first GroupCreated Album picturesCreated Blog entryTagger First Class
    نوشته های وبلاگ
    134
    سپاس ها
    1,362
    سپاس شده 1,583 در 1,016 پست
    حالت من
    Zodranj

    معناى آيه شريفه «لااكراه فى الدين» چيست؟

    معناى آيه شريفه «لااكراه فى الدين» چيست؟

    پاسخ: دين داراى سه بخش اعتقاد قلبى، اقرار زبانى و عمل به دستورات دينى است. اما ركن اساسى دين اعتقاد قلبى و باور است. و به همين دليل هيچكس را نمى توان مجبور به پذيرش اعتقادى خاص كرد. معتقدات هر كس در صندوقچه فكر و قلب اوست كه براى كسى دسترسى به آنجا ممكن نيست. و معناى آيه شريفه بيان همين امر واقعى و تكوينى است كه گوهر دين قابل اكراه و اجبار نيست.



    ویرایش توسط nasim.h : پنجشنبه ۲۶ بهمن ۹۱ در ساعت ۰۰:۲۳


    هر جمعه برایت نامه ای می نویسم و خود خوب میدانم که چرا نمی آیی!!!
    چون می دانم که خوب میدانی که خط همه نامه هایم کوفی است!



  2. 2 کاربر از پست مفید nasim.h سپاس کرده اند .

    ТØЯИДDØ (سه شنبه ۲۴ بهمن ۹۱),Mohsen_Lucky20 (سه شنبه ۲۴ بهمن ۹۱)

  3. #2
    کاربرفعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۲۹ شهریور ۹۶ [ ۰۲:۲۳]
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,302
    امتیاز
    42,397
    سطح
    1
    Points: 42,397, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 57.0%
    دستاوردها:
    Three FriendsYour first GroupCreated Album picturesCreated Blog entryTagger First Class
    نوشته های وبلاگ
    134
    سپاس ها
    1,362
    سپاس شده 1,583 در 1,016 پست
    حالت من
    Zodranj

    امّا در مرحله گفتار و عمل آيا اجبار كردن مجاز است يا نه؟ اين بحث را بايد در دو مرحله دنبال كرد:
    الف ـ آيا كسى را كه اسلام نياورده، مى توان وادار كرد كه اقرار به اسلام كند يا مقررات دينى را رعايت كند؟
    ب ـ آيا يك مسلمان را مى توان الزام كرد كه دستورات دينى را مراعات نمايد؟
    درباره دسته اول بايد گفت اسلام بعضى اديان و مذاهب را به رسميت شناخته است. قدر مسلّمِ اين اديان، يهوديت، مسيحيت و دين زرتشت است كه پيروان آن ها به عنوان اهل كتاب و ذمّه بر طبق مقرّراتى خاص مى توانند تحت حكومت اسلامى زندگى كنند. حتى كفّار هم اگر معاهَد (ملتزم به معاهده و قرارداد) باشند، مى توانند در مملكت اسلامى زندگى كنند. اسلام هيچگاه به يهودى يا زرتشتى نمى گويد نماز بخوان يا طبق دستور اسلام ازدواج كن و غيره.
    دسته ديگر از غيرمسلمان ها كفّار حربى و اهل عناد و جنگ هستند كه در صورت درگير شدن بايد با آنها جنگيد تا تسليم شوند.
    و اما درباره دسته دوم؛ يعنى مسلمانان بحث بر سر اين است كه آيا مسلمان مى تواند بگويد دوست دارم علناً در خيابان و كوچه و مغازه شراب بنوشم، يا مايلم قماربازى كنم، دوست ندارم حجاب شرعى را عمل كنم، دوست دارم بر عليه اسلام تظاهرات كنم؟ كسانى پنداشته اند كه با استفاده از حق آزادى مى توان چنين كارهايى را مجاز دانست و گاهى در مقام جدال مى گويند: مگر در صدر اسلام هم كسانى مثل ابن ابى العوجاء وجود خدا را انكار نمى كردند؟ مگر به امام معصوم نسبت گناه نمى دادند؟ و... مگر در قانون اساسى اين آزادى ها تضمين نشده است و...

    پاسخ آن است كه خير، اسلام جلوى تظاهر به فسق را مى گيرد. آزادى عمل و بيان در اسلام نامحدود نيست. هر عمل و گفتارى را نمى توان در حكومت اسلامى انجام داد. تشريع امر به معروف و نهى از منكر براى رعايت مرزهاست ويكى از علل تأسيس حكومت در اسلام جلوگيرى از محرّمات و تخلّفات دينى است. اسلام در مواقعى و تا حدودى دخالت در امور ديگران و محدود كردن انسان ها را اجازه داده و بلكه لازم دانسته است. تمام سخن بر سر تعيين حدود آزادى است.

    خلاصه اينكه اسلام مبارزه با اسلام و توطئه عليه نظام و تجاهر به فسق را اجازه نمى دهد و با اين امور با نهايت شدّت مخالفت مى كند. اسلام در جاى خود رحمت و رأفت و مدارا و تسامح و در جايى ديگر شدت و غلظت و خشونت و سخت گيرى را روا مى دارد. در اسلام بتى بنام آزادى و دموكراسى كه بالاتر و برتر از دين باشد، وجود ندارد.

    در فرهنگ غربى دين تنها در حدّ يك سرى توصيه هاى اخلاقى است؛ مانند سفارش هاى يك حكيم و واعظ كه بعضى از مردم عمل مى كنند و برخى ديگر هم عمل نمى كنند. گناهكار هم خود مى داند و كشيش و كليسا و خدايش.
    همان گونه كه اگر كسى دروغ بگويد يا غيبت نمايد او را بازداشت نمى كنند، شرابخوارى و قماربازى و عريان گردى هم چنين است. لذا اگر به زن نيمه عريانى بگويند چرا اينگونه به كوچه و خيابان آمده اى پاسخ مى دهد، به شما ارتباطى ندارد و اصلا به چه حقّى به خود اجازه مى دهيد كه در امور ديگران دخالت كنيد، و چه بسا كار به شكايت و دادگاه هم بينجامد.

    در ممالك اسلامى و جامعه ما نيز رفته رفته بعضى به دنبال چنين نگرش و آزادى اى هستند. در حالى كه جامعه ما با جامعه غربى و اسلام با مسيحيّت مطرح در آنجا بسيار تفاوت دارد؛ زيرا همان گونه كه گفته شد در اسلام علاوه بر فريضه امر به معروف و نهى از منكر و نظارت عمومى، دولت هم بايد از تظاهر به فسق و تجاوز به حرمت ها جلوگيرى كند. ناگفته نگذاريم كه اين بحث در جايى است كه شخص در حضور ديگران و در سطح جامعه خلافى را مرتكب شود و الّا اگر كسى در تنهايى و خلوت حرامى را مرتكب شد، ديگران حقّ تفحّص و جستجو را ندارند و در صورت اطّلاع هم نبايد اسرار را هويدا نمايند زيرا سرّ افراد محترم است. مسأله حرمت تجسّس در زندگى ديگران و عدم دخالت نيز مربوط به اينگونه موارد است.

    بنابراين بين امر به معروف و نهى از منكر با عدم تجسّس در زندگى خصوصى ديگران نيز منافاتى وجود ندارد؛ زيرا بستر يكى ارتكاب خلاف در حضور ديگران و بستر ديگرى ارتكاب خلاف در خفاء و دور از چشم ديگران است.


    هر جمعه برایت نامه ای می نویسم و خود خوب میدانم که چرا نمی آیی!!!
    چون می دانم که خوب میدانی که خط همه نامه هایم کوفی است!



  4. کاربر روبرو از پست مفید nasim.h سپاس کرده است .

    Mohsen_Lucky20 (پنجشنبه ۲۶ بهمن ۹۱)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •