کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: کیف عروس تبهکار در آرایشگاه جا ماند

  1. #1
    مدیر بازنشسته

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۳۰ مهر ۹۴ [ ۱۰:۰۶]
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,642
    امتیاز
    63,652
    سطح
    1
    Points: 63,652, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryCreated Album picturesRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    17
    سپاس ها
    33
    سپاس شده 1,824 در 979 پست

    کیف عروس تبهکار در آرایشگاه جا ماند

    عروس قلابی با فریب پسر جوانی سناریوی زورگیری از یک آرایشگاه زنانه را کلید زد، غافل از این*که کیفش در صحنه سرقت جا می*ماند.

    این حادثه صبح روز یکشنبه ۲۹ بهمن ماه در بابلسر رخ داد و در جریان آن عروس و داماد قلابی اقدام به سرقت طلاهای مدیر یک آرایشگاه کردند.
    بنا بر این گزارش، ساعت ۸ و ۳۰ دقیقه بود که ساکنان محله*ای در منطقه مرکزی بابلسر باشنیدن فریاد*های کمک خواهی مدیر یک آرایشگاه به کوچه دویدند.

    مدیر آرایشگاه در حالی که آثار و نشانه*های درگیری و خراشیدگی*هایی درصورتش دیده می*شد با کلماتی بریده ادعا کرد از سوی زوج جوانی تحت زورگیری قرار گرفته و همه طلاهایش به سرقت رفته است.

    دقایقی بعد با تماس تلفنی یکی از ساکنان منطقه اکیپی از کارآگاهان بابلسر خود را به محل حادثه رسانده و تحقیق در این باره را آغاز کردند.
    زن جوان - مدیر آرایشگاه زنانه - در حالی که هنوز از حالت شوک خارج نشده بود درباره چگونگی وقوع حادثه به پلیس گفت: صبح در آرایشگاه بودم که دختر جوانی داخل شد. وی ادعا کرد امروز نامزدی*اش است و می*خواهد من وی را آرایش کنم.

    وی ادامه داد: پذیرفتم. دختر جوان گفت باید برود و نامزدش را هم با خود بیاورد تا درباره نحوه و میزان آرایش نظر بدهند چون وی بسیار حساس است و نمی*خواهد بعداً به مشکل بخورند.

    مدیر آرایشگاه ادامه داد: گفتم اشکالی ندارد. این زن رفت و ساعتی بعد با مرد جوانی که می*گفت نامزدش است برگشت.

    وی در ادامه گفت: با خوشرویی از آنها پذیرایی کردم. در حال صحبت کردن درباره موضوع کارمان بودیم که ناگهان پسر جوان به بهانه*ای از روی صندلی بلند شده و به سمت در ورودی رفت. نمی*دانستم می*خواهد چه کار کند. در همین هنگام دیدم در را از پشت قفل کرده و کاردی را از زیر لباسش بیرون آورد.
    از اتفاقی که در حال رخ دادن بود شوک*زده و متعجب شدم. آنها با خشونت زیاد همه طلاها و وسایل با ارزش موجود در آرایشگاه را برداشتند.

    زن آرایشگر ادامه داد هنگام ترک آرایشگاه می*خواستند مرا داخل سرویس بهداشتی بیندازند ولی مقاومت کردم و در جریان درگیری کوچکی که بین ما رخ داد کیف کوچکی از عروس قلابی روی زمین افتاد.

    این زن ادامه داد: آنها با عجله آرایشگاه را ترک کردند من نیز که در جریان درگیری با آنها کمی زخمی شده بودم با فشار توانستم خودم را از سرویس بهداشتی خلاص کنم. خوشبختانه آنها متوجه افتادن کیف کوچک کف آرایشگاه نشده بودند. داخل کیف را بررسی کردم دیدم که مدارک شناسایی مربوط به یک دختر ۲۲ ساله*ای به نام فاطمه بود.

    ماموران با توجه به نشانی*هایی که از طریق مدارک بر جای مانده در آرایشگاه از خانه عروس قلابی به دست آورده بودند آنجا را به محاصره خود در آورده و دختر جوان را بازداشت کردند.

    فاطمه وقتی در برابر زن آرایشگر قرار گرفت، زورگیری از آرایشگاه را به گردن گرفته و گفت: آن روز وقتی برای آرایش به محل آرایشگاه مراجعه کردم با دیدن النگوها و طلاهایی که زن آرایشگر به همراه داشت وسوسه شدم بنابراین نقشه زورگیری از آنجا را طراحی کردم.

    ابتدا در آرایشگاه ادعا کردم که قرار است امشب مراسم نامزدی*ام برگزار شود. چون شوهرم آدم حساسی است باید خودش به آرایشگاه آمده و میزان و نحوه آرایش را برای آرایشگر توضیح دهد. سپس برای عملی کردن نقشه*ام دقایقی را در خیابان*های شهر پرسه زده و جوانی را برای همراهی انتخاب کردم.

    وی ادامه داد:وی را با وعده پول و طلا فریب داده و با خود همراه کردم.

    وقتی نزد آرایشگر برگشتیم وی تنها بود بنابراین با اطمینان از این*که به آسانی قادر به اجرایی کردن نقشه*ام خواهم بود طلاهایش را گرفتیم اما نمی*دانستم کیف مدارکم در داخل آرایشگاه جا مانده است.

    ماموران با توجه به طرح این ادعاها از سوی عروس قلابی، با ارسال پیامک*هایی برای همدست وی این مرد را نیز ردیابی و بازداشت کردند.
    به دستور سیدیوسف مطهری*نیا- دادستان بابلسر – عروس و داماد قلابی تا انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار ماموران آگاهی قرار گرفته*اند.

    پلیس احتمال می*دهد که این دو زن و مرد در سرقت*های دیگری نیز دست داشته باشند، بنابراین از کسانی که با این شیوه مورد سرقت و دستبرد قرار گرفته*اند خواست تا برای شناسایی متهمان به آگاهی بابلسر مراجعه کنند.
    اشک در چشمان من طوفان غم دارد ولی
    خنده بر لب میزنم تا کس نداد راز من

  2. کاربر روبرو از پست مفید niloofar سپاس کرده است .

    وکیل (دوشنبه ۰۷ اسفند ۹۱)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •