کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: جدیدترین جملات یکی از فانتزی هام اینه که..

  1. #1
    مدیر کل سایت

    آخرین بازدید
    شنبه ۰۸ اردیبهشت ۹۷ [ ۱۷:۱۶]
    محل سکونت
    من همان خاکم که هستم.
    نوشته ها
    2,502
    امتیاز
    106,558
    سطح
    1
    Points: 106,558, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Created Album picturesCreated Blog entryTagger First ClassThree FriendsOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    27
    سپاس ها
    2,982
    سپاس شده 2,543 در 1,268 پست
    حالت من
    Khejalati

    Talking جدیدترین جملات یکی از فانتزی هام اینه که..

    یکی* از فانتزیام اینه که یه پتو اختراع بشه که سوراخ سوراخ باشه ، واسه ماهایی که همیشه گرممونه ولی* بی* پتو هم خوابمون نمیبره
    خخخخخخ
    ::
    ::
    یکی از فانتزیام اینه که اگه این ترم مشروط شدم و بابام گفت چرا ؟ دستشو میگیرم می برم دانشگاه ردیف آخر میشینیم . بعد کلیپسای شصت سانتی این دخترارو نشونش میدم میگم چیزی رو تخته می بینی ؟ تو بودی مشروط نمیشدی ؟ از خدا بترس !
    بعد یه سیگار روشن میکنم با بغض و مظلومانه میرم سمت غروب آفتاب و تو افق ناپدید میشم !
    ::::یکی دیگه ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
    یه ماشینه لامبورگینی داشته باشم . بعد یه روز که میرم بانک واسه چک کردن حـسابم ، همون موقع یه سرقت خفن انجام بشه !
    بعد یکی از اون دزدا اسلحه شو بگیره سمت یه مشتری دختر
    بعد من برم به دزده بگم : دِ عاخه لا مـروّت ، چرا سمت ضعیفه اسلحه میکشی ؟
    شــَــق بخوابونم زیره گوشش اونم عصبانی بشه یه گلوله حرومم کنه . . .
    بعد وختی که دارم جون میدم دخـدره بیاد سرمو بزاره رو پاش بعد با گریه بگه چــرا !
    ما میتونستیم با هم خوش بخت بشیم ، چـرررررا !
    بعد من یه لبخند نَـــرم بزنم و بگم
    اونجا رو نگا کن اون نوره سفیدُ چه قشنگه . . .
    اونم سرشو برگردونه بگه کو ؟ کجا ؟
    بعد تا سرشو برگردونه من دیگه تموم کرده باشم !
    سوال شده که اون ماشین لامبورگینی چیه ؟!
    هیچی گول خوردین ماشین لامبورگینی نکته انحرافی بود
    مسخره هم خودتی !
    خخخخخخ
    ::
    ::
    یکی از فانتزی هام اینه که راننده تاکسی باشم بعد یه مسافر سوار کنم و تو یه جای شلوغ پیادش کنم و وقتی که پیاده شد کیفش رو جا بزاره و وقتی کیف رو که میگیرم دستم یه صدای جیک جیک ازش بشنوم و وقتی که خوب نگاش کنم ببینم یه بمب توشه ، منم سریع گازش رو بگیرم خودم رو برسون به دریایی که نزدیک اون منطقست و گازشو بگیرم ماشینو با بمب پرت کنم تو دریا منم خودم قبل از اون بپرم پایین و همین که ماشین افتاد تو اب منفجر بشه و همین که بلند شدم مردم شروع کنن به دست زدن برام ؛ منم با غرور تمام تو افق به سمت اداره بیمه محو بشم !
    ::
    ::
    ورژن جدید فانتزیم اینه که :
    .
    از افق ظاهر بشم .
    محو شدن خعلی خز شده
    ::
    ::
    یکی از فانتزیام اینه که یه بار بلیط هوا پیما برا کیش بگیرم . بعد وقتی میرم فرودگاه مامورای فرودگاه منو اشتباهی بفرستن سوار یه هوا پیما دیگه بشم . منم بی خبر از همه جا ( تا رفتم تو هواپیما گرفتم خوابیدم )
    یدفه تا از هواپیما پیاده میشم ببینم که تو فرودگاه جزایر قناریم . بعد برم لب ساحلش خودمو محو کنم آخ که چه حای میده
    ::
    ::
    یکی از فانتزیام اینه که یه پیکان ۴۸ خسته بخرم بعد باهاش برم پشت چراغ قرمز بقل یه فراری ۴۵۸ وایسم با بوق ده یازده یه بوق بزنم و اشاره کنم شیشو بده پایین و بهش بگم پایه ی کورس تا چراغ بعدی هستی ؟ سر ماشینامون !
    بعد یارو هم قبول کنه !
    چراغ که سبز شد یک ثانیه بعد از اون راه بیفتم و در کمال ناباوری ازش جلو بزنم
    اونم سر چهارراه بعدی بیاد جلو ماشینم و از ماشینش پیاده شه و سوییچشو بده بهم منم قبول نکنم و با پیکانم از صحنه محو شم
    ::
    ::
    کی از فانتزیام اینه که کنکور اول بشم بعد خبرنگارا بیان حمله کنن سمت من . بعدش تو ازدهام جمعیت محو شم برم پی کار خودم
    ::
    ::
    معدل این ترممو حساب کردم دارم وسایلمو جمع میکنم راهی شم سمت افق D:
    ::
    ::
    یکی از فانتزیام اینه که پورشه پانامرا دیدم باعجله سوار شم
    بگم چرا دیر اومدی
    بعدش که راننده رو دیدم بگم : ااا ببخشید فک کردم بابامه !
    بعد پیاده شم
    ::
    ::
    یکی از فانتزیم اینه چند سال دیگه تو اوجِ فانتزی گفتن فانتزی رو ببوسم بذارم کنار عرصه رو واسه جوونترا باز بذارم برم یه گوشه بشینم فقط فانتزیها رو نقد و بررسی کنم ! نقاط ضعف و قوتشون رو بهشون گوش زد کنم .طرفدارها هم لقب پدر فانتزی رو بهم بدن بعد بیان بغلم کننو بندازنم بالاهمین که انداختن بالابمب دود زا بزنم تو دود محو بشم . . .
    ::
    ::
    روابط عمومی افق اعلام کرده که ظرفیت افق تکمیل شده !
    .
    برید یه جای دیگه محو بشید لطفا !
    ::
    ::
    یکی از فانتزیام اینه :
    یه تور برا ۵ شنبه جمعه ها به مقصد افق راه بندازم هر ۵ شنبه مشتریامو ببرم تو افق محوشون کنم )
    ::
    ::
    یکی از فانتزیام اینه که :
    اسم بابا رو بنویسم واسه کنکور بعدش هی بهش بگم ” درس بخون ! ”
    ::
    اس ام اس درباره فانتزی
    ::
    رفتم نون فانتزی بگیرم به یارو میگم نون فانتزی داری ؟
    بر گشته داد می زنه میگه برو فانتزیو از عمت بگیر پدر منو در آوردین ؟!
    میگم چته مشتی اعصاب مصاب نداریا !
    .
    برگشته میگه :میدونم دیگه توام یه فانتزی میخوای که باهاش تو افق محوشی
    ::
    ::
    یکی از فانتزی های دانشگاهیم اینه که با بچه ها یه برنامه بزاریم نمره ها که اومد بریم تو افق محو بشیم !
    ::
    ::
    یکی از فانتزیام اینه که اسم دخترمو بزارم مروارید ، مامانش هم که اسمش صدفه ) حتما منم جلبکم
    کلا یه خانواده دریایی درست کنیم )))





    ..*
    روی لینک تاپیک های زیر کلیک و حتما مطالعه کنید *..


    "اطلاعيه و اخبار انجمنها"قوانین انجمن"

    Hidden Content



    برای جلوگیری از بی نظمی در تاپیک ها لطفا فقط از دکمه سپاس استفاده کنید

    هنگام زدن تاپیک دقت کنید تاپیک تکراری نباشد



  2. 4 کاربر از پست مفید دنیای خاموش من سپاس کرده اند .

    ТØЯИДDØ (جمعه ۱۸ اسفند ۹۱),neda gon (جمعه ۱۸ اسفند ۹۱),salvia (جمعه ۰۹ فروردین ۹۲),ƝԈѪƩѤ (پنجشنبه ۱۷ اسفند ۹۱)

  3. #2
    مدیر کل سایت

    آخرین بازدید
    شنبه ۰۸ اردیبهشت ۹۷ [ ۱۷:۱۶]
    محل سکونت
    من همان خاکم که هستم.
    نوشته ها
    2,502
    امتیاز
    106,558
    سطح
    1
    Points: 106,558, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Created Album picturesCreated Blog entryTagger First ClassThree FriendsOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    27
    سپاس ها
    2,982
    سپاس شده 2,543 در 1,268 پست
    حالت من
    Khejalati

    یکى از فانتزیام اینه که
    برم سر کلاس هندسه ، بگم: سر زنگ هندسه میگم این درسا بسه ، کاشکى این زنگ بخوره دل به دلدار برسه ، بعد استاد از کلاس حذفم کنه ، همین که دارم از کلاس میرم تو افق محو شم بگم :
    خوب دست منو خوندى ، منو بدجورى سوزوندى ، منو مثه یه برده ، کجا ها که نکشوندى . . .
    ::
    ::
    یکی از فانتزیام اینه که بابام بفهمه سیگار میکشم ! بعد بیاد بزنه تو گوشم بگه کصافـط چرا سیگار میکشی ؟ برو آب پرتقال بخور !!
    منم بگم ، ترجیح میدم سیگاری رو بکشم که صادقانه روش نوشته : سرطان زا ؛ تا آبمیوه ای رو بخورم که روش به دروغ نوشته : ۱۰۰% طبیعی . . .
    بعد بابام اشک تو چشماش جمع بشه !
    منم یه لبخند نرمی بزنمو تو دود سیگارم برم محو بشم
    ::
    ::
    یکی از فانتزیام اینه که ﭘﯿﺮ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﯾﻪ ﻋﺼﺎ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﺍﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﮕﻢ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻡ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﮐﺘﺮﻩ یه ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﺳﻮﺋﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ ! بعد رو کنم سمت افق و توی برگای سنگفرش پارک محو بشم !
    ::
    ::
    یکی از فانتزیام اینه که توی دانشگاه یکی از اساتید تهدیدم کنه که بهت صفر میدم بعد منم در حضور همه برم جلوش سرمو بکوبم به دیوار بگم :
    منو از نمره میترسونی ؟
    من زندگیمو باختم استاد . . .
    برو از خدا بترس . . .
    ::
    ::
    یکی از فانتزی های آپدیت شدم اینه که :
    توی پرایدم بشینم پسته بخورم بعد یهو گوشیم زنگ بخوره چون جی ال ایکسِ راحت از جیبم درآد ، جواب بدم
    ::
    ::
    یکی از فانتزیام اینه که توی یه پارک شلوغ شروع کنم به دویدن و همزمان با موبایلم بگم : لعنتیا تا من نگفتم هیچکس شلیک نکنه !
    کلی آدم بیگناه اینجا هست
    طبق معمول همیشه توی افق محو بشم!
    ::
    ::
    یکی از فانتزیام اینه که تو کوچه دارم رو پایی میزنم سیگارم هم دستمه . از دور میبینم مسی و رونالدو دارم میان سمتم !
    منم بدوم برم سمتشون با یه حرکت به جفتشون لایی بزنم بعد کف کنن بگن تو چجوری این کارو کردی بگم من شاگرد استاد تهامی هستم بعدشم این که چیزی نیست توپو بندازم بالا که بخوام مثله سوباسا برگردون بزنم اما اون بالا همینجوری وایسم یهو یه صدایی بیاد بگه ادامه داستان هفته آینده . . .
    بعدش تا هفته آینده همینجوری تو هوا باشم تا اینکه توپو شوت کنم . . .
    همینجوری که توپ داره میره تو افق محو بشه منم یه کام سنگین از سیگارم بگیرم بعدش یه دفعه پووووووووف تو دود سیگارم محو بشم !!
    ::
    ::
    یکی از فانتزیام اینه که یه رانی ( ترجیحا آناناس ) بگیرم دستم بخورم چند قدم حرکت کنم
    بعد قوطی رانی رو به سمت پشت بندازم همونطوری که تیکه های آناناس دارن از قوطی
    درمیان ( با حرکت آهسته ) همه دهنشون وا بمونه بگن این کیه که اینقدر پولداره از خیر
    ته رانی گذشت !
    منم پشت سرمو نگاه نکنم و به سمت پرایدم به حرکتم ادامه بدم
    ::
    ::
    یکی از فانتزی های من اینه که برعکس همه که کم کم توی افق محو میشن
    من از افق بیام بیرون و کم کم پدیدار بشم . . .
    آرههههه !
    آرهههههه ، یه همچین آدمیم من . . . !
    ::
    ::
    همیشه یکی از این فانتزیام این بوده که مثل این فیلما دوتا بزنم تو گوش یکی !
    بعد یهو به خودش بیاد زندگیش عوض شه !
    منتها هر وقت اولیو زدم دعوا شد
    ::
    ::
    یکی از فانتزیام اینه توی آمریکا باشم ( لاس وگاس ) آواره خیابونا شم خسته و بی پول همینجوری که دارم قدم میزنم و تو فکرم و از زندگی سیر . . .
    یهو سرمو بلند کنم ببینم جلوی در یه کازینو ام با خودم بگم من دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم بعد جیبامو بگردم و یه ۵۰ دلاری (تنها پولی که دارم ) از جیبم در میارم و میرم توی کازینو و همه پولمو میدم بینگو بازی میکنم . . .
    یهو در عین ناباوری یه میلیون دلار ببرم و میلیونر شم !
    پولمو بگیرم و در حالی که همه دارن بهم حسرت میخورن از کازینو بیام بیرون . . .
    چیه منتظری محو شم ؟؟
    اصلنم محو نمیشم همه پولمو میبرم زندگیمو میکنم بعد عمری میلیونر شدم مگه مرض دارم محو شم ؟؟؟
    ::
    ::
    یکی از فانتزیام اینه که صبح از خواب پا شدم در اخبار بشنوم دلار سقوط کرده ، قیمت یک دلار شده یک ریال اونوقت با نصف حقوق یک ماهم یه بوگاتی می خرم در افق تویه گرد غبار ها محو می شم
    ::
    ::
    یکی ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﺍﺣﺖ GLX ﻣﻮ ﺍﺯ ﺟﯿﺒﻢ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻡ ﺗﻮ ﺍﻓﻖ ﻣﺤﻮ ﺑﺸﻢ
    ::
    ::
    یکی از فانتزیام اینه که دکترای کامپیوتر ( شاخه نرم افزار + شبکه ) داشته باشم بعد یه روز صبح که دارم میرم بیرون در پارکینگو که باز میکنم که برم بیرون همزمان دختر همسایمون با ماشین بخواد بیاد داخل ، بعد ماشینامون شاخ به شاخ بشن و از تو ماشین به هم خیره بشیم بعد عاشق بشیم بعد همون موقع همینجوری الکی به ضرب گلوله کلت کمری کالیبر ۵۰ کشته بشم و دختره پیاده بشه بیاد بغلم کنه بگه عزیزم تنهام نذار . . .
    منم در حالی که دارم جون میدم به افق خیره بشم بعد تموم کنم !
    سوال شده که چرا دکترای کامپیوتر داشته باشم ؟ به نکته خوبی اشاره کردید ولی ۱۰۰ بار گفتم تو مسائلی که به شما مربوط نیست دخالت نکنین ! روحمم که رفت همون جای همیشگی تو افق . . .
    ::
    ::
    چندتا فانتزی واسه بابام خوندم ، گفت جا این قرطی بازیا نمره ها امتحانتتو نشونم بده کافیه افتاده باشی اول افقیت میکنم بعدم میفرستمت افق . .
    ::
    ::
    باور کنید ثروت آرامش نمیاره !
    مثلا منی که ماشینم” پرایده “و گوشیم جی ال ایکسه و هر شب مرغ میخورم و تو افق هم ویلا دارم !
    فک میکنین آرامش دارم ؟!
    من حاضر بودم همه چیمو بدم یه لحظه آرامش شما رو داشته باشم !
    هی روزگار . . .
    ::
    ::
    میگن تو جهنم یه سرى دود هست هر چى میری توش محو نمیشى !
    تازه افقم نداره !
    خخخخخخخ
    ::
    ::
    یکی از فانتزیام اینه بمیرم بعد عکسمو که دارم لبخند میزنم و یه خط سیاه کنارشه بزارن تو سایت ، بعد شما کامنت بزارین : روحش شاد خیلی آدم با حالی بود
    ::
    ::
    یکی از فانتزیام اینه یه نوشابه بخرم گازشو بگیرم برم شمال . . . !

    ::
    ::
    یکی از پیچیده ترین فانتزیام اینه که بفهمم چرا به الویه میگن سالاد الویه ؟
    منبع:smsjoks.ir




    ..*
    روی لینک تاپیک های زیر کلیک و حتما مطالعه کنید *..


    "اطلاعيه و اخبار انجمنها"قوانین انجمن"

    Hidden Content



    برای جلوگیری از بی نظمی در تاپیک ها لطفا فقط از دکمه سپاس استفاده کنید

    هنگام زدن تاپیک دقت کنید تاپیک تکراری نباشد



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •