کانال تلگرام فال و طالع بینی

در تمام بخش ها مدیر فعال ( با سابقه فعالیت در انجمن های دیگر ) می پذیریم ، با ما تماس بگیرید. انجمن پیچک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: جایی ک در ان زندگی میکنیم

  1. #1
    مدیر انجمن

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۰۸ تیر ۹۶ [ ۲۳:۳۵]
    محل سکونت
    زیر بارون بدون چتر
    نوشته ها
    490
    امتیاز
    21,296
    سطح
    1
    Points: 21,296, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryThree FriendsYour first GroupCreated Album pictures10000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    313
    سپاس ها
    1,267
    سپاس شده 1,365 در 535 پست
    حالت من
    Khonsard

    جایی ک در ان زندگی میکنیم

    اوضاع خيلي خوبه
    پسر دايم 27 سالش بود 6 سال بود نامزد بود يكي رو ميخواست
    بهش كار ندادن باباي دختره داد به يه نفر ديگه پسر دايم خودشو كشت
    پدر بزرگم سالي 2بار مكه ميره ولي يه بار نيومد دست نوه اش رو بگيره.
    داداشي اوضاع خيلي عاليه
    دختره با نامزدش تا دم دانشگاه ميره داخل دانشگاه با n نفر
    ديگه هم هست
    داداش جونم اوضاع حرف نداره
    چند نفري 3000ميليارد تومن اختلاس كردن ككشونم نگزيد
    داداش اوضاع از اين بهتر نميشه

    پسراي سرزمينت ابروهاشونو برميدارن مثل دخترا
    داداش اوضاع خيلي قشنگه

    مردم همديگرو فوش مادر ميبندن

    داداش اين مرد با سنش به خاطر اينكه پيش زن و بچه اش

    شرمنده نشه شبا هم كار ميكنه
    داداش گل نخريدن ازش هيچ بدجوري هم دلش رو شكستن...

    داداش ميگن فقط شبكه BBc نبود كه عكس بگيره اينجوري به

    يتيم ها كمك ميكنن مثل امام علي مخفيانه نميرن كه نشناسنشون
    داداش شما رشادت كردين ولي جومونگ شد سنبل رشادت.....

    داداش قويترين مرد جهان رو يه نوجوان 17 ساله كشت..
    داداش يه♥♥ مـــــــادر♥♥ چندتا بچه رو نگه ميداره آخ نميگه

    اما چندتا بچه يه
    ♥♥ مـــــــادر♥♥ رو نگه نميدارن..
    داداش دختره سن كم داره كار ميكنه كه شما به خاطر

    آسايش اينا از خودتون گذشتين
    داداش سالي چند تا از اين حادثه ها داريم...
    يه مرد زن و بچه اش رو تو اسيد سوزوند
    چشماي جفتشون از كاسه دراومد.
    داداش تو مصرف مواد مخدر اول شديم...

    داداش آذربايجان خيلي سرده ....
    داداش اين كوچولو تو جوب هاي كشورت پيدا شد ببين چه اوضاع خوبه
    داداش اين بچه تو سرما خوابش برد ميبيني شهر چقدر ساكته؟؟؟

    هيچكي توجه نميكنه....
    داداش اوضاع خيلي بهتر از ايناست به قول اون خواننده
    ...<<همه چي آرومه من چقدر خوشبختم>>..
    ما تو این جامعه .زندگی میکنیم
    متاسفم
    سلام دوستان میدونم این تصاویر تکراریست واز تاریخ گذشته اند اما هنوز وجود دارد وهر روزه از این دست اتفاق ها زیاد میافته اما گاهی اوقات ماها به یه تلنگر نیاز داریم میدونم کارمون از این حرفا گذشته ودر خواب به سر میبریم وحواسمون به دور برمون نیست آخه تا کی خواب...

    شرمنده دوستان نمیخواستم ناراحتتون کنم
    نمیدونم گذاشتن این مطلب اینجا درسته یا نه؟
    وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم!

  2. 2 کاربر از پست مفید ‏Mahboob سپاس کرده اند .

    ТØЯИДDØ (یکشنبه ۲۰ اسفند ۹۱),MeLoDy (یکشنبه ۲۰ اسفند ۹۱)

  3. #2
    مدیر انجمن

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۰۸ تیر ۹۶ [ ۲۳:۳۵]
    محل سکونت
    زیر بارون بدون چتر
    نوشته ها
    490
    امتیاز
    21,296
    سطح
    1
    Points: 21,296, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryThree FriendsYour first GroupCreated Album pictures10000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    313
    سپاس ها
    1,267
    سپاس شده 1,365 در 535 پست
    حالت من
    Khonsard
    خدايا خيلي دوستت دارم و كلي ازت ممنونم...
    ولي يه كمي دلم گرفته يعني خسته شدم نميدونم از چي بگم....
    از چي بگم....؟؟؟؟؟
    از جومونگي كه شدش يك ساله سنبل رشادت
    و ايران شدش براش مثل صندوق تجارت.....
    دنبال هنرمند وطن گشتم ديدم نيست
    فهميدم تو زيرزمين ميخونه خواب مجاز نيست....
    از گل فروش بگم� كه گلاش همه مثل خودش پژمردن ......
    خدايا بگم برات از اون دخترا كه عشق رو تو پول و ماشين ميبينن....
    از دختري كه تنها دارايش عروسكش بود....
    از كارگري كه تو دلش مونده حسرت خريد يك كيلو گوشت....
    از چي بگم...؟؟؟؟؟
    از برشكستگي يه مـــــــــــرد .......
    از تبعيض طبقاتي كه عجيب زيـــــــــاده....
    از چي بگم از زندگي تلخ و يه رفاقت شيرين.....
    از يه آغوشي از سنگــــــــــــ......
    از مزاحمت واسه نواميس خودتــــــــــــــــــــ.. ..
    خدايا ببين زمونه چي سرش مياره.....
    از شماره دادن به خواهر رفيق ......
    از خودم بگم كه دارم تو جواني حس يه پير مرد...؟؟؟؟
    خدايا نميدونم از چي بگم خودت ببين كه كارتونش واسه خودش هم كوچيكه....
    از چي بگم يكم بهم اشك بده ايزد...
    اين بچه ها با كدوم دست مشق مينويسند....
    منظورم با شماست آره تويي كه گوني گوني پول داري...

    تو كه خـــــــــــــــدا هم واسه بهشت و هوريش دوست داري ....
    خـــــــــــدايا قربون صبرت برم همه اينارو بيخيال ميشه تحملش كرد....
    ولي باور كن نميشه گريه هاي بچه اي كه داره
    �از مريضي رنج ميبره رو تحمل كرد
    به دادش برس.......
    دوستان بيايد براشون دعا كنيم خيلي سخته تحمل گريه هاشون......
    صلوات بفرستيد.....ـــــــــــــــ
    وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم!

  4. 2 کاربر از پست مفید ‏Mahboob سپاس کرده اند .

    ТØЯИДDØ (یکشنبه ۲۰ اسفند ۹۱),MeLoDy (یکشنبه ۲۰ اسفند ۹۱)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •