مشاهده RSS Feed

مطالب زیبا

امان از دست خانمها

به این مطلب امتیاز بدهید
توسط در تاریخ سه شنبه ۰۷ شهریور ۹۱ در ساعت ۱۳:۲۹ (940 نمایش ها)
[B]یک خانم 45 ساله حملهء قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود . در اتاق جراحی کم مونده بود مرگ را تجربه کند كه خدا رو دید و پرسید:[/B]
[B]آیا وقت من تمام است؟[/B]
[B]خدا گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید .[/B]
[B]بنابراين پس از بهبود يافتن خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد:[/B]
[B]1- کشیدن پوست صورت[/B]
[B]2- تخلیهء چربیها(لیپو ساکشن)[/B]
[B]3- جمع و جور کردن شکم .[/B]
[B]و صد البته به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش هم بود !!!![/B]
[B]از اونجايي كه او زمان بيشتري براي زندگي داشت از اين رو او تصميم گرفت كه بتواند بيشترين استفاده را از اين موقعيت (زندگي) ببرد.[/B]
[B]يكي دو ماه بعد ، پس اتمام آخرين عمل زيبايي بعد از مرخص شدن از بيمارستان در حالي كه ميخواست از خيابون رد بشه با يه ماشين تصادف كرد و كشته شد . !!![/B]
[B]وقتی با خدا روبرو شد او پرسید: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه[/B]
[B]فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟[/B]

[B]خدا جواب داد :[/B]
[B]اِ اِ اِ شما بوووووودی ???? چقدر عوض شدی نشناختمتون[/B]
برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات