مشاهده RSS Feed

عاشقانه

  1. گرگ دارد،میدرد

    ﺧﯿﺮﻩ ﺧﯿﺮﻩ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﻧﮑﻦ …
    ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﺳﮓ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺁﺏ ﺩﻫﺎﻥ ﻫﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺭﺍﻩ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﯼ …
    ﮔﺮﮔﯽ ﺩﺭﻭﻧﺶ ﺧﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ …
    ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ !!!
    ﻣﯿﺪﺭﺩ …
    دسته بندی ها
    شخصی , عاشقانه
  2. درد

    گاهی اونقدر خسته میشویم که خستگیمون در نمیشه ، “درد” میشه !
    دسته بندی ها
    شخصی , عاشقانه
  3. گل افتابگردون


    تمام مزرعه کافر صدایش می زدند،
    گل آفتابگردان کوچکی که عاشق باران شده بود .

    +خیلی سخته اگه حال اون گل افتابگردون رو داشته باشی!
    دسته بندی ها
    عاشقانه
  4. قلبم

    قلبم این روزها سخت درد میکند !
    کاش یک لحظه می ایستاد تا ببینم دردش چیست ؟
    دسته بندی ها
    شخصی , عاشقانه
  5. ن

    تنها یک حرف مرا آزار میدهد ، حتی یک کلمه هم نمیشود
    تنها یک حرف مرا هر روز غمگین تر میکند …
    همان یک “ن” که در ابتدای “بودنت” نشسته است ...!
    دسته بندی ها
    عاشقانه , شخصی
  6. باران ندیده !



    سهراب گفتی:چشمها را باید شست... شستم ولی !..


    گفتی: جور دیگر باید دید... دیدم ولی !....

    گفتی زیر باران باید رفت.... رفتم ولی !...

    او نه چشمهای خیس و شسته ام را..نه نگاه دیگرم را...هیچ کدام را ندید !!!!

    فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: " دیوانه باران ندیده !! "
    دسته بندی ها
    عاشقانه
  7. مترسک و آدم


    مترسک عروسک زشتی ست که از مزرعه مراقبت میکند


    و آدمی مترسک زیبایی ست که جهان را می ترساند .

    چه خوب است همانند مترسک ساده و بی ریا و در عین حال مفید باشیم.
    دسته بندی ها
    عاشقانه
  8. بغض من...

    سر میز شام به یادت می افتم!

    بغض میکنم!

    اشک در چشمانم حلقه می زند!

    همه با تعجب نگاهم می کنند...

    لبخند میزنم و می گویم:

    چقدر داغ بود...!!!
    دسته بندی ها
    عاشقانه