مشاهده RSS Feed

دسته بندی نشده

مطالب بدون دسته بندی

  1. خون دل!

    چو نای دل نوای غم عشق سر کند یارب چها که با من خونین جگر کند
    دوشم نخفت دیده ز غوغای دل که کاش
    امشب دگر فسانه غم مختصر کند
    بیچاره باغبان تو، ای بی ثمر نهال
    کو بی ثمر بپای تو عمری هدر کند
    دیشب میان گریه دل دردمند را
    گفتم خیال روی تو از سر بدر کند
    رخت از دلم ببند که توفان اشک و آه
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  2. !

    تمام غصه ها دقیقا از همان جایی آغاز می شوند که ترازو بر می داری می افتی به جان دوست
    داشتنت
    اندازه می گیری !
    حساب و کتاب می کنی !
    مقایسه می کنی !
    و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آنجا که زیادتر دوستش داشته ای ،
    ... که زیادتر دل داده ای ،
    که زیادتر گذشته ای ،
    که زیادتر ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  3. در هوایت بی*قرارم روز و شب سر ز پایت برندارم روز و شب

    در هوایت بی*قرارم روز و شب سر ز پایت برندارم روز و شب
    روز و شب را همچو خود مجنون کنم روز و شب را کی گذارم روز و شب
    جان و دل از عاشقان می*خواستند جان و دل را می*سپارم روز و شب
    تا نیابم آن چه در مغز منست یک زمانی سر نخارم روز و شب
    تا که عشقت مطربی آغاز کرد گاه چنگم گاه تارم روز و شب
    می*زنی ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  4. دوست ندیدم!

    به تیره بختی خود کس نه دیدم و نه شنیدم
    ز بخت تیره خدایا چه دیدم و چه کشیدم
    برای گفتن با دوست شکوه ها به دلم بود
    ولی دریغ که در روزگار دوست ندیدم
    دگر نگاه امیدی به سوی هیچ کسم نیست
    چرا که تیر ندامت بدوخت چشم امیدم
    به غیر دام ندیدم به هرکسی که شدم رام
    دگر چو طایر وحشی ز ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  5. !

    لمسِ تن تو
    شهوت است و گناه
    حتی اگر خدا عقدمان را ببندد
    داغیِ لبت، جهنم من است
    حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند
    ...
    هم آغوشی با تو، هم خوابگیِ چرک آلودی*ست
    حتی اگر خانه*ی خدا خوابگاهمان باشد
    فرزندمان، حرام نطفه*ترین کودک زمین است
    حتی اگر تو مریم باشی و من روح*القدس
    خاتون من!
    حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم،
    یک بوسه
    ـ*یک نگاه حتی*ـ حرامم باد !
    اگر تو عاشق من نباشی

    احــــمد شـــامــلو

    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  6. هر اتفاقی می افتد به نفع ماست

    توي كشوري يه پادشاهي زندگي ميكرد كه خيلي مغرور ولي عاقل بوديه روز براي پادشاه يه انگشتر به عنوان هديه آوردند ولي رو نگين انگشتر چيزي ننوشته بود و خيلي ساده بود شاه پرسيد اين چرا اين قدر ساده است ؟و چرا چيزي روي آن نوشته نشده است؟ فردي كه آن انگشتر را آوره بود گفت:من اين را آورده ام تا شما هر آنچه كه ميخواهيد روي آن بنويسيدشاه به فكر فرو رفت كه چه چيزي بنويسد كه لايق شاه باشد وچه جمله اي به او پند ميدهد؟
    همه وزيران را صدا زد وگفت

    وزيران من هر جمله و هرحرف با ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  7. یباترین قسم سهراب

    زیباترین قسم سهراب سپهری

    نه تو می مانی و نه اندوه

    و نه هیچیک از مردم این آبادی...
    ...
    ... به حباب نگران لب یک رود قسم،

    و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

    غصه هم می گذرد،

    آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...

    لحظه ها عریانند.

    به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  8. !!

    رود
    قصیده بامدادی را
    در دلتای شب
    مكرر می كند
    و روز
    از آخرین نفس شب پر انتظار
    آغاز می شود
    و- اینك- سپیده دمی كه شعله چراغ مرا
    در طاقچه بی رنگ می كند
    تا مر غكان بومی رنك را
    در بوته های قالی از سكوت خواب بر انگیزد،
    پنداری آفتابی است
    كه به آشتی
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12