مشاهده RSS Feed

مطالب زیبا

مرد کور

به این مطلب امتیاز بدهید
توسط در تاریخ چهارشنبه ۰۸ آذر ۹۱ در ساعت ۱۸:۲۶ (2002 نمایش ها)
[RIGHT] روزی مرد کوری روی پله*های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد:[COLOR=#cc0000]من کور هستم لطفا کمک کنید[/COLOR]. روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ,آن را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته
[/RIGHT]
برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
شخصی

نظرات

    سلام
    داستانتون نصفه است ... ! چی روی تابلو نوشته بود ؟؟
    به نظر شما چه نوشته بود