مشاهده RSS Feed

fatimaezati

بغض

به این مطلب امتیاز بدهید
توسط در تاریخ پنجشنبه ۲۷ تیر ۹۲ در ساعت ۰۳:۳۹ (913 نمایش ها)
بغضی در گلو دارم که نمیدانم با آن چه کنم
راه نفسم را بسته است
نمیگذارد اکسیزن را ببلعم
قطره های اشک یکی پس از دیگری فرو میریزد
به دنبال راهی برای نفس کشیدنم
باران می بارد
دلم میگوید تنها راه نفس کشیدنت
فقط در زیر باران است زیر رحمت های الهی
به بام میروم
تمام وجودم با قطره ها خیس میشود
ندایی در درونم میگوید:فریاد بکش
فریاد بکش بگذار سنگینی دلت رفع شود
گله هایت را کنار بگذار زیرا این گله ها
ارزش زندگیت را ندارد نگذار مفت از چنگت برود
فریاد میکشم ولی فریادی خاموش
نمی توانم در توانم نیست
بار دیگر امتحان میکنم
فریاد میکشم دوستت دارم
آری دوستت دارم............
برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
شخصی

نظرات