مشاهده RSS Feed

تنهایی های رویا70

دلنوشته رويا16

به این مطلب امتیاز بدهید
چرا مثل گذشته نمیتونم بی خیالش شم
چرا نمیتونم ساده ازش بگذرم
چرا دوباره کلمه ی بی خیال بر زبونم جاری نمیشه چرا دوباره نمیگم بی خیال چرا
د آخه تو یه حرفی بزن یه چیزی بگو اما این سکوتو رو تمومش کن
اصلا دعوام کن هر چی میخوای بگو بهتر از این سکوت لعنتیه
این سکوت داره داغونم میکنه
لعنتی با این سکوتت میخوای چی رو ثابت کنی هان
نابود شدنم آره
خیالت جمع خیلی وقته نابود شدم خیلی وقته خودمو هم فراموش کردم یادم رفته چی بودم وبه خاطر تو چی شدم
خیلی وقته ویرانم الانم یه ویرانه ای بیش نیستم
آره خیلی وقته میدونی از کی از وقتی که چشمات ودستات اون گرمای خودشون از دست دادن وبه جاش گلوله های یخ جاشون گرفته
نمیدونم این همه سردی از کجا اومده
خدایا از این همه سردی که دور رو برمه دارم به خودم میپیچم
برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
شخصی

نظرات