مشاهده RSS Feed

fatimaezati

دیشب.......

به این مطلب امتیاز بدهید
توسط در تاریخ جمعه ۰۴ مرداد ۹۲ در ساعت ۰۰:۲۳ (742 نمایش ها)
دیشب خوابت را دیدم
خموش و خسته
و مهتاب هم به تو خیره بود
کلاهت بوی مرگ میداد
وقتی آخر جاده ایستاده بودی
و خشم موج میزد در نگاهت
رفتی
و دیگر حتی اشک هم نریختم
چرا که میدانم
دیگر دوستم نداری
برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
شخصی , عاشقانه

نظرات