مشاهده RSS Feed

دومان

نه با مایی، نه بی مایی

به این مطلب امتیاز بدهید
توسط در تاریخ یکشنبه ۱۹ آبان ۹۲ در ساعت ۲۰:۵۰ (1087 نمایش ها)
[CENTER][SIZE=5][FONT=times new roman]


نگاهت را نمی خوانم، نه با مایی، نه بی مایی!
ز کارت حیرتی دارم، نه با جمعی نه تنهایی

گهی از خنده گلریزی، مگر ای غنچه گلزاری؟
گهی از گریه لبریزی، مگر ای ماه، دریایی؟

چه می کوشی به طنّازی، که بر ابرو گِره بندی
به هر حالت که بنشینی، میان جمع، زیبایی!

درون پیرهن داری تنی از آرزو خوشتر
چرا پنهان کنی ای جان؟! بهشت آرزوهایی

گهی با من هم آغوشی، گهی از ما گریزانی
بدین افسونگری، در خاطرم چون نقش رویایی

لبت گر بی سخن باشد، نگاهت صد زبان دارد
بدین مستانه دیدن ها، نه خاموشی، نه گویایی

گهی از دیده پنهانی، پریزادی، پریرویی
گهی در جان هویدایی، فرح بخشی، فریبایی

به رخ گیسو فرو ریزی که دل ها را برانگیزی
از این بازیگری بگذر، به هر صورت دلارایی

چرا زلف سیاهت را حجاب چهره می سازی؟
تو ماهی، در دل شب ها، نه پنهانی، که پیدایی!

زبانت را نمی دانم، نه بی شوقی، نه مشتاقی
[/FONT][/SIZE][SIZE=2][SIZE=5][FONT=times new roman]نگاهت را نمی خوانم، نه با مایی، نه بی مایی!
[/FONT][/SIZE]

[/SIZE]


[/CENTER]

آپدیت شده یکشنبه ۱۹ آبان ۹۲ در ۲۳:۰۵ توسط [ARG:5 UNDEFINED]

برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
عاشقانه

نظرات

    نگاهت را نمی خوانم، نه با مایی، نه بی مایی!
    ------------------------------------------------
    [QUOTE=parisa;bt7024][SIZE=2][SIZE=5][FONT=times new roman]نگاهت را نمی خوانم، نه با مایی، نه بی مایی!
    ------------------------------------------------
    :-115[/FONT][/SIZE][/SIZE][/QUOTE]

    [CENTER]
    [SIZE=5][FONT=times new roman]به هر حالت که بنشینی، میان جمع، زیبایی![/FONT][/SIZE]


    [/CENTER]