مشاهده RSS Feed

مطالب زیبا

كلينيك خدا

به این مطلب امتیاز بدهید
توسط در تاریخ پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۹۳ در ساعت ۲۰:۰۳ (2301 نمایش ها)
[B][COLOR=#00B050][/COLOR][/B][B][COLOR=#00B050][/COLOR][/B][B][COLOR=#1F497D]به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم[/COLOR][/B] …[B][COLOR=#1F497D][/COLOR][/B][B][COLOR=#00B050]خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده[/COLOR][/B].[B][COLOR=#00B050][/COLOR][/B][B][COLOR=#4F81BD]زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج [/COLOR][/B][B][COLOR=#4F81BD]۴۰[/COLOR][/B][B][COLOR=#4F81BD] درجه اضطراب نشان داد[/COLOR][/B][COLOR=#4F81BD].[/COLOR]
[CENTER][CENTER][B][COLOR=#00B050] [/COLOR] [/B] [B] [COLOR=#00B050] آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود[/COLOR][/B][B][COLOR=#00B050] …
[/COLOR] [COLOR=#00B050] و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند[/COLOR][/B][B][COLOR=#00B050].
[/COLOR] [/B] [B] [COLOR=#C0504D] به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم[/COLOR][/B][B][COLOR=#C0504D].[/COLOR][COLOR=#00B050]
[/COLOR] [COLOR=#C0504D] بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم[/COLOR][/B][B][COLOR=#C0504D] …
[/COLOR] [COLOR=#00B050] فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم[/COLOR][/B][B][COLOR=#00B050].
[/COLOR] [/B] [B] [COLOR=#4BACC6] زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم[/COLOR][/B][B][COLOR=#4BACC6] …!
[/COLOR] [/B] [B] [COLOR=#00B050] خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم[/COLOR][/B][B][COLOR=#00B050]:
[/COLOR] [COLOR=#F79646] هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم[/COLOR][/B][B][COLOR=#00B050].
[/COLOR] [COLOR=#1F497D] قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم[/COLOR][/B][B][COLOR=#1F497D] .
[/COLOR] [COLOR=#8064A2] هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم[/COLOR][/B][B][COLOR=#8064A2].[/COLOR][COLOR=#00B050]
[/COLOR] [COLOR=red] زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم[/COLOR][/B][B][COLOR=red] .[/COLOR][COLOR=#00B050]
[/COLOR] [COLOR=#0070C0] و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم[/COLOR][/B][B][COLOR=#0070C0].
[/COLOR] [COLOR=#00B050]
[/COLOR] [COLOR=#00B050] ****وارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند[/COLOR][/B][B][COLOR=#00B050]:
[/COLOR] رنگین کمانی به ازای هر طوفان ،
لبخندی به ازای هر اشک ،
دوستی فداکار به ازای هر مشکل ،
نغمه ای شیرین به ازای هر آه ،
و اجابتی نزدیک برای هر دعا[/B][B] .
[COLOR=#00B050]
[/COLOR] [COLOR=#00B050] جمله نهایی[/COLOR][/B][B][COLOR=#00B050] :
[/COLOR] [COLOR=#00B050] عیب کار اینجاست که من ” [/COLOR][/B][B]آنچه هستم [COLOR=#00B050]” را با ” [/COLOR]آنچه باید باشم[COLOR=#00B050] ” اشتباه می کنم ،[/COLOR][/B][B][COLOR=#00B050]
[/COLOR] [/B] [B] [COLOR=#00B050] "خیال می[/COLOR][/B][B][COLOR=#00B050] [/COLOR][COLOR=#00B050]کنم آنچه باید [/COLOR]باشم[COLOR=#00B050]،[/COLOR][COLOR=#00B050] هستم، در حالیکه آنچه [/COLOR]هستم[COLOR=#00B050]، نباید باشم[/COLOR][/B][B][COLOR=#00B050] .[/COLOR][COLOR=#00B050]‎[/COLOR][COLOR=#00B050]"[/COLOR][/B]
[/CENTER][/CENTER]
برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
شخصی , عاشقانه

نظرات